تازه:
جمعه , ۹ عقرب ۱۳۹۹
خانه » مقالات » نگاه ژرف » نقش مدیریت دانش در توسعه سرمایه اجتماعی

نقش مدیریت دانش در توسعه سرمایه اجتماعی

 

نقش مدیریت دانش در توسعه سرمایه اجتماعی

(از دیدگاه معلمان مدارس خصوصی و غیرانتفاعی شهر کابل)

 

دکتر سیدعلی سیادت[۱]

دکتر رسول ربانی[۲]

محمدعلی حیدری[۳]

 

چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش مدیریت دانش بر توسعه سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی و غیرانتفاعی شهر کابل است. جامعه آماری پژوهش معلمان مدارس خصوصی و غیر انتفاعی ناحیه سیزده شهر کابل بود. این تحقیق توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی و اطلاعات و داده‌های پژوهش با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوری شدند. داده‌های تحقیق پس از جمع‌آوری بر اساس فرضیه‌ها و اهداف تحقیق با استفاده از روش همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده گویای آن است که بین فرایندهای مدیریت دانش و ابعاد سرمایه اجتماعی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. این تحقیق همبستگی مثبت و معناداری را بین توسعه فرایندهای مدیریت دانش با مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل نشان داده که وجود مدیریت دانش‌محور موجب توسعه سرمایه اجتماعی(شناختی، رابطه‌ای و ساختاری) در مدارس خصوصی شهر کابل خواهد شد. ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۳۹% از نمرات مؤلفه‌های سرمایه شناختی و رابطه‌ای تحت تأثیر فرایند توسعه مدیریت دانش قرار دارد. همچنین رابطه مثبت و معناداری بین تک تک فرایندهای مدیریت دانش(ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و کاربرد) و مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی (شناختی، رابطه‌ای و ساختاری) وجود دارد که ضریب تعیین نشان دهنده آن است که نمرات مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی ۳۳% تحت تأثیر فرایند ایجاد دانش، ۲۵% تحت تأثیر فرایند انتشار دانش و ۴۹% تحت تأثیر فرایند کاربرد دانش قرار دارد.

واژگان کلیدی: مدیریت دانش، سرمایه اجتماعی، ، مدارس خصوصی شهر کابل.

 

مقدمه

امروزه در کنار سرمایه انسانی که بیانگر موجودی دانش افراد یک سازمان است(قلیچ لی،۱۳۸۸)، سرمایه فکری که تلاش برای استفاده مؤثر از دانش در مقابل اطلاعات است(بنتیس،۱۹۹۸)، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی مورد بهره برداری قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها، ارتباطات مبتنی بر اعتماد میان مجموعه‌های انسانی و سازمانی به عنوان منبعی ارزشمند اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می‌شود. سرمایه اجتماعی بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و فیزیکی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می‌شود. مدیران و کسانی که بتوانند در سازمان سرمایه اجتماعی ایجاد کنند راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می‌سازند. از سوی دیگر سرمایه اجتماعی به زندگی فرد، معنی و مفهوم می‌بخشد و زندگی را ساده‌تر و لذت‌بخش‌تر می سازد.

هم اکنون سرمایه اجتماعی نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمان‌ها و جوامع ایفا می‌کند و شبکه‌های روابط جمعی و گروهی، انسجام بخش میان انسانها با سازمانها، و سازمانها با سازمانها می باشد. در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و دشوار می شوند(الوانی، ۱۳۸۵).

بیکر(۱۹۹۰) اظهار می دارد که سرمایه اجتماعی «منبعی است که افراد از ساختارهای اجتماعی مشخص به دست می آورند و از آن برای تعقیب منافعشان استفاده می کنند». به علاوه پوتنام(۱۹۹۵) معتقد است ویژگیهای سازمان اجتماعی عبارتند از: شبکه ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، که همکاری و هماهنگی را برای منافع متقابل تسهیل می‌کنند. به اعتقاد آدلر و کان(۲۰۰۲) «سرمایه اجتماعی منبعی برای عاملان فردی و جمعی است که از طریق پیکربندی و محتوای شبکه، روابط اجتماعی تقریباً پایدارشان شامل موجودی تعاملات فعال میان افراد است: یعنی اعتماد، درک متقابل، رفتارها و ارزشهای مشترک که اعضای شبکه های انسانی و گروهها را به هم پیوند می دهد و امکان فعالیت‌های همکارانه را در سازمان ایجاد می کند.(قلیچ لی، ۱۳۸۸).

از آنجایی که سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین عناصر پویای نظام اجتماعی و فرهنگی جوامع به حساب می‌آید و فضای ساختاری مدارس منتقل کننده ایده‌ها، ارزشها، هنجارها و اعتماد اجتماعی می‌باشد، از این رو مدارس و نظام آموزش و پرورش به عنوان یکی از کانون‌های اصلی ایجاد، توسعه و ظرفیت‌سازی سرمایه اجتماعی در سطح جامعه محسوب می‌شود. بنابراین، عدم توسعه آموزش و پرورش در مسیر ایجاد، تولید و افزایش کیفیت سرمایه اجتماعی جامعه، به عدم اثربخشی و ناکارایی این نهاد در پیشبرد برنامه‌های توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور منجر خواهد شد.(مرجایی، ۱۳۸۳).

از سوی دیگر نظام آموزش و پرورش و مؤسسات فرهنگی، آموزشی و مدارس عموماً به عنوان نهاد فرابخشی در خدمت خرده نظامهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع به ایفای نقش می پردازد و این نهاد در کنار وظایف اساسی خود همانند تولید دانش و ارتقای مهارت و پرورش نیروی انسانی، سهم چشمگیری نیز در تولید فرهنگ و تأثیر بر خرده نظامهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه دارد. بنابراین توسعه آموزش و پرورش بدون پرداختن به وظایف فرابخشی و زیرساختی آن، نامتوازن و ناموفق خواهد بود. (مرجایی، ۱۳۸۳).

طی یک دهه گذشته، در کشور افغانستان تقاضا برای آموزش روز به روز فزونی گرفته است[۴]. این امر مسئولیت خطیری را بر عهده نهادهای آموزشی کشور گذاشته است. از آنجاییکه سرمایه اجتماعی می‌تواند نقش کلیدی در توسعه کشور داشته باشد، بنابراین توجه به سرمایه‌های نامحسوس، سرمایه فکری و توسعه سرمایه اجتماعی باید در رأس برنامه‌های نهادهای آموزشی کشور  قرار بگیرد. در این راستا و با توجه به این واقعیت که کشور افغانستان از جمله کشورهای در حال رشد به حساب آمده که به تازگی قدم‌های آغازین را در راه رشد و توسعه برداشته است، چاره‌ای جز توجه بیش از پیش به نقش و کارکردهای نظام آموزش و پرورش و مؤسسات آموزشی در توسعه و توسعه پایدار وجود ندارد. از طرف دیگر یکی از قابلیت‌ها و عوامل مهم سازمانی و اجتماعی که می‌تواند در امر توسعه آموزشی مفید و کارساز باشد توجه به مفهوم مدیریت دانش در سازمان‌های آموزشی است. با توجه به اهمیت این مسأله در این مقاله تلاش خواهد شد که به بررسی نقش فرایندهای مدیریت دانش در توسعه سرمایه اجتماعی پرداخته شود و کاربرد کارکردهای آموزش و پرورش که ناشی از اعمال مدیریت دانش می‌باشد، در ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی تبیین و تشریح گردد. بنابراین پژوهش حاضر در صدد بررسی نقش مدیریت دانش در توسعه سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل می‌باشد.

 

مبانی نظری تحقیق

مدیریت دانش

قبل از پرداختن به موضوع مدیریت دانش ابتدا لازم است که چندین واژه تعریف شود. اکثر صاحب‌نظران مدیریت دانش، تفاوت‌هایی بین داده،‌ اطلاعات و دانش قائل شده‌اند که به اختصار به شرح زیر است(دالکر،‌۲۰۰۵).

۱) داده[۵]: داده‌ها، الفاظ و اعداد بدون معنی و شامل مقیاسهای مستقل، مشخصه‌ها، و علائم‌اند. داده محتوایی است که به طور مستقیم قابل مشاهده یا صحه‌گذاری  است. برای مثال فهرست زمانها و مکانهای فیلمهای سینمایی امروز.

۲) اطلاعات[۶]: داده ها از طریق برخی فرایندهای تعامل انسانی و فناوری اطلاعات به عنوان اطلاعات معنا می یابند. اطلاعات در حقیقت داده‌های خلاصه شده را در بر می‌گیرد که گروه‌بندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل شده‌اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند. می توان با بررسی اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت.

۳) دانش[۷]: دانش اطلاعات ترکیب شده با تجربه، شرابط، تفسیر و تفکر است. دانش در ذهن افراد ایجاد و به کار گرفته می شود. در سازمان ها دانش اغلب نه تنها در اسناد یا فایل ها گنجانده می شود بلکه در برنامه روزمره سازمانی، فرایندها، اعمال و هنجارها نیر قرار دارد. بشر در ایجاد دانش عامل اصلی است. دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می شود. داونپورت و پروساک[۸](۲۰۰۲) دانش را در واقع “مخلوط سیالی از تجربیات، ارزش ها و اطلاعات موجود و نگرش های کارشناسی نظام یافته می‌دانند که چارچوبی برای ارزشیابی و بهره‌گیری از تجربیات و اطلاعات جدید به دست می‌دهد” (صص۴۵۸-۵۹).

۴) خرد[۹]: از نظر فلمینگ(۱۹۹۸) خرد حرکت از دانش به کمال است. خرد همان کاربرد دانش است و زمانی شکل می‌گیرد که فرد با اصولی که الگوها را می سازد آشنا باشد. این اصول سراسری و کاملاً مستقل از زمینه هستند. خرد، بینش، اصول و اخلاق را شامل می شود. با درک اصول موجود در اطلاعات و دانش و ملحوظ داشتن ارزشها خرد حاصل می شود. برای برخی از نظریه پردازان خرد، دانشی است که جذب شده و کاملاً به صورت ضمنی(پنهان) درآمده است، به طوری که خود را تقریباً در هر عمل و تصمیمی متجلی می سازد.

بنابر نظر سالیز و جونز[۱۰] (۲۰۰۲) در دسته‌بندی که از سوی صاحبنظران سازمان ارایه گردیده، دهه ۱۹۸۰ را دهه جنبش کیفیت (استفاده بهتر از قدرت فکری خود)، دهه ۱۹۹۰ را مهندسی مجدد (استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای کسب و کار و کاهش هزینه‌ها) و دهه ۲۰۰۰ را دهه مدیریت دانش لقب داده‌اند. مدیریت دانش به رغم تاریخچه کوتاهی که دارد، ریشه در فلسفه، روانشناسی و نیز نظریه‌های مدیریت و تجارت دارد. منشأ فکری آن به عصر انقلاب صنعتی در قرن ۱۸-۱۹ و دیدگاههای مدیریت بر می‌گردد. این رویکرد جدید به واقع بر نیاز سازمان به سازماندهی سرمایه‌های فکری، انسانی و علمی‌شان متمرکز می‌شود و به عنوان رویکردهای نوین در تغییر و جابجایی از مدیریت نیروی جسمانی به مدیریت مغزها تجلی یافت و رشد سریع دانش و فناوری را سبب گردید.

تعریف مفهوم مدیریت دانش مشکل است زیرا دیدگاهها یا طبقه بندی‌های متفاوتی از مدیریت دانش وجود دارد که می‌تواند باعث ایجاد ابعاد و معانی متفاوتی از این موضوع شود. مالهوترا[۱۱] (۱۹۹۸)، یکی از پرکارترین افراد در زمینه مدیریت دانش بیان می کند که مدیریت دانش در برگیرنده فرایندهای سازمانی است که به دنبال ترکیب هم‌افزای[۱۲] ظرفیت پردازش داده و اطلاعات توسط فناوری اطلاعات با ظرفیت نوآوری و خلاقیت منابع انسانی می‌باشد. بهات[۱۳] (۲۰۰۱)، مدیریت دانش را به عنوان فرایند ایجاد، ارزیابی، باز نمودن، توزیع و کاربرد دانش معرفی می‌کند. از نظر یحیی[۱۴] (۲۰۰۵) مدیریت دانش یک فرایندی است که باعث افزایش میزان نفوذ و ایجاد مهارتها و تخصص کارمندان می‌شود و فن آوری اطلاعات آن را حمایت می کند(ص۴۵۸). سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه[۱۵] (۲۰۰۳)، تعریفی از مدیریت دانش ارائه کرده است که مفاهیم اصلی تعاریف موجود را به صورت خلاصه در بر می‌گیرد. از دیدگاه این سازمان، مدیریت دانش، مجموعه ای از فعالیت های سازمانی برای خلق، کسب، توزیع دانسته‌ها و ارتقای اشتراک‌گذاری دانش در داخل سازمان و پیرامون آن است.(عطاپور، ۱۳۸۸).

مدیریت دانش سعی بر این دارد تا محدودیت های سازمانی را از بین ببرد، ارتباطات و مشارکت را افزایش دهد و دانش محلی را به دانش سازمانی تبدیل کند. مدیریت دانش حول محور بهبود، نوآوری و نیل به اهداف دور می زند. مدیریت دانش فرایندی مستمر است که به ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و کاربرد دانش در درون و بیرون سازمان به منظور ایجاد ظرفیت لازم برای سازمانها جهت سازگاری و بقا در محیط متغیر و ابهام‌آمیز رقابتی در فرایند جهانی شدن می پردازد. محور فعالیت‌های مدیریت دانش صرفاً به کارگیری دانش نیست، بلکه بر دانش و آفریدن آن تأکید اساسی دارد. بنابر نظر مال هوترا(۱۹۹۸) در اقتصاد امروزی تنها منبع ممتاز رقابتی، دانش است و همواره یک دارایی با ارزش در سازمان به حساب می آید. در واقع کار مدیریت دانش به، جابجایی انتقال دانش ضمنی به دانش صریح متمرکز است.

از نظر شارما[۱۶] (۲۰۰۰) مدیریت دانش عبارت است از یک توصیف کلی از فرهنگ، فرایندها و فناوری در سازمانی که کاربرد سرمایه های عقلانی را به منظور تحقق رساندن اهداف راهبردی یک سازمان به همراه نتایج مادی قابل اندازه گیری در بازار حفظ می کند، رشد می دهد و بهینه می سازد.

مدیریت دانش فرایند ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و کاربرد دانش است و این پنج عامل در حوزه مدیریت دانش برای یک سازمان زمینه آموزش، بازخورد، آموزش مجدد را فراهم می آورد که معمولاً برای ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و احیاء قابلیت های سازمان مورد استفاده قرار می گیرد. برای دانستن هر چه بیشتر معیارهای توسعه پی بردن به فرایند دانش و چارچوبی که در حال حاضر به سازمان ها اجازه می دهد تا به مدیریت دانش بپردازد، اهمیت دارد. مراحل زیر که نشان دهنده ی فرایندهای مدیریت دانش است توسط بس(۲۰۰۴) بیان شده است:

ایجاد دانش[۱۷]: دانش از تجربیات و مهارت های کارکنان ناشی می شود. دانش توسط افراد با مشخص کردن شیوه های جدید انجام کارها یا توسعه علم خلق می شود. گاهی اوقات چنانچه دانش در سازمانی وجود نداشته باشد دانش بیرونی وارد سازمان می شود. همه سازمان ها در قالب عملکردها و فعالیت های سازمانی، دانش را خلق و از آن استفاده می کنند. ایجاد  دانش به توانایی سازمانها در بسط ایده ها و راه حل های نوین و مفید اشاره دارد. هر سازمانی با توسعه و تجدید ساختار دانش قبلی و فعلی از طریق روش های مختلف به خلق واقعیت و معناهای جدید می پردازد.

ثبت دانش[۱۸]: دانشی که ایجاد شده باید به شکل اولیه اش در پایگاههای اطلاعاتی ذخیره شود. بسیاری از سازمانها از انواع مختلف منابع جهت ضبط و نگهداری دانش استفاده می کند.

پالایش[۱۹]: دانش جدید باید در زمینه ای قرار گیرد که عملی شود، جایی که بینش های بشر یا دانش ضمنی ضبط شود و همراه با دانش صریح(آشکار) اصلاح گردد.

انتشار دانش[۲۰]: دانش باید در دسترس هر کسی در سازمان قرار گیرد تا در هر زمان و مکانی که نیاز دارد آن را مورد استفاده قرار می دهد. فناوری های جدید مانند کارهای گروهی، اینترنت، اینترانت و دیگر فناوریها به انتشار دانش کمک می کند. انتشار دانش، مستلزم برداشتن دو گام است: ارسال، فرستادن یا عرضه دانش به گیرنده ای بالقوه و جذب آن توسط شخص، منظور از انتشار دانش، افزایش تواناییهای سازمان ها در انجام کارها و در نهایت بالا بردن ارزش آنهاست. فقط ایجاد تغییر در رفتار می تواند گویای انتقال مؤثر دانش باشد. صرف در دسترس بودن دانش به معنای انتشار آن نیست.

کاربرد دانش[۲۱]: به طور کلی دانش سازمانی باید در جهت محصولات، خدمات و فرایند سازمان به کار گرفته شود. اگر سازمانی نتواند به راحتی شکل صحیح دانش را در جای مناسب آن مشخص نماید در عرصه های رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد. زمانی که نوآوری و خلاقیت راه پیروزی در جهان امروز است، سازمان باید بتواند دانش مناسب را در جای مناسب خود به کار گیرد. به کارگیری دانش شامل فعالیت هایی است که از دانش در فرایندهای کسب و کار استفاده می کنند. به منظور توسعه کاربرد دانش در مجموعه های دولتی می توان در ساختار سازمانی رسمی سازمان، جایگاهی را برای مدیریت دانش در نظر گرفت که به صورت کاملاً تخصصی فعالیت تسهیم و استفاده از دانش را رهبری کرده و پایه های فکری و عقیدتی افراد را در این زمینه اصلاح  کرد.

 

سرمایه اجتماعی

صاحب نظران، سرمایه اجتماعی را جنبه هایی از سازمان اجتماعی از قبیل هنجارها، شبکه های اجتماعی و اعتماد متقابل می دانند که همکاری و همیاری افراد را برای دستیابی به منافع مشترک، تسهیل می کند(پاتنام[۲۲]، ۱۹۹۵). اصطلاح سرمایه اجتماعی در دهه ۱۹۸۰ وارد علوم اجتماعی شد. بر اساس نظریات جمیز کلمن[۲۳](جامعه شناس) سرمایه اجتماعی عبارت است از: توانایی افراد درکار مشترک در قالب گروه. به عبارت دیگر تلاش افراد با دانش و اندیشه های مشترک برای بدست آوردن یک هدف، نیز در این گروه می گنجد.(فوکویاما[۲۴]،۲۰۰۲).

بوردیو[۲۵] (۱۹۸۶)، سرمایه اجتماعی را ارتباط افراد با همدیگر در محیط های اجتماعی می داند. سرمایه اجتماعی از طریق فعالیت های هدفمند بدست می آید و می توان سرمایه اجتماعی را درعرصه قوائد اقتصادی وارد کرد. توانایی انجام فوق به نوع قوانین اجتماعی، ارتباطات و شبکه های اجتماعی موجود بستگی دارد(سوبل[۲۶]، ۲۰۰۲).

همچنین به اعتقاد آدلر و کان[۲۷] (۲۰۰۲) «سرمایه اجتماعی منبعی برای عاملان فردی و جمعی است که از طریق پیکربندی و محتوای شبکه، روابط اجتماعی تقریباً پایدارشان شامل موجودی تعاملات فعال میان افراد است: یعنی اعتماد، درک متقابل، رفتارها و ارزشهای مشترک که اعضای شبکه های انسانی و گروهها را به هم پیوند می دهد و امکان فعالیت‌های همکارانه را در سازمان ایجاد می (به نقل از قلیچ لی، ۱۳۸۸).

از دیدگاه سازمانی، ناهاپیت و گوشال[۲۸](۱۹۹۸) سرمایه اجتماعی را به عنوان جمع منابع بالفعل و بالقوه موجود در درون، قابل دسترس از طریق و ناشی شده از شبکه روابط یک فرد با یک واحد اجتماعی تعریف می‌کنند. این دو دانشمند با رویکرد سازمانی، جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی را در سه طبقه جای می دهند: سرمایه شناختی، رابطه ای و ساختاری.

الف)بعد شناختی: عنصر شناختی سرمایه اجتماعی اشاره به منابعی دارد که فراهم کننده مظاهر، تعبیرها و تفسیرها و سیستم های معانی مشترک در میان گروههاست. مهمترین جنبه های این بعد عبارتند از: زبان و کدهای مشترک[۲۹]، حکایات مشترک[۳۰].

زبان و کدهای مشترک: به دلایل مختلفی زبان مشترک بر شرایط ترکیب و تبادل دانش تأثیر می گذارد. اول اینکه زبان، کارکرد مستقیم و مهمی در روابط اجتماعی دارد؛ زیرا ابزاری است که از طریق آن افراد با یکدیگر بحث می کنند، اطلاعات مبادله می کنند، از یکدیگر سؤال می پرسند و در جامعه، امور تجاری انجام می دهند، دوم اینکه زبان بر ادراکاتمان تأثیر می گذارد و کدها هم یک چارچوب مرجع برای مشاهده و تفسیرمان از محیط فراهم می کنند. سوم اینکه؛ زبان مشترک قابلیت ترکیب اطلاعات را افزایش می دهد.

حکایات مشترک: محققان معتقدند که اسطوره ها، داستان ها و استعاره ها، ابزار قدرتمندی در اجتماعات برای ایجاد، تبادل و نگهداری مجموعه های غنی معانی فراهم می کنند.

ب) بعد رابطه‌ای: عنصر رابطه‌ای سرمایه اجتماعی توصیف کننده نوعی روابط شخصی است که افراد با یکدیگر به خاطر سابقه تعاملاتشان برقرار می‌کنند. مهمترین جنبه‌های این بعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از: اعتماد[۳۱]، هنجارها[۳۲]، الزامات و انتظارات[۳۳] و هویت[۳۴].

اعتماد: تحقیقات نشان می دهد در جاییکه روابط مبتنی بر اعتماد در سطح بالایی وجود دارند، افراد تمایل زیادی برای تبادل اجتماعی و تعامل همکارانه دارند.

هنجارها: هنجارهای همکاری می توانند پایه ای قوی برای دانش بوجود آورند.

الزامات و انتظارات: الزامات نشان دهنده یک تعهد یا وظیفه برای انجام فعالیتی در آینده است.

هویت: هویت فرایندی است که در آن افراد احساس می کنند با فرد یا گروهی از افراد دیگر، عضو یک گروه واحد هستند.

ج)بعد ساختاری: این عنصر سرمایه اجتماعی اشاره به الگوی کلی تماسهای بین افراد دارد؛ یعنی شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید. مهمترین جنبه‌های این عنصر عبارتند از: روابط شبکه‌ای[۳۵]، پیکربندی روابط شبکه‌ای[۳۶]  و سازمان مناسب[۳۷].

روابط شبکه‌ای: پیشنهاد اصلی تئوری سرمایه اجتماعی این است که روابط شبکه ای، امکان دسترسی به منابع(مثل دانش) را فراهم می سازند. روابط اجتماعی، ایجاد کننده کانالهای اطلاعاتی هستند که میزان زمان و سرمایه گذاری مورد نیاز را برای گردآوری اطلاعات کاهش می دهند.

پیکربندی روابط شبکه‌ای: تراکم، پیوند و سلسله مراتب همگی از طریق تأثیر بر میزان تماس یا قابلیت دسترسی اعضای شبکه باعث انعطاف پذیری و سهولت تبادل اطلاعات می شوند.

سازمان مناسب: سرمایه اجتماعی ایجاد شده از جمله: روابط و پیوندها، هنجارها و اعتماد در یک محیط خاص، اغلب می‌تواند از یک محیط اجتماعی به محیط اجتماعی دیگری انتقال داده شود و بدین ترتیب بر الگوهای تبادل اجتماعی تأثیر بگذارد. سازمان های اجتماعی مناسب می توانند یک شبکه بالقوه دسترسی به افراد و منابعشان از جمله اطلاعات و دانش را فراهم کنند و از طریق ابعاد شناختی و رابطه ای سرمایه اجتماعی، ممکن است انگیزش و قابلیت را برای تبادل تضمین کنند. در عین حال این سازمانها ممکن است مانع این تبادل شوند(دموری، ۱۳۸۸)..

 

سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش

لوکارت(۲۰۰۵؛ به نقل از ردادی(۱۳۸۷)، سرمایه اجتماعی را حرکت به سمت انسجام جامعه معرفی کرد. این انسجام، افراد جامعه را قادر می‌سازد کارها را به صورت مؤثرتر انجام دهد. ایجاد و استفاده از سرمایه اجتماعی به تغییر رفتار و طرز تفکر نیاز دارد. برنامه‌های آموزشی جامع الگوی مطلوب برای افرادی است که قصد دارند رفتارهای جدید را بیاموزند، مشاهده، کشف و اجرا کنند.

مؤسسات آموزشی نظیر دانشگاهها و مدارس به عنوان یک نهاد راهبردی در پرورش و آموزش سرمایه اجتماعی، هدایت‌گر مجموعه معینی از هنجارها با ارزشهای غیررسمی در جهت تحقق و توسعه پایدار می‌باشد. سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای از منابع در دسترس، شامل اندیشه‌ها، اطلاعات، راهنمایی‌ها، فرصت‌های کسب و کار، اعتماد و همیاری، سرمایه‌های مالی، قدرت و نفوذ، حمایت و پشتیبانی احساسی است. اعتماد اجتماعی بر گرفته از عدالت (برابری) و نتیجه آن امنیت اجتماعی است. آنتی‌گیدنز[۳۸] اعتماد و تأثیر آن بر فرایند توسعه را زیربنا و زمینه‌ساز اصلی در جوامع مدرن می‌داند. هر جا سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد، مشارکت و همیاری مردم در عرصه‌های اجتماعی بیشتر و آسیب‌های اجتماعی کمتر است(اکبری،‌ ۱۳۸۳). یکی از راههای مهم افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه، تقویت «هنجارهای اجتماعی» است. هنجارها روابط میان افراد را گسترش می‌دهند و اعتماد میان افراد جامعه را عمق می‌بخشد(ردادی، ۱۳۸۷). بنابراین ایجاد، توسعه و تقویت سرمایه اجتماعی نظیر تقویت هنجارها از ضرورت‌های مدیریت دانش است. بر این اساس، پژوهشگران بر آن شده اند تا ارتباط میان ابعاد سرمایه اجتماعی و فرایندهای مدیریت دانش را در سازمان، آزمون و تبیین کنند. مطالعات تعدادی از این پژوهشگران عبارتند از:

«آدلر» و «کرون[۳۹]»(۲۰۰۲) در پژوهش خود نشان دادند که میان سرمایه اجتماعی و انتقال دانش، ارتباط معناداری وجود دارد. «لندری[۴۰]» و همکاران(۲۰۰۲)، به شواهد مناسبی مبنی بر ارتباط میان سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش دست یافته‌اند. با این حال، آنها در پژوهش خود، مدیریت دانش را به طور کلی و بدون تفکیک ابعاد گوناگون آن مد نظر قرار داده اند. «تیمون» و «استامف[۴۱]»(۲۰۰۳)، در پژوهش خود نشان دادند که نقش سرمایه اجتماعی در بهبود مدیریت دانش، منجر به کسب عملکرد بالاتر در سازمان می شود. «داس» و «تنج[۴۲]»(۲۰۰۲)، نشان داده‌اند وجود سرمایه اجتماعی در سازمان، بر انتقال دانش در میان اعضای شبکه ها تأثیرگذار است.

«گُر» و «گُر[۴۳]» (۱۹۹۹)، در مطالعۀ خود، فاصله بین مدیریت دانش را در تئوری و عمل با توجه به نقش فرهنگ سازمانی در مدیریت دانش و ملزومات آن، مورد بررسی قرار دادند. این دو محقق در یافته‌های خویش نشان داده‌اند که ساختار سازمانی منعطف، وجود سیستم‌های اطلاعاتی اثربخش و نه صرفاً مبتنی بر فناوری، طراحی سیستم پاداش‌دهی مناسب و در نهایت جلب اعتماد افراد، از جمله عوامل اساسی در مدیریت دانش است. آنها تأکید کرده اند چنانچه فرهنگ سازمانی مبتنی بر اعتماد و ارتباطات اثربخش، این فرایند را مورد حمایت قرار ندهد، فناوری نمی‌تواند نتیجه مطلوب داشته باشد.

«جارونپا[۴۴]» و «ایمونن[۴۵]»(۲۰۰۹)، در تحقیق خود با عنوان “سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش در شبکه‌های سازمانی در کشور هلند” پرداخت. بر اساس یافته‌های این تحقیق توسعه مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی در محیط‌های مدیریتی نیازمند ابعاد متفاوت از سرمایه اجتماعی و تلاشهای جداگانه می‌باشد. همچنین نتیجه تحقیق بیان می‌کند که شبکه‌های متفاوت، تسهیم دانش متفاوت دارند و در مواردی اصول تسهیم دانش مشترک و متفاوت می‌باشد و کاربرد و توسعه بعد مناسب سرمایه اجتماعی میزان تأثیرگذاری اصول تسهیم دانش در شبکه را افزایش می‌دهد.

«لازاروا[۴۶]» و «تیلور[۴۷]»(۲۰۰۹)، در تحقیق خود با عنوان “مشاغل آزاد، سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش: مفهومی برای عملکرد سازمانی”، نوع تأثیر مشاغل آزاد را بر شکل گیری و کاربرد سرمایه اجتماعی سازمانی در سازمانها بررسی نمود. نتایج بیانگر آن است که ضمن ارائه یک مدل در این رابطه بیان می کند که تحت آن شرایط انواع مختلف مشاغل آزاد بر شکل گیری و کاربرد آن بر ساختار سازمانی، تعقل سازمانی و سرمایه اجتماعی شناختی تأثیر می گذارد و پیشنهاداتی را مبنی بر تحلیل های انجام شده ارائه می دهد. علاوه بر آن نوع دانش (اکتشافی و استخراجی[۴۸]) ارائه شده توسط سازمان که خود نوعی متعادل کننده برای ارتباطات مدیر ارائه شده را امتحان نموده است.

«الوانی و همکاران»(۱۳۸۶)، در پژوهش‌شان اشاره کردند که  تأثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه مدیریت دانش بسته به ماهیت و نوع این اقدامات(سخت و نرم) متفاوت بوده است. وجود سرمایه اجتماعی بر توسعه فعالیتهای نرم مدیریت دانش(شامل فعالیتهای انتقال و خلق دانش) تأثیرگذار بوده، با این حال رابطه معناداری را با توسعه فعالیتهای سخت مدیریت دانش(شامل کسب، ثبت و کاربرد دانش)، نشان نداده است.

«امیرخانی» (۱۳۸۶)، در خود به تبیین رابطه توسعه سرمایه اجتماعی و عدالت سازمانی در سازمانهای دولتی پرداخته است. نتایج نشان داد که میان توسعه سرمایه اجتماعی و عدالت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود داشته به طوری که شکل‌گیری سرمایه اجتماعی به شدت تحت تأثیر ادراک عدالت در سازمان قرار دارد.

«قلی پور و همکاران» (۱۳۸۷)، تحقیقی‌شان به این نتیجه رسیدند که بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با کارآفرینی سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین با استفاده از آزمون تحلیل مسیر داده‌های پژوهش، برازش بسیار خوبی با مدل مفهومی مشاهده شده است. «جاهد» (۱۳۸۸)، در تحقیق‌شان به این نتیجه رسیدند که بین مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی شناختی تأثیر و کنش متقابل وجود دارد. «دموری» و همکاران(۱۳۸۸)، در مطالعه‌ای نشان دادند که رابطه مثبت و معناداری بین مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی وجود دارد؛ بطوریکه سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در توسعه مدیریت دانش در دانشگاه اسلامی دارد.

 

روش شناسی پژوهش

هدف و فرضیات پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی ارتباط و نقش مدیریت دانش در توسعه سرمایه اجتماعی است. در واقع در این پژوهش به این سؤال پاسخ خواهیم داد که: آیا بین فرایندهای مدیریت دانش و ابعاد سرمایه اجتماعی ارتباطی وجود دارد؟ تأثیر مدیربت دانش در توسعه سرمایه اجتماعی به چه میزان می‌باشد؟ جهت رسیدن به این دو هدف،  فرضیات زیر مطرح می‌گردند شامل:

۱- بین توسعه فرایندهای مدیریت دانش با مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

۲-  بین فرایند ایجاد دانش با مؤلفه‌های  سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

۳- بین فرایند ثبت دانش با مؤلفه‌های  سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

۴- بین فرایند پالایش دانش با مؤلفه‌های  سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

۵- بین فرایند انتشار دانش با مؤلفه‌های  سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

۶- بین فرایند کاربرد دانش با مؤلفه‌های  سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

جامعه و نمونه آماری: جامعه آماری این پژوهش معلمان مدارس خصوصی و غیرانتفاعی ناحیه ۱۳ شهر کابل می‌باشد. طبق آمارهای بدست آمده تعداد معلمان حدود ۳۰۰ نفر می باشد[۴۹] که بنابراین بوسیله فرمول کوکران حجم نمونه آماری ۱۰۰ نفر بدست آمد. لذا تعداد ۶ مدرسه از بین این مدارس به صورت خوشه‌ای انتخاب گردید و پرسشنامه‌های مورد نظر در بین معلمان مدارس به روش نمونه‌گیری تصادفی توزیع که از بین آنها ۸۸ پرسشنامه در نهایت جمع آوری گردید.

ابزار پژوهش: پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی است. روش گردآوری داده ها، میدانی می باشد. با توجه به هدف‌های پژوهش و ماهیت آن، مناسب‌ترین روش برای گردآوری داده‌های مورد نیاز استفاده از تکمیل پرسشنامه بوده؛‌ بدین منظور از سه پرسشنامه ذیل استفاده شد:

پرسشنامه اطلاعات عمومی: که شامل مشخصات فردی، سابقه کاری و معلمی افراد که مشتمل بر سن، سطح تحصیلات، سابقه خدمت، وضعیت تأهل، جنسبت و پایه ای که تدریس می کند را دارا می باشد.

پرسشنامه مدیریت دانش: جهت اندازه گیری مدیریت دانش، از پرسشنامه محقق ساخته که بر اساس نظریات برنارد باس طراحی شد استفاده گردید. این پرسشنامه مشتمل بر ۵ فرایند (ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و کاربرد دانش) می باشد. این پرسشنامه از ۲۱ سؤال در طیف ۵ درجه لیکرت (بسیار زیاد، زیاد،‌ تا حدودی، کم و بسیار کم) تشکیل شده است.

پرسشنامه سرمایه اجتماعی: این پرسشنامه هم توسط محقق بر اساس مدل ناهاپیت و گوشال(۱۹۹۸) طراحی شد که مشتمل بر سه بعد (شناختی، رابطه‌ای و ساختاری) می‌باشد. این پرسشنامه از ۱۵ سؤال در طیف ۵ درجه لیکرت (بسیار زیاد، زیاد،‌ تا حدودی، کم و بسیار کم) تشکیل شده است.

روایی و پایایی پرسشنامه‌ها: روایی پرسشنامه‌ها توسط استادان و کارشناسان رشته مدیریت و علوم اجتماعی تأیید گردید. جهت تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ به کمک نرم افزار SPSS 18 استفاده شده که ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب ۹۱  برای پرسشنامه مدیریت دانش و ۹۰ برای پرسشنامه سرمایه اجتماعی برآورد شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است.

پس از گردآوری داده های خام و استخراج آنها، به منظور تجریه و تحلیل این اطلاعات، از آمار استنباطی (ضریب همبستگی و رگرسیون) برای تبیین رابطه بین متغیرهای تحقیق (فرایندهای مدیریت دانش، سرمایه اجتماعی و ابعاد آنها) استفاده شد.

 

تجزیه و تحلیل داده‌ها

در این قسمت به توصیف و تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده پرداخته می شود.

فرضیه اول پژوهش: بین توسعه مدیریت دانش با مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل  رابطه وجود دارد.

 

منبع فراوانی r سطح معناداری
فرآیند توسعه مدیریت دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی ۸۸ ۴۹% ۰۰۱/۰
فرآیند توسعه مدیریت دانش با  مؤلفه‌های سرمایه رابطه ای ۸۸ ۵۷% ۰۰۱/۰
فرآیند توسعه مدیریت دانش با  مؤلفه‌های سرمایه ساختاری ۸۸ ۵۸% ۰۰۱/۰

جدول ۱: نتایج ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین توسعه فرایندهای مدیریت دانش با مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

بنابر نتایج حاصله، r مشاهده شده در سطح ۰۵/۰  همبستگی مثبت و معناداری را بین توسعه فرایندهای مدیریت دانش با مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل نشان می‌دهد. به عبارت دیگر وجود مدیریت دانش‌محور موجب تقویت مؤلفه‌های سرمایه شناختی، رابطه‌ای و ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل خواهد شد.

 

جدول ۲: نتایج ضریب رگرسیون وزن‌های خالص و ناخالص منبع فرایند توسعه مدیریت دانش بر مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع خطای معیار ضریب رگرسیون ارزش t ضریب تعیین سطح معناداری
سرمایه شناختی ۳۶% ۳۳% ۲۶/۲ ۳۹% ۰۱۰/۰
سرمایه رابطه ای ۴۳% ۲۷% ۹۸/۱ ۳۹% ۰۵/۰
سرمایه ساختاری ۳۹% ۲۶% ۸۹/۱ ۰۹% ۰۶/۰

بنابر نتایج حاصله، توسعه فرایندهای مدیریت دانش بر مولفه‌های سرمایه شناختی و سرمایه رابطه‌ای از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد و می‌تواند در معادله رگرسیون باقی بمانند، در حالی که بر مولفه سرمایه ساختاری تأثیر نداشته است. ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۳۹% از نمرات مولفه‌های سرمایه شناختی و رابطه‌ای تحت تأثیر توسعه فرایندهای مدیریت دانش قرار دارد.

 

فرضیه دوم پژوهش: بین فرایند ایجاد دانش با مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

جدول ۳: نتایج ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین فرایند ایجاد دانش با مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع فراوانی r سطح معناداری
فرآیند ایجاد دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی ۸۸ ۵۰% ۰۰۱/۰
فرآیند ایجاد دانش با مؤلفه‌های سرمایه رابطه ای ۸۸ ۵۱% ۰۰۱/۰
فرآیند ایجاد دانش با مؤلفه‌های سرمایه ساختاری ۸۸ ۴۷% ۰۰۱/۰

بنابر نتایج حاصله، r مشاهده شده در سطح ۰۵/۰  همبستگی مثبت و معناداری را بین فرآیند ایجاد دانش با مولفه‌های سرمایه شناختی، سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری  در مدارس خصوصی شهر کابل نشان  می‌دهد.

 

جدول ۴: نتایج ضریب رگرسیون وزن‌های خالص و ناخالص منبع فرایند توسعه دانش بر مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع خطای معیار ضریب رگرسیون ارزش t ضریب تعیین سطح معناداری
سرمایه شناختی ۰۸% ۲۹% ۵۶/۲ ۳۳% ۰۱/۰
سرمایه رابطه ای ۱۰% ۳۰% ۱۱/۲ ۳۳% ۰۳/۰
سرمایه ساختاری ۰۹% ۰۷% ۴۶/۰ ۰۵% ۶۴/۰

بنابر نتایج حاصله، فرآیند ایجاد دانش بر مولفه‌های سرمایه شناختی و سرمایه رابطه‌ای از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد و می‌تواند در معادله رگرسیون باقی بمانند در حالی که بر مولفه سرمایه ساختاری تأثیر نداشته است. ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۳۳% از نمرات مولفه‌های سرمایه شناختی و رابطه‌ای تحت تأثیر فرآیند ایجاد دانش قرار دارد.

 

فرضیه سوم پژوهش: بین فرایند ثبت دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل رابطه وجود دارد.

 

جدول ۵: نتایج ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین فرایند ثبت دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع فراوانی r سطح معناداری
فرآیند ثبت دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی ۸۸ ۳۲% ۰۰۲/۰
فرآیند ثبت دانش با مؤلفه‌های سرمایه رابطه ای ۸۸ ۳۴% ۰۰۱/۰
فرآیند ثبت دانش با مؤلفه‌های سرمایه ساختاری ۸۸ ۴۲% ۰۰۱/۰

بنابر نتایج حاصله، r مشاهده شده در سطح ۰۵/۰  همبستگی مثبت و معناداری را بین فرآیند ثبت دانش با مولفه‌های سرمایه  شناختی، سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل   نشان  می‌دهد.

 

جدول ۶: نتایج ضریب رگرسیون وزن های خالص و ناخالص منبع فرایند ثبت دانش بر مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع خطای معیار ضریب رگرسیون ارزش t ضریب تعیین سطح معناداری
سرمایه شناختی ۰۸% ۱۱% ۸۷/۰ ۰۴% ۳۹/۰
سرمایه رابطه‌ای ۰۹% ۰۲% ۱۴/۰ ۰۴% ۹۵/۰
سرمایه ساختاری ۰۸% ۳۶% ۲۶/۲ ۱۹% ۰۳/۰

بنابر نتایج حاصله، فرآیند ثبت دانش بر مولفه سرمایه ساختاری از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد و می‌تواند در معادله رگرسیون باقی بمانند در حالی که بر مولفه‌های سرمایه شناختی و رابطه‌ای تأثیر نداشته است. ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۱۹% از نمرات مولفه سرمایه ساختاری تحت تأثیر فرآیند ثبت دانش قرار دارد.

 

فرضیه چهارم پژوهش: بین فرایند پالایش دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل  رابطه وجود دارد.

جدول ۷ : نتایج ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین فرایند پالایش دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع فراوانی r سطح معناداری
فرآیند پالایش دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی ۸۸ ۱۴% ۲۰/۰
فرآیند پالایش دانش با مؤلفه‌های سرمایه رابطه‌ای ۸۸ ۳۸% ۰۰۱/۰
فرآیند پالایش دانش با مؤلفه‌های سرمایه ساختاری ۸۸ ۲۹% ۰۰۶/۰

بنابر نتایج حاصله، r مشاهده شده در سطح ۰۵/۰  همبستگی مثبت و معناداری را بین فرآیند پالایش دانش با مولفه‌های سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل نشان می‌دهد. در حالی که بین فرایند پالایش دانش و سرمایه شناختی همبستگی معناداری قابل مشاهده نبود.

 

جدول ۸ :  نتایج ضریب رگرسیون وزن های خالص و ناخالص منبع فرایند پالایش دانش بر مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع خطای معیار ضریب رگرسیون ارزش t ضریب تعیین سطح معناداری
سرمایه شناختی ۱۰% ۱۲% ۹۲/۰ ۰۶% ۳۶/۰
سرمایه رابطه ای ۱۲% ۴۱% ۵۵/۲ ۱۵%۰ ۰۱/۰
سرمایه ساختاری ۱۰% ۰۴% ۲۶/۰ ۰۶% ۸۰/۰

بنابر نتایج حاصله، فرآیند پالایش دانش بر مولفه سرمایه رابطه‌ای سرمایه اجتماعی تأثیر دارد و می‌تواند در معادله رگرسیون باقی بمانند در حالی که بر مولفه‌های سرمایه شناختی و ساختاری  تأثیر نداشته است. ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۱۵% از نمرات مولفه سرمایه رابطه‌ای تحت تأثیر فرآیند پالایش دانش قرار دارد.

 

فرضیه پنجم پژوهش: بین فرایند انتشار دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل  رابطه وجود دارد.

جدول ۹: نتایج ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین فرایند پالایش دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع فراوانی r سطح معناداری
فرآیند انتشار دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی ۸۸ ۴۴% ۰۰۱/۰
فرآیند انتشار دانش با مؤلفه‌های سرمایه رابطه ای ۸۸ ۴۰% ۰۰۱/۰
فرآیند انتشار دانش با مؤلفه‌های سرمایه ساختاری ۸۸ ۴۵% ۰۰۱/۰

بنابر نتایج حاصله، r مشاهده شده در سطح ۰۵/۰  همبستگی مثبت و معناداری را بین فرآیند انتشار دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی، سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل  نشان  می‌دهد.

 

جدول ۱۰ :  نتایج ضریب رگرسیون وزن های خالص و ناخالص منبع فرایند انتشار دانش بر مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع خطای معیار ضریب رگرسیون ارزش t ضریب تعیین سطح معناداری
سرمایه شناختی ۱۵% ۲۶% ۱۶/۲ ۲۵% ۰۳/۰
سرمایه رابطه ای ۱۷% ۰۷% ۴۸/۰ ۰۷%۰ ۶۳/۰
سرمایه ساختاری ۱۶% ۲۴% ۵۶/۱ ۰۷%۰ ۱۲/۰

بنابر نتایج حاصله، فرآیند انتشار دانش تنها بر مولفه‌های سرمایه شناختی از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد و می‌تواند در معادله رگرسیون باقی بمانند در حالی که بر مولفه‌های سرمایه رابطه‌ای و ساختاری  تأثیر نداشته است. ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۲۵% از نمرات مولفه سرمایه‌شناختی تحت تأثیر فرآیند انتشار دانش قرار دارد.

 

 

فرضیه ششم پژوهش: بین فرایند کاربرد دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل  رابطه وجود دارد.

جدول ۱۱: نتایج ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین فرایند کاربرد دانش با مولفه های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع فراوانی r سطح معناداری
فرآیند کاربرد دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی ۸۸ ۵۰% ۰۰۱/۰
فرآیند کاربرد دانش با مؤلفه‌های سرمایه رابطه ای ۸۸ ۶۵% ۰۰۱/۰
فرآیند کاربرد دانش با مؤلفه‌های سرمایه ساختاری ۸۸ ۶۵% ۰۰۱/۰

بنابر نتایج حاصله، r مشاهده شده در سطح ۰۵/۰  همبستگی مثبت و معناداری را بین فرآیند کاربرد دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی، سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل   نشان  می‌دهد.

 

جدول ۱۲: نتایج ضریب رگرسیون وزن های خالص و ناخالص منبع فرایند کاربرد دانش بر مولفه‌های سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل

منبع خطای معیار ضریب رگرسیون ارزش t ضریب تعیین سطح معناداری
سرمایه شناختی ۰۹% ۲۳% ۵۲/۱ ۴۹% ۰۴/۰
سرمایه رابطه ای ۱۰% ۳۲% ۶۰/۲ ۴۹%۰ ۰۱/۰
سرمایه ساختاری ۰۹% ۳۳% ۵۶/۲ ۴۹%۰ ۰۱/۰

بنابر نتایج حاصله، فرآیند کاربرد دانش تنها بر مولفه‌های سرمایه شناختی، رابطه‌ای و ساختاری از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد و می‌تواند در معادله رگرسیون باقی بمانند. ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۴۹% از نمرات مولفه‌های سرمایه اجتماعی تحت تأثیر فرآیند کاربرد دانش قرار دارد.

 

بحث و نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط و نقش فرایند‌های مدیریت دانش بر توسعه ابعاد سرمایه اجتماعی انجام گرفت. بدین منظور ابعاد سرمایه اجتماعی و فرایند‌های مدیریت دانش در مدارس خصوصی ناحیه سیزده شهر کابل مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل فرضیه شماره ۱ و ملاحظه جداول ۱ و ۲ نشان می دهد که در سطح ۵%>P همبستگی مثبت و معناداری بین فرایند توسعه دانش با ابعاد سرمایه اجتماعی وجود دارد. به عبارت دیگر وجود مدیریت دانش محور موجب تقویت سرمایه شناختی، رابطه‌ای و ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل خواهد شد. جدول شماره ۱ نشان می‌دهد فرایند توسعه مدیریت دانش با سرمایه ساختاری بیشترین همبستگی را (۵۸%) دارد، در مقابل فرایند توسعه مدیریت دانش با سرمایه شناختی کمترین همبستگی (۴۹%) را دارا می باشد. با توجه به جدول شماره ۲ می‌توان نتیجه گرفت که ۳۹% از نمرات مؤلفه‌های سرمایه‌شناختی و رابطه‌ای تحت تأثیر فرایند توسعه مدیریت دانش قرار دارد.

محققان و پژوهشگران مختلفی (آدلر و کرون، ۲۰۰۲؛ لندری، ۲۰۰۲؛ تیمون و استامف، ۲۰۰۳؛ داس و تنج، ۲۰۰۲؛ گر و گر، ۱۹۹۹؛ جارونپارا و ایمونن، ۲۰۰۹؛ لازاروا و تیلور، ۲۰۰۹؛ وندی استون، ۲۰۰۱؛ الوانی و همکاران، ۱۳۸۶؛ امیرخانی، ۱۳۸۶؛ قلی پور و همکاران، ۱۳۸۷؛ رجایی پور، رحیمی، ۱۳۸۷؛ کریمی، ۱۳۸۷؛ دموری، ۱۳۸۸؛ شیروانی و همکاران، ۱۳۸۸؛) ابعاد مختلف ارتباط سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش را در سازمانها مورد بررسی قرار داده‌اند. نتایج این تحقیقات در یک نقطه وجه اشتراک دارد و آن ارتباط ابعاد سرمایه اجماعی و فرایندهای مدیریت دانش در سازمانها می‌باشد. یعنی با افزایش ابعاد شناختی، رابطه‌ای و ساختاری از  سرمایه اجتماعی در یک سازمان، فرایندهای ایجاد، انتقال، ذخیره، تسهیم، انتشار و کاربرد دانش افزایش یافته است.

در پژوهش آدلر و کرون(۲۰۰۲) بین سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش ارتباط معناداری وجود دارد. لندری و همکاران(۲۰۰۲) به شواهد مناسبی مبتنی بر ارتباط سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش دست یافته‌اند. تیمون و استامف(۲۰۰۳) در پژوهش خود نشان دادند که نقش سرمایه اجتماعی در بهبود مدیریت دانش منجر به کسب عملکرد بالاتر در سازمان می‌شود. داس و تنج(۲۰۰۲) نشان داده‌اند که وجود سرمایه اجتماعی در سازمان، بر انتقال دانش در میان شبکه‌ها تأثیرگذار است. جارونپارا و ایمونن(۲۰۰۹) بیان نموده‌اند که کاربرد و توسعه بعد مناسب سرمایه اجتماعی میزان تأثیرگذاری اصول تسهیم دانش در شبکه‌ها را افزایش می‌دهد. لازاروا و تیلور(۲۰۰۹) در تحقیق خود نتیجه گرفت که مشاغل آزاد بر شکل‌گیری و کاربرد آن بر ساختار سازمانی، تعقل سازمانی و سرمایه اجتماعی شناختی تأثیر می گذارد.

در نتیجه‌گیری از فرضیه شماره ۲ و تحلیل جداول ۳ و ۴ نشان می‌دهد که همبستگی مثبت و معناداری را بین فرایند ایجاد دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی، سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل نشان می دهد. همچنین با نتایج بدست آمده از ضریب رگرسیون (جدول شماره ۴) نشان می‌دهد که فرایند ایجاد دانش بر مؤلفه‌های سرمایه شناختی و سرمایه رابطه‌ای از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد، در حالیکه بر مؤلفه‌های سرمایه ساختاری تأثیر نداشته است. ضریب تعیین نشان می دهد که ۳۳% از نمرات مؤلفه‌های سرمایه شناختی، رابطه‌ای تحت تأثیر فرایند ایجاد دانش قرار دارد.

در نتیجه از فرضیه سوم و جداول ۵ و ۶ نشان می‌دهد که همبستگی مثبت و معناداری بین فرایند ثبت دانش با مؤلفه های سرمایه شناختی، سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل نشان می‌دهد. نتایج ضریب رگرسیون تأثیر فرایند ثبت دانش بر مؤلفه‌های سرمایه ساختاری از سرمایه اجتماعی را نشان داده و ضریب تعیین نشان می دهد که ۱۹% از نمرات مؤلفه‌های سرمایه ساختاری تحث تأثیر فرایند ثبت دانش قرار دارد.

در فرضیه چهارم و تحلیل جداول ۷ و ۸ به این نتیجه می‌رسیم که همبستگی مثبت و معناداری را بین فرایند پالایش دانش با مؤلفه‌های سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل وجود دارد، در حالیکه بین فرایند پالایش دانش و سرمایه شناختی همبستگی معناداری قابل مشاهده نبود. نتایج ضریب رگرسیون نیز نشان می‌دهد که فرایند پالایش دانش تنها بر مؤلفه سرمایه رابطه‌ای از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد که ضریب تعیین آن ۱۵% می باشد.

در نتیجه فرضیه پنجم و تحلیل جداول ۹ و ۱۰ نشان می دهد که همبستگی مثبت و معناداری را بین فرایند انتشار دانش با مؤلفه‌های سرمایه شناختی، سرمایه رابطه‌ای و سرمایه ساختاری در مدارس خصوصی شهر کابل وجود دارد. همچنین نتایج ضریب رگرسیون نیز نشان می‌دهد که فرایند انتشار دانش تنها بر مؤلفه‌های سرمایه شناختی از سرمایه اجتماعی تأثیر دارد که ضریب تعیین نشان می‌دهد که ۲۵% از نمرات مؤلفه سرمایه شناختی تحت تأثیر فرایند انتشار دانش قرار دارد.

در بررسی فرضیه ۶ و تحلیل جداول ۱۱ و ۱۲ به این نتیجه می‌رسیم که همبستگی مثبت و معناداری را بین فرایند کاربرد دانش با مؤلفه های سرمایه اجتماعی(شناختی، رابطه ای و ساختاری) در مدارس خصوصی شهر کابل نشان می دهد. همچنین نتایج ضریب رگرسیون نیز بیانگر تأثیر فرایند کاربرد دانش بر مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی می‌باشد. ضریب تعیین نشان می دهد که ۴۹% از نمرات مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی تحت تأثیر فرایند کاربرد دانش قرار دارد.

بنابراین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که وجود سرمایه اجتماعی مناسب و در حد بالا باعث توسعه مدیریت دانش در سازمانها می‌شود و ارتباط معناداری بین این دو وجود دارد. اما در تحقیق حاضر علاوه بر ارتباط معنادار بین فرایندهای مدیریت دانش و ابعاد سرمایه اجتماعی، توسعه فرایندهای مدیریت دانش در افزایش ابعاد سرمایه اجتماعی بیشتر تأثیرگذار بوده است. از این تحقیق می‌توان نتیجه گرفت که با توسعه مدیریت دانش محور در سازمانها و مدارس می‌توان افزایش ابعاد گوناگون سرمایه اجتماعی را در آنها انتظار داشت.

با توجه به آنچه که بیان شد می‌توان اظهار داشت که استقرار مدیریت دانش‌محور در مدارس خصوصی شهر کابل بر افزایش سطح سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد، ارزشها، اهداف، صداقت، زبان ارتباطی مشترک، هنجارها، انتظارات، هویت، روابط شبکه‌ای، سازمان مناسب تأثیر می‌گذارد. از آنجایی که مدارس خصوصی شهر کابل از استقرار و تشکیل آنها چند سالی نمی‌گذرد بسیار بجا و ارزشمند است که بر استقرار مدیریت دانش همت بگذارند و مدیریت دانش‌محور را در سازمان و مدرسه تحت مدیریت‌شان نهادینه سازند که نتایج ارزشمند به همراه دارد که توسعه سرمایه اجتماعی یکی از آن نتایج می‌باشد که به تبع آن افزایش سرمایه اجتماعی در سازمان از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی در آینده جلوگیری خواهد نمود.

به طور کلی برای توسعه ظرفیت‌های مدیریت دانش(که در نتیجه افزایش سرمایه اجتماعی را نیز موجب می‌گردد) در مدارس خصوصی شهر کابل موارد زیر پیشنهاد می گردد:

  • توجه به ترویج فرهنگ کار گروهی و یادگیری گروهی
  • حل مسائل و مشکلات مدرسه به صورت گروهی و مشارکتی توسط مدیر و دیگر اعضاء و معلمان.
  • توسعه روابط با افراد و سازمانهای ذینفع در امورات مدرسه به منظور اخذ رهیافت‌های جدید، ایجاد فضای رقابتی در زمینه یادگیری و مراقبت از هر گونه سوء استفاده‌های احتمالی.
  • توسعه فرهنگ سازمانی در جهت حمایت برانگیزاننده و توان‌ساز از نیروهای دانش در زمینه تولید، اشتراک‌گذاری، کاربردی نمودن و ذخیزه سازی دانش جدید در هسته مدیریت دانش قرار گیرد.
  • حمایت جدی مدیران ارشد مدرسه از فعالیت دانش، تقدیر از نخبگان دانش و الگو سازی آنان، لحاظ نمودن معیارهای دانش در ارتقاء شغلی، فراهم آوردن پاداش‌های مناسب در حمایت از ابتکار عمل‌های دانش توسط معلمان و اعضاء، ترویج فضای رقابتی مثبت بین اعضاء و واحدهای سازمانی در مدرسه به صورت مستقیم و غیر مستقیم.
  • تشکیل و تقویت اتحادیه مدارس خصوصی شهر کابل توسط مدیران ارشد مدارس، نظامند و استاندارد نمودن فعالیت‌های علمی و گروهی آن و توسعه فعالیت‌های علمی مدارس توسط این اتحادیه.
  • برگزاری جشنواره‌ها، مسابقات علمی بین معلمان و اعضای مدارس خصوصی شهر کابل در جهت بالا بردن سطح علمی و سطوح ارتباطات.
  • توجه و تقویت ارزشها، اهداف، اعتماد و تبادل اندیشه و افکار در بین معلمان مدارس.
  • برگزاری جلسات تصمیم‌گیری مدیران ارشد مدارس با معلمان و دیگر اعضاء ومشارکت آنان در تصمیم گیری.
  • ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد در میان افراد و بخش‌های مختلف مدرسه
  • فرهنگ سازی جهت ارتقاء فعالیت‌ها و کارهای تیمی در سطوح مختلف در مدرسه.
  • ایجاد و بهبود تعهد معلمان و اعضاء مدرسه جهت انجام وظایف محوله.
  • توسعه روابط شبکه‌ای مناسب در مدارس و استفاده از کانال‌های اطلاعاتی، به طوریکه امکان دسترسی به دانش سازمانی فراهم شود.
  • تلاش به منظور ایجاد فرهنگ حمایتی از طریق سیستم‌های تشویقی و انگیزشی برای تقویت خلاقیت و نوآوری، یادگیری و توسعه منابع انسانی در مدارس.
  • فراهم نمودن زمینه ایجاد، انتقال و کاربرد اطلاعات در مدارس.
  • استقرار ساختار سازمانی مناسب در مدارس جهت دسترسی اعضای مدرسه به منابع از جمله اطلاعات و دانش.
  • طراحی چارچوب شایستگی‌های اعضای مدرسه از جمله دانش، مهارت‌ها و توانایی‌های آنها و برنامه‌ریزی توسعه نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی.

بنابراین مدارس خصوصی شهر کابل جهت مدیریت کارآمد و اثربخش سازمانی، می‌بایست برای ارتقاء سطح سرمایه اجتماعی و ابعاد آن(شناختی، ساختاری و رابطه‌ای) برای استقرار مدیریت دانش تلاش مضاعف نمایند. سرمایه گذاری مدارس در جهت توسعه این سرمایه، از طریق آموزش ارتباطات اثربخش، بهبود فرایند ارتباطات و تعاملات میان معلمان و کارکنان و مدیران در داخل و خارج مدرسه، ایجاد فرهنگ و جوی آکنده از همکاری، اعتماد متقابل و کار تیمی، شفافیت و وضوح اهداف و ارزشها در بین اعضاء، همگی موجب ارتقای میزان سرمایه اجتماعی در مدارس خصوصی شهر کابل می‌شود و این مدارس را به سمت مدارسی نوآور، خلاق و یادگیرنده سوق می‌دهد. ارتقاء سرمایه اجتماعی از طریق مدیریت دانش‌محور موجب کاهش بسیاری از مشکلات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی در مدارس و در نهایت در جامعه شده و فرهنگ و ارتباطات اجتماعی مفیدی را بر پایه ارزشها و اهداف فرهنگی برخاسته از متن باورها و ارزشهای جامعه ایجاد می نماید.

 

منابع و مآخذ:

امیرخانی، طیبه و پورعرب، علی‌اصغر. (۱۳۸۶). تأملی بر سرمایه اجتماعی در پرتو عدالت سازمانی در سازمان های دولتی(شرکت پالایش و نفت). پایان نامه دکتری. تهران. دانشگاه علامه طباطبائی.

اکبری، امین. (۱۳۸۳). نقش سرمایه اجتماعی در مشارکت؛‌ بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر مشارکت سیاسی- اجتماعی. تهران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

الوانی، سیدمهدی و دیگران.(۱۳۸۶). نقش سرمایه اجتماعی در توسعه مدیریت دانش سازمانی. فصلنامه علوم مدیریت ایران. سال دوم. شماره ۵٫ بهار ۱۳۸۶٫ صفحات ۷۲-۳۵٫

برگرون، برایان.(۲۰۰۳). اصول مدیریت دانش. انصاری، منوچهر. (۱۳۸۶). تهران: موسسه کتاب مهران نشر.

جاهد، حسینی.(۱۳۸۸). طراحی مدل مفهومی ارتباط مدیریت دانش با سرمایه اجتماعی شناختی. مجموعه مقالات همایش ملی مدیریت دانش و علوم ارتباطات. تهران. نشر کتابدار. بهار ۱۳۸۸٫ صص ۲۷۲-۲۴۹٫

دموری، داریوش و همکاران(۱۳۸۸). بررسی ارتباط مدیریت دانش با سرمایه اجتماعی در دانشگاه اسلامی(از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد). مدیریت در دانشگاه اسلامی۴۱٫ سال سیزدهم. شماره ۱٫ بهار ۱۳۸۸٫ صفحات۶۴-۴۴٫

رادینگ، الن.(۱۹۹۸). مدیریت دانش: موفقیت در اقتصاد جهانی مبتنی بر اطلاعات. ترجمه: دکتر محمد حسین لطیفی، (۱۳۸۳). تهران: انتشارات سمت.

ردادی،‌محسن. (۱۳۸۷). «سرمایه اجتماعی و امنیت اجتماعی». فصلنامه راهبرد یاس. شماره ۱۶ صص ۱۸۶-۱۹۶٫

شیروانی، علیرضا و همکاران.(۱۳۸۸). بررسی میزان حاکمیت فرایندهای مدیریت دانش در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان. مدیریت اطلاعات سلامت. دوره ششم. شماره اول. بهار و تابستان ۱۳۸۸٫ صص ۸۲-۷۴٫

عطاپور، هاشم.(۱۳۸۸). بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر چرخه مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی(مطالعه موردی کتابخانه های مرکزی دانشگاههای تهران). مجموعه مقاله های همایش ملی مدیریت دانش و علوم ارتباطات.تهران. نشر کتابدار. . صص۳۵۹-۳۴۷٫

قلی پور، رحمت‌اله و همکاران. (۱۳۸۷). تحلیل رابطه و تأثیر سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی(مطالعه موردی در گروه صنعتی سدید). فرهنگ مدیریت. سال ششم. شماره هفدهم. بهار و تابستان ۱۳۸۷٫ صص ۱۲۹-۱۱۱٫

قلیچ لی، بهروز.(۱۳۸۸). مدیریت دانش: فرایند خلق، تسهیم و کاربرد سرمایه فکری در کسب و کارها. تهران: انتشارات سمت

کریمی، کبری و همکاران.(۱۳۸۸). بررسی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش از دیدگاه مدیران آموزشی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی . مجموعه مقالات همایش ملی مدیریت دانش وعلوم ارتباطات. تهران. نشر کتابدار. بهار۱۳۸۸

Bhatt, G.D (2001). Knowledge Management in Organizations:Examinig the Interaction between Technologies, Techniques and people, journal of Knowledge Management, Vol. 5, No. 1, p.68-75.

Chen J. & Z. Zhu & H. Xie Yuan(2004). Measuring Intellectual Capital: a New Model and Empirical Study, journal of Intellectual Capital, Vol. 5. No. 1.p.195-212.

Das, T.K. & B.S. Teng (2002). Alliance Consellation: a Social Exchange Perspective Academy of Management Review, No.27, p. 445-456

Drucker, P.F. (1998). The Age of Social Transformation, In G.R. Hickman(Ed.), Leading Organization: Perspectives for a New Era, Thousand Oaks, CA: USA, SAGE Publications.

Etzkowitz, H. & L. Leydesdorff (2001). The Dynamics of Innovation: form National Systems and ‘Mode 2’ to a Triple Helix of University-Industry- Government Relations, Research Policy, Vol. 29.No.2.p.109-23.

European Commission (2000). Innovation Policy in a knowledge-based Economy, Merit Study Commissioned by the European Commission Enterprise Directorate.

Fukuyama,F. (2002). Social Capital and Development: The Coming Agenda. SAIS Review. XXII no.

Gartner Group. (1998). Research Note. R. Desisto & K. Harris: Powerful Marketing and Sales Solutions with KM.

Gibbons, M (1998). Higher Education Relevance in the 21st Century.

Gore, C. & Gore. E. (1999). Knowledge Management: the Way Forward, Total Quality Management, Vol. 10, No. 4-5, p. 554-60.

Jarvenpaa, E. & Immonen, S. (2009). Social capital and knowledge management of organizational networks. Helsinki Universiry of Technology, finland.

Landry, R. & Amara, N. & Lamari, M (2002). Does social capital determine innovation? To what extent, Technological Forecasting & Social Change, No.69, p. 681-701.

Lazarova,M. & Taylor, S.(2009). Boundaryless careers, social capital, and knowledge management: Implications for organizational performance. Journal of Organizational Behavior, J.Organiz. Behav. 30,119-139

Leitner, K.H. & C. Warden(2003). Managing and Reporting knowledge based Resources.

Lev, B (2000). Intangibles: Management, Measurement and Reporting, Available at: www.baruch-lev.com

Nonaka, I (1991). The Knowledge Creating Company, Hardvard Business Review, Vol. 34, No. 6, p. 96-104.

Putnam, R.D(1995). Bowling Alone: America’s Declining Social Capital, Journal of Democracy, Vol. 6.

Shaw, Nancy C (2001). Knowledge Management Basics (Foundation for Malcolm Baldridge Award), George Mason University, School of Management.

Sobel,J. (2002). Can We Trust Social Capital?. Journal of Economic Literature, Vol. XL(March2002), pp.139-154

Tymon, W.G. & S.A. Stumpf (2003). Social Capital in the Success of Knowledge Workers, Career Development Turner International, p. 12-20.

[۱] . دانشیار دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان

[۲] . استاد دانشکده علوم انسانی دانشگاه اصفهان

[۳] . دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه اصفهان- نویسنده مسئول Maheidari384@yahoo.com

۸ . در آغاز سال تحصیلی ۱۳۸۶ شش میلیون متعلم پسر و دختر در سراسر کشور افغانستان وارد مکتب شدند. در حالی که پنج سال قبل در آخرین سال حاکمیت طالبان نهصد هزار شاگرد در مکاتب ثبت نام کرده بودند و دختران نیز از این حق کاملاً محروم بودند.(اخلاصی، احمد بخش. نگاه تاریخی به تعلیم و تربیت جدید در افغانستان. فصلنامه جامعه فردا. سال پنجم، شماره پنجم، بهار ۱۳۸۹).

[۵] . Data

[۶] . Information

[۷] . Knowledge

[۸]. Davenport and Prusak

[۹] . Wisdom

[۱۰] . Sallis & jones

[۱۱] . Malhotra

[۱۲] . Synergistic

[۱۳] . Bhatt

[۱۴].  Yahya

[۱۵] . OECD

[۱۶] . Sharma

[۱۷] . Create Knowledge

[۱۸] . Capture Knowledge

[۱۹] . Refine Knowledge

[۲۰] . Disseminate Knowledge

[۲۱] . Aplication Knowledge

[۲۲] . Putnam

[۲۳] . James Coleman

[۲۴] . Fukuyama f

[۲۵] . Pierre Bourdieu

[۲۶] . Sobel

[۲۷] . Adler & Kwon

[۲۸] . Nahapiet & Ghoshal

[۲۹] . Shared language and codes

[۳۰] . Shared narratives

[۳۱] . trust

[۳۲] . norms

[۳۳] . obligations & expectations

[۳۴] . identification

[۳۵] . network ties

[۳۶] . network configuration or morphology

[۳۷] . appropriable organization

[۳۸] . Anthony Giddens

[۳۹] . Adler & Kwon

[۴۰] . Landry et al

[۴۱] . Tymon & Stumpf

[۴۲] . Das & Teng

[۴۳] . Gore & Gore

[۴۴] . Eila Jarvenpaa

[۴۵] . Stina Immonen

[۴۶] . Mila Lazarova

[۴۷] . Sully Taylor

[۴۸] . exploratory or exploitative

—–

۱ . آمار این قسمت به صورت شفاهی از مسئولین معارف ناحیه ۱۳ شهر کابل دریافت گردیده است.

۲٫ این مقاله قبلا در مجله علمی پژوهشی غرجستان سال سوم، شماره سوم ، خزان ۱۳۹۶ چاپ شده است

 

محمد کیامهر

About محمد کیامهر

محمدعلی حیدری کیامهر، پژوهشگر، استاد و کارشناس ارشد مدیریت امور آموزشی، کابل
منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

تحلیل جاسوسی رایانه ای

جاسوسی رایانه ای یکی از مصادیق جرایم رایانه ای است. که درماده ۷۳۱-۷۳۲ ۷۳۳ قانون …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved