تازه:
سه شنبه , ۲۹ میزان ۱۳۹۹
خانه » احمدعلی رضایی نوید

احمدعلی رضایی نوید

احمدعلی رضایی نوید
احمدعلی رضایی نوید، نویسنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، کابل

تبیین سیاست خارجی افغانستان پسا‌طالبان بر اساس نظریه پیوستگی

راحی، تصمیم‌گیری و اجرای یک سیاست خارجی موفق، مستلزم شناخت عوامل تعیین‌کننده‌ داخلی و خارجی است. افغانستان پسا‌طالبان، با ایجاد حکومت جدید، وارد ‌مرحله‌ای بی‌بدیل در سیاست خارجی‌اش شد که در نتیجه‌ تعاملات کشور با بازیگران بین‌المللی و ائتلاف با جامعه جهانی گسترش یافت. در شرایط جدید با توجه به فرصت‌ها و تهدید‌ها، تبیین سیاست خارجی افغانستان پسا‌طالبان و نحوه مدیریت و تصمیم‌گیری سیاست خارجی این کشور دارای اهمیتی خاص است. هدف این پژوهش، شناسایی متغیرهای اثر‌گذار (با توجه به وزن هر یک) بر سیاست خارجی افغانستان پسا‌طالبان و چالش‌های موجود است. پرسش اصلی ‌پژوهش موجود این است: متغیر‌های اثر‌گذار بر تصمیم‌گیری سیاست خارجی افغانستان پسا‌طالبان چیستند؟ برای پاسخ به این پرسش‌، نظریه پیوستگی جیمز روزنا برای تبیین سیاست خارجی افغانستان پسا‌طالبان انتخاب شده است. طبق این نظریه‌، جوامعی نظیر افغانستان که از نظر

ادامه... »

ضلع‌های سه‌گانه سیاست و قدرت در افغانستان

  این نوشتار در صدد است تا ماهیت سیاست و قدرت در افغانستان معاصر(از ۱۷۴۷ ببعد) را در قالب ضلع‌های سه گانه زیر به بررسی گیرد مقطع تاریخی یاد شده معروف است به دوره تاریکی و عقب ماندگی؛ و حال آنکه این کشور، قبل از دوره یادشده، تاریخ باشکوهی در عرصه‌های مختلف از جمله عرصه فرهنگ داشته است. یکم: ضلع قومی بودن سیاست و قدرت. تمام پایگاه‌های قدرت، امکانات و فرصت‌ها در این کشور مربوط به قبیله و قوم خاص …

ادامه... »

چالش های انتخاباتی در افغانستان

  مقدمه دموکراسی حکومت چندین گروه نخبه به صورت پیاپی می باشد. چون امروزه به لحاظ واقع گرایی سیاسی، سیاست و قدرت پیچیده تر و تخصصی تر از آن است که توده‌ها بتوانند خود، حکومت کنند امروزه در حکومت های دموکراتیک مردم حکومت نمی کنند بلکه نخبگان را گزینش کرده و بر آن‌ها نظارت می کنند. برای گذار واقعی به دموکراسی، یک کشور باید مراحل سه گانه زیر را با موفقیت سپری کند: الف) مرحله فروپاشی نظام و ساختار سیاسی …

ادامه... »

کارکرد استراتیژی «اعتدال» در مدیریت قدرت

افغانستان کشور افراط و تفریط ها است. منظور ما از «ازاستراتیژی اعتدال»، استراتیژی میانه روی و نفی افراط و تفریط ها است: راهی را که کشور های توسعه یافته و دموکراتیک پیموده اند، تجربه خوبی است برای ما؛ در کشورهای یاد شده دهها سال است که از انقلاب های خشونت بار، کودتاها و جنگ های مسلحانه خبری نیست. جنگ های مسلحانه و انقلاب های خونین، هزینه های زیادی را به همراه دارند که سال های طولانی را در بر می گیرند تا کشور به وضعیت عادی برگردد. بدبخت، جامعه ی است که انقلاب می کند و خوشبخت، جامعه ی است که به جای انقلاب، استراتیژی اعتدال را در پیش می گیرد و از طریق اصلاحات گام به گام و تدریجی، راه دشوار توسعه و پیشرفت را دنبال می کند چیزی که در بسیاری از کشور های غربی از گذشته های دور تا به امروز جریان دارد.

ادامه... »

بحران مدیریت قدرت در افغانستان

به راستی اگر سامان جهان(به طور عام) و سامان جامعه(به طور خاص) به عهده سیاست است، چرا جامعه افغانی، بی سامان و دچار انواع بحران های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و سیاست، در افغانستان از مهم ترین کار کرد خویش باز مانده است؟ این مهم ترین پرسشی است که این نوشتار درصدد پاسخگویی به آن است

ادامه... »

پشت پرده سیاست در افغانستان

انقلاب تویتری جمعه گذشته‌ی جنبش روشنایی، عنوان یکی از داغترین موضوعات رسانه های جهان شد. در این ارتباط نکاتی را قابل یادآوری می دانم: جنبش روشنایی در یک انقلاب تویتری، بیش از ۳۸۰۰۰۰(نزدیک به چهار صد هزار) هشتک داشت به همین خاطر توجه رسانه های جهانی را به خود جلب کرد و یکی از موضوعات داغ آنها در سطح جهانی بود(منبع: بی بی سی). به جنبش روشنایی و هوادارانش باید دست مریزاد گفت؛ منطق شما برنده شد و منطق استبداد …

ادامه... »

بازتاب آزادی و حقوق بشر در آیینه‌ی دموکراسی و اقتدار گرایی

به نظر مي‌رسد به طور كلي عمده‌ترين ذغدغه‌هاي امروز بشر در قالب سه گفتمان (Discourse) ذيل قابل طرح باشد: الف ـ گفتمان غايتگرانه و فضيلت محور كه به لحاظ مباني هستي شناختي، مبدا و مقصد را خداوند مي‌داند. طبعا ديدگاههاي سياسي ـ اجتماعي در اين گفتمان، منبعث از مباني ياد شده اند، مدينه‌ي فاضله‌ي آن تاسيس و استمرار حكومت خدا در روي زمين و تربيت انسانها بر اساس اخلاق ديني است.

ادامه... »

جستاری در باب روشنفکری و گذار به دموکراسی با تاکید بر افغانستان

زندگي گذشته و حال بشر با همه‌اي فراز و نشيب‌هايش بازتاب از دو دنياي متفاوت است كه ما از آن، به دوره‌هاي سنت (Tradition) و تجدد(Modernity) ياد مي‌كنيم. مرز دو دوره ياد شده را پژوهشگران، دست كم در مغرب زمين، همچنانكه بارها شنيده‌ايم، عصر رنسانس يا نوزايي در اروپا برمي‌شمارند. مشخصات دوره سنت را مي‌توان به طور كلي چنين فهرست نمود: 1- ايدئولوژي رسمي و انحصاري، مذهب است ( اعم از الهي و بشري ) لذا عمدتا پاسخها نسبت به پرسشهاي بشر، مذهبي است و از قبل تعيين شده؛ از روشنفكران مصطلح خبري نيست بلكه به جاي آنها پيامبران (اعم از بشري و الهي) و مبلغان ديني يا مذهبي، معماري و مديريت جهان را به عهده دارند.

ادامه... »

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved