تازه:
سه شنبه , ۲۹ میزان ۱۳۹۹
خانه » مقالات » حقوق » پاک سازی قومی هزاره ها و اصل جدایی چاره ساز

پاک سازی قومی هزاره ها و اصل جدایی چاره ساز

 

پروژه پاکسازی قومی هزاره ها استراتیژی حساب شده و مهندسی شده ای است که به شیوه های مختلف از دوران عبدالرحمان تاکنون تعقیب واجرایی میشود، بعد از نسل کشی تمام عیار هزاره ها توسط امیر خون آشام خام اندیشی است که برده سازی، تحقیر تاریخی، و محرومیت سیستماتیک و همه جانبه هزاره ها را در دوران زمامداری زمامدارانی چون نادرشاه، هاشم خان، محمودخان، و حتی ظاهرشاه و بخصوص پروسه هلوکاست و قتل عام های دهشتناک، پیاپی و سازمان یافته طالبان را بخشی از این پروژه بحساب نیاوریم.

در دوره کنونی با تاسیس حاکمیت جدید، یعنی دوره زمامداری کرزی و اشرف غنی این پروژه به شیوه سازمان یافته‌تر و رمز آلودتر در قالب محروم سازی تمام عیار هزاره ها از حقوق شهروندی و واگرایی آشکار و برنامه ریزی شده حاکمیت در بر اندازی تامین امنیت جانی هزاره ها و حتی همکاری و زمینه سازی پیدا و پنهان حاکمیت در تجهیز درندگانی همچون طالب و داعش در راستای خلق فاجعه های انسانی بر هزاره ها، این پروژه سیاه پیگیری میشود.

ساده اندیشی است که نسل کشی، فاجعه آفرینی های خونین انسانی در میرزاولنگ، غزنی، و کشتار هدف‌مند هزاره ها در نقاط مختلف بویژه غرب کابل، هرات و در مسیرها و شاهراه های مواصلاتی از قبیل جلریز، قره باغ و شاه راه کابل و هرات و فاریاب و نقاط دیگر که کشور را برای هزاره جهنم و جغرافیای مرگ و تباهی ساخته و آنان را وادار به مهاجرت های جمعی نموده است را بخشی از این پروژه پاکسازی قومی نشماریم.

ارتش خون آشام طالب و درندگان داعش در واقع هردو نیروی درنده و اجرایی این پروژه سیاه سیاسی است. از طرفی پیامد روانی این قتل عام ها و فاجعه آفرینی ها به میزان و به پیمانه خود فاجعه سنگین، مصیبت بار و پر بسامد بوده که در استیصال، بیسامانگی، فروپاشی داخلی، و گسست‌های اجتماعی هزاره ها بصورت رادیکال و بنیادین نقش آفرینی داشته است. از همین رو رهبران سیاسی، بازیگران سیاسی امروزین هزاره ها شاید بی اثر ترین، بی‌مصرف ترین، ناکارآمدترین، نا متعهد ترین و معامله کار ترین رجاله هایی باشند که بخاطر پی‌جویی منافع شخصی خود جامعه هزاره را در آشفتگی و بحران عمیق بی اعتمادی فرو برده اند.

امروزه در شرایط جدید، تاسیس حاکمیت جدید در کشور بر مبنای الزامات حقوق بین الملل و ارزشهای جهانی جهان‌شمول همچون نرمهای دموکراتیک، صلح، حقوق بشر، نیز هرگونه توسل به اقدامات خود سرانه نظامی و مواجهه فیزیکی را از هزاره ها سلب کرده و هزاره ها نمیتوانند بدون بایسته های حقوق بین الملل و متقاعد ساختن ذهنیت تصمیم گیرندگان بین المللی و قدرت های جهانی در تقابل نظامی و مواجهه با دولت مرکزی برآیند.

به نظر می آید، یکی از راهکارهایی حقوقی از منظر حقوق بین الملل توسل به حقوق جبرانی حق جدایی چاره ساز است. حق جدایی چاره ساز بعنوان راهبرد میانه، برآیند تقابل دو اصل حقوقی یعنی اصل حق تعیین سرنوشت که از حقوق مردم، کرامت انسانی و با استدلال به اینکه منبع تمام مشروعیت های حقوقی مردم است از حق خود ارادیت سیاسی مردم در برابر اتوریته و استبداد دولت دفاع میکند و معتقد است که بسیاری از نقضهای گسترده و سیستماتیک حقوق بنیادین بشر و انکار حق تعیین سرنوشت داخلی نسبت به بخشی از مردم بخصوص اقلیتها توسط استبداد حاکمیت بر اساس و به بهانه حق حاکمیت صورت میگیرد و اصل حق تمامیت ارضی که از حاکمیت، حق تمامیت ارضی در برابر مطالبات خود مختاری و آنارشی مردم دفاع میکند.

اصل حق جدایی چاره ساز، مسیر انسانی سازی حقوق و حد واسط این دو اصل است که به اقلیتهای تحت ستم و تحت تبعیض این امکان را می دهد که در صورت نقض آشکار حقوق بنیادین اقلیتها از قبیل حقوق سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی توسط دولت مرکزی یا هژمونی و حاکمیت قومی حق جدایی خود از دولت مرکزی را از طریق دیوان بین‌المللی دادگستری و جلسات شورای امنیت سازمان ملل پی گیرند.

 

شرایط لازم برای استناد به اصل جدایی چاره ساز:

۱- انکار مستقیم یا غیر مستقیم حق تعیین سرنوشت داخلی، یعنی اتخاذ سیاستها، راهبردها در جهت محرومیت سازی و باز داری تعقیب آزادانه توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی.

۲- نقضهای گسترده و مستمر حقوق بنیادین بشری از قبیل امنیت، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی
۳ – ارتکاب نسل کشی و پاکسازی های قومی.

اصل جدایی چاره ساز امروزه یگانه جلوه های انسانی حقوق بین الملل و ابزار حقوقی مبارزه شناخته شده و مشروع برای اقلیتها در سطح جهان می باشد که بسیاری از اقلیتها در مبارزات عدالتطلبانه خود از این اصل در راستای مشروعیت مبارزات خود بهره می برند و در راستای استقلال برخی از کشورها از جمله بنگلادش، کرواسی، کزوو و… نقش اساسی نیز داشته است.


حد اقل دست آوردهای این طرح برای هزاره ها:

۱- آگاهی بخشیدن به نهادها، سازمانهایی تاثیرگذار و جامعه بین المللی نسبت به نقض آشکار حقوق سیاسی، اجتماعی هزاره ها و از همه مهمتر پروژه انقراض و پاکسازی قومی هزاره ها.

۲- ارتباط دیپلماتیک و حقوقی با نهادها، سازمانهای بین المللی و تصمیم گیرندگان، سیاستگذاران حقوقی در مقیاس جهانی.

۳- امکان حضور نسبی در سازمانها و نهادهای بین المللی در راستای تعقیب اهداف و منافع بر حق قومی هزاره ها در سطح بین المللی.

۴- به چالش کشیدن و زیر فشار قرار دادن دولت تمامیت خواه قومی در مناسبات داخلی مبنی بر توجه به مطالبات عادلانه حقوق اجتماعی، و توزیع عادلانه منابع ملی

۵_ مشروعیت بخشی به اتخاذ سیاستهای خود ساماندهی از قبیل سیاستهای امنیتی، اقدامات دفاعی و حتی فعال کردن گرو های مسلح و ارتش هزارگی.

در پایان از دوستان تحصیلکرده، نخبه، بخصوص حقوق دانان، تقاضامندم چنانچه این اصل در پیگیری اهداف و منافع اجتماعی جامعه هزاره‌ و حد اقل کاهش بیدادگری برمردم ما بعنوان یک راهبرد حقوقی موثر به نظر می آید، در مهندسی جامع، دقیق، رفع کاستی ها و طرح کامل این طرح حقوقی، همکاری نموده و در جهت کمپاین رسانه ای این طرح و گفتمان حقوقی باهم همصدا شویم.

من این بحث را سالها قبل نیز بدنبال فاجعه جلریز در سطح فیسبوک فرا خوان دادم، و با بسیاری از حقوق دانان مردم ما مستقیما گفت وگو نمودم. در پیگیری حق مسلم توتاب، جنبش روشنایی نیز با برخی از تصمیم گیرندگان گفتگو نمودم، اما متاسفانه بدلیل عدم آشنایی سیاستگران با دانش حقوق بین‌المللی صدایی بر نخواست.

 

منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

قتل عامی آرزو دارم هلاکوخان کجاست؟

رضا محمدی پادشاه لنگه دنیا ، که وزیرش برای ما شاه تعیین می کند، با تحقیر سخن از قتل عام میلیونی همه جنوب افغانستان و چه بسا همه مملکت زده،  بی این فکر ، که بعد قتل عام چه کسی کارخانه های هرویین سازی امریکا را بگرداند؟ چه کسی در مرز آسیای میانه و چین خودش را بترقاند؟ نه آقای ترامپ، ما از مرگ نمی هراسیم چرا که مدت هاست در میدان مین دست ساخت شما زندگی می کنیم.

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved