تازه:
شنبه , ۳ عقرب ۱۳۹۹
خانه » علم و فن » صنعت و تکنولوژی » نشانه اغراق آمیز هنر و تکنو لوژی

نشانه اغراق آمیز هنر و تکنو لوژی

حفظ آینده برای تصویر

سرنوشت تصویر در عصر دیجیتال چیست؟ حفظ تصویر برای آینده؟ شاید هم بالعکس، حفظ آینده برای تصویر؟ در نتیجه این پرسش سیاسی مطرح می شود:
در عصر دیجیتال،حفظ تصویر برای که؟ و به چه منظور؟
پرسش واقعی لزوما ماندگاری تصویر را تضمین نمی کند، بلکه دسترس پذیری فرهنگی آزاد به تصاویر آینده را ابقاء نموده و عملا، ماندگاری آینده باز برای تصویر را تضمین می کند.
آینده دیجیتال تحت کنترل جهانی اربابان دیجیتال به معنای آینده تصویر تحت کنترل،ذهنیتی رو به افزایش و اکتسابی است که به واسطه تمایل بی قرار و در عین حال بی رحم تصاحب آینده تصویر به جلو رانده می شود. چه کسانی محافظان تصویرهای آینده خواهند بود؟ آینده جهان ـ خود ـ را رنگ آمیزی کنید که دسترسی به میراث الکترونیک تحت کنترل تمامی بیل گیتسهای جهان است ؟ آینده دیجیتالی بسته؟ یا آینده دیجیتالی باز؟ آینده تصاویر آرشیو شده دیجیتالی که در آن برای دسترسی به این تصاویر مجبور به گذر از میان بازار مولتی مدیای شبکه بندی شده جهانی هستیم که عموما در آمریکا متمرکز شده است، یا آینده ای باز که تصویرسازی خلاقه آزاد است؟
به چالش طلبیدن آرشیو تصاویر آینده دیجیتالی تنها مساله ای تکنیکی نیست، بلکه مساله اصلی تقلای فرهنگی موجود بر سر حفظ آینده برای تصاویر خلاقانه است.
در کل می توان اذعان داشت که مساله تکنیکی که بواسطه تغییر از واقعیت الکترونیک به دیجیتالی مطرح شده می تواند حاوی تکنولوژی دیجیتال برای میراث الکترونیکی باشد. برای مثال، انبار تصاویر در آینده ارباب رجوعی که سیستمهای کامپیوتری شبکه ای، ذخیره متمرکز بانک تصویر تمامی تاریخ فیلم جهان را امکان پذیر می سازند: هر فیلم،تصویری است که برای دسترسی آسان، و دستکاری دیجیتالی فوری کدگذاری شده است. یک بانک فیلم دیجیتالی که اگر اربابان جهان دیجیتالی به راه خویش بروند به مانند ویدئوکلوپ بلاک باستر خواهد شد که در آن بسیاری فیلمهای مستقل و غیرمهم به سرعت و در سکوت از آینده دیجیتالی حذف خواهند شد.
آینده دیجیتالی بسته،که پیشاپیش توسط انقیاد تصویر در برابر آینده دیجیتالی عمل می کند خاموش شده است بنابراین دیگر نمیتوان تصویر را برای آینده حفظ کرد. در عصر دیجیتالی این مساله بطور روزافزونی شفاف می شود. اما در مورد حفظ آینده تصویر مساله تصویر برای چه کسی مطرح میشود. و تصویر برای چه منظور؟این پرسش که پرسشی سیاسی است در عین حال از تقلای مرگ و زندگی سخن می گوید که به واسطه دسترس پذیر بودن دموکراتیک در برابر حقوق مالکیت خصوصی تصاویر آینده الکترونیک شکل می گیرد. این میراث فرهنگی ما در قرن بیست و یک است که در معرض خطر قرار گرفته. شاید نخست تصویر عکاسی با تدفین آن در بازآفرینی مجدد آیین مرگ مصری و سپس تصویر الکترونیکی چونان که در منظره دیجیتالیته محو میشود در معرض خطر قرار دارند.

تصویر استبدادی یا چشم دیجیتال
عصر دیجیتال تمایلات عمیقا متناقضی را در تاریخ تصویر رها کرده، و همزمان باسرکوب خشونت بار خاطره ماتریال تصویر عکاسی و بازآفرینی نوآمیخته آن در فرهنگ تخیلات دیجیتالی شده در حرکت است. تحت لوای تمثیل و از میان خاکسترهای عکاسی، به ناگاه ققنوس ماشین تخیل دیجیتالی پدیدار می شود. آیا این داستان دوگانه سرکوب و آفرینش است؟

آیا مساله چیز دیگری است؟
اگر امروزه تصویر با چنین شدت و سرعتی تکثیر می شود که گوشت انسانی تقلا می کند بدل به تصویر کمال ناممکن خویش شود ـ این بدان معناست که اکنون قدرت تصویر ما را تسخیر کرده است. این تسخیر نه تسخیری نهان واحتمالا بیگانه نسبت به عاملیت انسانی،که تسخیر تصویرتحقق آرزو و شاید نومیدی آدمی است.
در یک جرقه کوپرنیکی، ما خود برای جهانی که احاطه امان کرده است در حکم تصویریم:
تصویرهایی با جسمهای طراح، صورتک های ایما و اشاره،نگره هایی کاوشگر، لبهای دعوت کننده، لبهای آویزان امتناع، چشمهای فرو افتاده.
ما، تسخیر شدگان تصویر زمانی گمان می کردیم که از خود بیگانه شده ایم، اما در واقع بدل به مرجع  شبیه سازی هایی شده ایم که ما را مورد تاخت و تاز قرار می دهند.
داستانی از تهاجم به جسم؟ در جامعه معاصر، دیگر فرهنگ چشم جدا از جسم نیست.
امروزه ما نمایش زندگی خصوصی خود را درون عنبیه ماشین تصویری ایفا می کنیم که روزگاری به عنوان جسمی خارجی در جاه طلبی آدمی آن را از خود می راندیم. تقدیر منحصر بفرد ما آنست که سرنوشت مرگبار تصویر چونان هدف و پیش شرط را تجربه کنیم.
قدرت تصویر به این حقیقت متوسل میشود که فرهنگ معاصر را اراده معطوف به تصویر چونان شکل فراگیر نهیلیسم به جلو می راند. ما افراد تسخیر شده ای هستیم زیرا تماما توسط رویاهای معماوار تصاویر ناممکن تسخیر شده ایم.
اینکه ما به تمامی توسط قدرت تصویر تسخیر شده ایم ماشین تصویر را دیوانه می کند.
ماتریس خلق تصویرکه از تمثیل به دیجیتال و اکنون به بیوژنتیک بدل می شود تقلا می کند با ذائقه هوسباز و اشتهای زودگذر آدمی چونان یک ماشین تصویر کنار بیاید.
این عصر چشم ملول است: چشمی که با چنان بی قراری و اشتهای مصرفی بالایی از موقعیتی به موقعیت دیگر، از صحنه ای به صحنه دیگر، از تصویری به تصویر دیگر، از تبلیغی به تبلیغ دیگر می رود اما هرگز به تمامی ارضا نمی شود. چشم ملول یک نهیلیست بالفطره است. تنها لذت ملالت خلق و ملالت رهاسازی را می شناسد. هرگز بیحرکت نمانده و در حرکتی دایمی است.
خواستار بدعت است. تصاویر مبتذل را دوست دارد. زمانی که داستانهای صریح به آن خورانده میشود نوآمیخته می گردد. اشتهای بصری دارد که خواستار ارضاء شدن است. این اشتها همانا شهوت نهان، و منبع فریب بی پایان آن است. چشم ملول قدرت واقعی تصویر است.جسم را به تمامی تسخیر می کند. مرکز عصبی گوشتی است که بدل به تصویر شده است. بافت رابط میان استراتژی های بصری ماتریس تصویر و عزلت جسم آدمی است. چشم ملول از خود به تنگ آمده است. از این روست که هماره ناراضی است. می بایست از تنهایی موطنش در جمجمه آدمی بیرون بزند تا از جریانهای الکتریکی چشم جهانی رها شود. چشم ملول که دیگر مشاهده صرف قدرت تصاویر ارضایش نمی کند، خواستار آنست که خود قدرت تصویر باشد. از این روست که اکنون تاریخ، بایگانی عکاسی قرن بیستم را تبعید کرده است. چشم تصویر در گرگ و میش هوا در شکل بی رحم چشم ملول پناه گرفته، برای همیشه در ماتریس تصویری می چرخد و می گردد که هم مصرف کننده ای زودرنج و هم نویسنده ای ناراضی است.
چشم ملول خود بدل به پیش شرط و هدف تصویر مستبدانه شده است. از این روست که اکنون تصاویر می توانند چنین قدرتمند باشند، زیرا در دم مسموم کننده عدم اقتدار در برابر اختلال ضعف بینایی چشم ملول به دام افتاده اند.تصویر مستبدانه خواستار توجه برای هستی خویش است، اما چشم ملول بخاطر امتناعش از فراهم آوردن هر نشانی از علاقه پایدار فریبنده است.
سوز عاشقانه ای که سرد شد. با این نتیجه قابل پیش بینی، انزجار روزافزون تصویر دیجیتال، تمثیل را دفن می کنند و دیجیتال بر مزارش می رقصد.

کامبیز پارتازیان

About کامبیز پارتازیان

کامبیز پارتازیان، مترجم و پژوهشگر، ایران
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

آزادی بیان و آرامش وجدان

دیری است برخی واژه ها در محافل سیاسی وژورنالیستی کشور ما چنان کاربرد یافته که …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved