تازه:
شنبه , ۸ قوس ۱۳۹۹
خانه » مقالات » سیاست » زلمی خلیلزاد سرنا را از سر گشادش پف می کند؟!

زلمی خلیلزاد سرنا را از سر گشادش پف می کند؟!

 

زلمی خلیلزاد، شهروند افغان-امریکایی و سفیر پیشین امریکا در افغانستان که اخیرا وارد کابل شده، به جنرال عطامحمد نور هشدار داد که بیش از این چنگ در چنگ حکومت افغانستان و جامعه جهانی نیاندازد و صبر و حوصله آنان را نیازماید. به نظر می رسد زلمی خلیلزاد در توهم سالهای نخستین ماموریت خود در افغانستان به سر می برد:

  1. خلیلزاد فکر می کند هنوز هم سال ۲۰۰۱ است. در آن سال، مردم افغانستان غرب، امریکا و آن جامعه جهانی خلیلزاد را منجی خود می دانستند. اما حالا نمی دانند. در آن سال جورج بوش، رئیس خلیلزاد، وعده داده بود افغانستان را به زودی به یک کشور نمونه در منطقه مبدل خواهد کرد و این مأموریت را به خلیلزاد سپرده بود. اما حالا کشورهای منطقه هراس دارند که مبادا تبدیل به یک افغانستان دیگر شوند. در آن سال مردم افغانستان امیدوار بودند از شر بربریت طالبان و عفریت جنگ و برادرکشی رها شوند و به صلح و ثبات و توسعه پایدار برسند. اما حالا هرماه ۳۰۰۰ کشته می دهند و کشور شان نا امن ترین و بی ثبات ترین کشور دنیا است؛ جاییکه اکنون دولت متبوع خلیلزاد در پیشانی وبسایت سفارت خود درکابل پیوسته هشدار می دهد تا شهروندان امریکایی از سفر به آنجا خودداری ورزند. در آن سال، مردم افغانستان با تمام کدورت ها، خصومت ها و جراحت هایی که داشتند، گرد هم آمدند تا دشمنی ها را کنار بگذارند، از خواسته های کوچکتر خود دست بردارند و به خاطر خواسته های کلان تر زیر چتر واحدی گرد هم آیند تا باشد که رستگار شوند. اما حالا آن چتر واحد را دوستان نزدیکِ ارگ نشین خلیلزاد به چهارپاره ی ازهم گسیخته مبدل ساخته اند. ارزش های مشترک، خواسته ها و آرمان های بزرگ را از فرق سر تا نوک پا فدای منافع کوچک و ارزش های محفلی، تباری و تیمی خود کرده اند. در آن سال، مردم افغانستان آرزو می کردند مالک دموکراسی، انتخابات، نهادهای دموکراتیک و توسعه سیاسی و اقتصادی می شوند. اما حالا نهادهای دموکراتیک، پارلمان و حکومت افغانستان تبدیل به سوژه های مهم کاریکاتوریست ها و طنزنویس های جهان شده است و اقتصاد افغانستان، از مافیایی ترین اقتصادهای دنیاست. آن زمان مردم افغانستان امیدوار بودند با سرنگونی طالبان، به عقب بر نمی گردند و گروه ها و حلقه های عقب گرا منهدم، مضمحل و پاکسازی خواهند شد. اما اکنون (بقول وزارت دفاع و داخله کشور)، ۲۵ گروه ترریستی عقبگرای فعال از بام تا شام مصیبت و اندوه و مرگ به ارمغان می آورند و از چپ و راست مملکت داعش و طالب و انفجاری و انتحاری می بارد. خلاصه، آن زمان مردم افغانستان اکثرا ساده، خوش بین و خوش باور بودند و وعده ها و وعیدهای شما آقای خلیلزاد و دوستان بین المللی تان را صادقانه می دانستند. اکنون نمی توانند باور تان کنند و شما هم نمیتوانید با همان لعاب های مندرس و از کار افتاده ۲۰۰۱ دل عده ای را به دست آورید و یا دل عده ای دیگر را مرعوب نمایید. در یک کلام، در ۲۰۰۱ اکثریت قاطع مردم افغانستان به طالب زدایی و تروریست ستیزی شما باور داشتند. امروز همان اکثریت قاطع به این باور رسیده اند که طالب، داعش و تروریسم بخشی از پروژه های دوستان بین المللی شماست.
  2. مسئله افغانستان کنونی، مسئله عطامحمد نور و یک ولایت نیست. این کاملا ساده سازی و پاک کردن صورت مسئله است. مسئله اصلی و مهم، مسئله فروپاشی تدریجی کشور است. مسئله دولت سازی ناکام است. مسئله داعش سازی و تداوم جنگ و بحران است. مسئله دامن زدن به تعصبات قومی و زبانی وگسترده تر شدن فزاینده ی شکاف ها و گسل های تباری، منطقوی و مذهبی است. مسئله تبعیض های سیستماتیک قومی و منطقه ای است که توسط دستگاه حکومت و حلقه ارگ سازماندهی می شود و گسل های قومی و منطقه ای را بیش از پیش فراخ تر وگسترده تر ساخته است. مسئله سقوط تدریجی دولت و وقوع بحران و جنگی است که آن سر آن ناپیداست. از همین رو، آن حیله های کهنه دیگر کار نمی کنند حتا اگر اشرف غنی یا مشاورانش ترجیح دهند که به کارگرفته شوند. گیریم که جنرال عطا همین اکنون از ولایت بلخ کنار رود و یا تسلیم اشرف غنی شود، اما بحران بی اعتمادی فراگیری که دهان باز کرده است از میان خواهد رفت؟ حق کشی ها، ستم ها، جفاها، تبعیض ها و قانون شکنی ها از میان می روند؟ دولت کنونی افغانستان، تمامی پشتوانه های مردمی خود را از دست داده و خود را عریان و خلع سلاح کرده است. کافی است از دروازه های آهنین ارگ بیرون بیایند و نارضایتی های مردم را در گوشه گوشه ی سرزمینی که می خواهند بر قلمرو آن حاکم باشند، ببینند. مملکت اکنون روی یک کوه آتش فشان می غلتد. اگر تغییرات اقلیمی و محیطی نامساعدتر شود، این کوه آتش فشان فعال خواهد شد و آن زمان همه را خواهد بلعید؛ چه اینکه جنرال عطا در ولایت بلخ باشد یا در داخل ارگ ریاست جمهوی و درکنار اشرف غنی !
  3. افزون براین ها، اکنون دیگر چنان جامعه ی بین المللی هم وجود ندارد که کسانی چون خلیلزاد به آن دل خوش کرده اند. جامعه بین المللی موهوم خلیلزاد و دوستان ارگ نشین او کم کم به افسانه مبدل می شود. قطب بندی های جدید جهانی و منطقوی گواه آن است. اگر سیاست های ارگ و دوستان بین المللی خلیلزاد به همین سیاق که تا کنون بوده تداوم یابد، بازی های منطقه ای و جهانی در افغانستان پیچیده تر خواهد شد. خلیلزاد بجای توسل به دستاویزهای کهنه و فرسوده بهتر است با دوستان داخلی و به اصطلاح جامعه جهانی خود در راه و رسمی که در پیش دارند تجدیدنظر کنند. از همان عینکی به افغانستان ننگرند که ۱۷ سال پیش می نگریستند و سرنا را از سر گشادش پف نکنند. بحرانی دیگر بر بحران های موجود نیافزایند و هیزمی بیشتر برای اشتعال جرقه های آتش فشان های نهان فراهم نکنند.

 

 

امین آرمان

About امین آرمان

امین آرمان، نویسنده، پژوهشگر و مدیرمسؤل شبکه قلم، کابل
منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

2 comments

  1. Khosrow Azad

    من نمیدونم اون یه امریکایی تو کابل چیکار میکنه چرا برنمیگرده کشور خودشون به ترامپ کمک کنه بحران رسوایی سکسی اونو یه جوری ماستمالی کنن آخه بدجوری افتاده تو هچل

  2. Baqer Shamal

    ۱- دیریست که شیوه و روش جنگ افغانستان تغییر کرده است نه به منوال جنگ جبهه ای ۴۰ سال گذشته بلکه پیشرفته آن در تعامل با قدرت های بزرگ جهانی.
    ۲- دیریست که بوی دالر مشام مردم افغانستان را حلقه زده است و این یک نوع تسخیر مافیایی سیاست حکمیت مدرن جهانی میباشد.
    ۳- دیریست که دمکراسی سیاست افغانستان تحت فرمان ایده و اندیشه های سفارت امریکا است.
    ۴- دیریست که پایگاه سیاسی و نظامی مثلث در افغانستان فعال گردیده است، پایگاه سیاسی-نظامی بگرام، بلخ، هلمند.
    ۵- دیریست که از ستون پنجم حکومت افغانستان اسم برده میشود ولی این عنوان در معرض یاد فراموشی مردم افغانستان سپرده شده است.
    ۶- دیریست که رهبران و روشنفکران اقوام مختلف این سرزمین به حاشیه رانده میشوند و به نحوی کام انتحار و انفجار میدرند.
    ۷- دیریست که گند پروژه داعش سازی از پشت در های بسته و اطاق های فکری ارگ و شورای امنیت افغانستان به افکار عمومی درز میکند.
    ۸- دیریست که وکلای مجلسین محتویات اصلی این غده سرطانی را که تازه نشو نمو کرده را بیان میکنند و مقصر اصلی آن را دستگاه سیاست افغانستان- خارجی میدانند.
    ۹- دیریست که انتقال طالبان سفید پوش قبیلوی از سه سمت کشور به استقامت شمال- سیاه پوش، جریان دارد.
    ۱۰- دیریست که هویت سازی جعلی و اسم مستعار داعش در محضر عمومی تشکیل جلسه کرده در باره تصمیم گیری های افغانستان عقده گشایی میکند. حکمتیار. مردم این سرزمین حافظه ضعیف دارند و یا اینکه به نحوی خواستار مرگ تدریجی شده اند !؟
    چی مسایلی پنهان است و کی باید پاسخگو باشد و کی به دار آویخته شود و چرا این ملت جهت خودرا مشخص نمی سازد و کی جلو این سناریوی بزرگ جهانی گرفت و تشکیل مجاهدین، القاعده و طالب، پیش زمینه سیاست خارجی کشور امریکا، انگلیس، و تعدادی از کشور های مشترک المنافع زی دخل سیاست افغانستان بودند و به شکل بهتر آن تطبیق کردند، هیچگاهی مجاهد واقعی، القاعده، و طالب واقعی در این سرزمین نبود و هیچ شخصی را بنام مجاهد، القاعده، و طالب نمیشناسم. بلکه همه ایشان پروردهء پلان تسخیری امریکا در تبانی با کشور های جستجو گر منافع در افغانستان میباشند و باریکی تفاوت داعش با مجاهدین، القاعده، طالب در این قسمت است که آن سه قوه محرک مخربی و تسخیر فضا سازی افغانستان را از کشور های منطقه و از همسایگان افغانستان حمایت میکردند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

کشتار گنجشک‌ها به دستور مائو

شش دهه از سخنرانی آتشین مائوتسه دون – “مغز متفکر” شماره‌ یک چین – میگذرد: …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved