تازه:
شنبه , ۸ قوس ۱۳۹۹
خانه » مقالات » فرهنگ » به « مُخ کَشی» و پاکسازی ذهنی نیازمندیم !

به « مُخ کَشی» و پاکسازی ذهنی نیازمندیم !

 

«ثواب الدین مَخکش»، کارمند اداره امور که رسوایی اخیر این اداره بنام او ختم شد، در نهایت اداره را ترک کرد. شاید، استعفا داد و شاید هم از اداره کشیده شده اما در هرحال، مسئله این است که اولا استعفا یا برکناری یک عنصر بداندیش و بدکردار، کافی نیست و باید پیگرد قضائی شود. ثانیا، آیا برکناری و یا استعفای یک کارکن تاریک اندهیش و ملی ستیز در گلوگاه حکومت، می تواند تفکر و اندیشه ای را از میان بردارد که به مخکش ها مجال می دهد و فضا باز می کند تا در عالی ترین اداره مملکت، با خاطر آسوده و راحت بتوانند به پاکسازی تباری بیاندیشند و به تطبیق افکار و تمایلات قومگرایانه و ملی ستیزانه بپردازند؟ آیا برکنار نمودن یک کارمند می تواند مُخ و مغز و تفکر اداری آنانی را شست وشو و تغییر دهد که در همان اداره و سائر ادارات به کرات همان کاری را کرده اند و می کنند که مخکش کرده است و یا اینکه از عملکرد او و امثال او آزادانه دفاع کرده و دفاع می کنند؟ با این تفاوت که مخکش با یک بداقبالی و بدشانسی روبرو شده و دیگران نشده اند؟!

«اداره امور» چنانچه از عنوان آن پیداست، «اداره امور ریاست جمهوری افغانستان» است. اگر بپذیرند که افغانستان یک «کشور» است و اگر بپذیرند که این کشور خانه مشترک همه ی مردم، ملیت ها، اقوام و قبایل ساکن در آن است، باید این را هم بپذیرند که اداره امور این کشور متعلق به عموم مردم آن است. اما اگر این مسئله را نمی پذیرند، بدیهی است که آن ز مان قضیه فرق می کند. جالب این است که رژیم حاکم که از مجرای همان اداره می خواهد «امور» را مدیریت کند، عنوان حکومت «وحدت ملی» را آشکارا یدک می کشد. واژه «ملی» را رسما و علنا قبای خود ساخته و آن را بر تن و اندام خود افگنده است. هیچ عاقلِ بالغی این واژه را بر ساکنان یک ولایت، قریه یا اعضای یک قوم و قبیله اطلاق نمی کند. پس اصل مسلم این است که این رژیم دعوای بزرگ ملی بودن دارد و پذیرفته است که می خواهد ملی و مردمی عمل کند. متعلق به مردم افغانستان باشد و بر کشور افغانستان حکومت کند نه اینکه متعلق به یک قوم، قبیله، منطقه یا عشیره خاص باشد و یا بخواهد صرفا بر آن ها حکومت کند.

با این فرض، اداره امور، اداره امور مملکت افغانستان است. همانطور که از نام و نشان آن بر می آید، این اداره، «اداره امور ریاست جمهوری افغانستان» و به عبارت دیگر، نهاد ریاست جمهوری «کشور افغانستان» است. کشور افغانستان، خانه مشترک تمام مردم و اقوام افغانستان است. پس، نهاد ریاست جمهوری آن به مردم افغانستان تعلق دارد نه به یک شخص، قوم، تیم، حزب و یا گروهی خاص.

سند ثواب الدین مخکش مشت نمونه خروار است. نخستین سند و اولین عملکرد اداره امور مملکت نیست که به نفاق و ایجاد نفرت و شکاف اجتماعی در مملکت می اندیشد و پاکسازی های تیمی و قومی را پرورش و در دستور کار قرار می دهد. از باب نمونه می توان گفت: با تأسف در طول دوسه سال از آغاز حکومت وحدت ملی، یکی از بزرگترین مشغولیت های ذهنی مدیران این اداره، نه رتق و فتق امور کلان مملکت بلکه درگیری مستمر با مسائل کوچک و حقیری چون تقرر و ترفیعِ بستگان، بزکشی میز و چوکی و برنامه های تیمی ثواب الدین مخکش یعنی تصفیه، پاکسازی، تنقیص و تبدیل کارکنان و کارشناسان مجرب، توانمند و متخصص این اداره بوده است. برهمین اساس، صدها کارمند رسمی این اداره به بهانه های واهی و برخلاف نصوص و صراحت قانون اساسی و قوانین اداری و اصول استخدامی از کار برکنار گردیدند و یا برخلاف حکم قانون با تنزل چندین رتبه به ادارات دیگر تبدیل و تعدادی هم بدون سرنوشت رها شدند. درحالیکه نورچشمی های دیگری بر پایه تعلقات قومی، خویشاوندی و تیمی به جای آنان بدون رعایت موازین قانونی استخدام و با معاش های نجومی مقرر شده و کماکان به تیره تر ساختن امور مملکت و پخش و تکثیر نفرت مشغول اند. عرایض و دادخواهی کارکنان ستم دیده اداره به جایی نرسید. در جریان تظاهرات جنبش تبسم که شماری از تظاهرکنندگان وارد محوطه اداره امور شدند، یکی از مقامات عالیتربه اداره به رسم اعتراض و به صراحت گفته بود، این چطور پولیس است که ایستاده و تماشا می کند. تفنگش را بدهید به من که در یک لحظه دو هزار جنازه به زمین بیاندازم! همین مقام، بعدا به پست بلند رتبه تری در یکی از ادارات مقرر شد. از این دست نمونه ها و حکایت ها چنان فراوان است که قضیه مخکش صرفا قطره ای در مقابل دریاست.

در پایان بار دیگر تاکید می کنم، کشیدن مخکش و یا حتا چند همکار او از آن اداره یا از ادارات دیگر نمی تواند زخم ناسور تنفر قومی، تفکر تمامیت خواهی و سیاست انحصارطلبی شؤنیستی را مرهم نهد؛ سیاستی که ثبات و آینده افغانستان واحد و یکپارچه را جداً تهدید می کند. اگر این سیاست، سیاست واقعی کارگزاران دولت به اصطلاح وحدت ملی افغانستان نیست و اگر کسانی واقعاً نگران تمامیت ارضی، وحدت ملی و همبستگی اجتماعی توده های وسیع و مردم افغانستان هستند، پس بدانند که این خواسته ها با کاشتن بذر نفرت و گسترش قلمرو تعصب حاصل نخواهد شد. وحدت ملی زمانی قابل وصول می شود که دیوارهای ضخیمی بنام قوم، تبار، فرقه و مذهب میان اعضای ملت حائل نشود. ناممکن است با دمیدن بر شیپور نفاق و شقاق و دیوارکشی میان شهروندان، از آنان توقع همدلی و وحدت و جانفدایی داشت. راه موثر و درست دستیابی به این خواسته ها، برکنار نمودن و حتا پاکسازی مخکش ها از یک اداره نیست. راه درست، پاکسازی مغز و ذهن مخکش ها و دستگاه حکومت از عصبیت، ذهنیت و تفکر تصفیه و پاکسازیهای فیزیکی است. راه درست، طرد ذهنیت تبارگرایی و فرقه گرایی در ادارات عمومی است. و راه نجات، مبارزه جدی و همه جانبه با تعصب و تفکر قبیله گرایی، فرقه گرایی، تبارگرایی و تاریک اندیشی در عمل و گفتار است. صرفا با کشیدن یک مخکش از کار و اداره، نمی توان نظام ناعادلانه را عادلانه، مشروع و ملی ساخت و یا نظام حاکم را عادلانه جلوه داد.

اداره امور و سائر ادارات افغانستان، مخکش های پرشمار دارند. این مخکش ها می توانند هر لحظه یکپارچگی کشور و آینده افغانستان واحد را با تهدیدات گزنده تر از تهدید طالب و داعش روبرو سازند. تصفیه ذهن، بازسازی فکر و خانه تکانی مغز و «مُخ» این مَخکش هاست که می تواند زمینه ی هم اندیشی، همزیستی، هم پذیری و نجات افغانستان از سقوط فزاینده را فراهم سازد.

 

 

امین آرمان

About امین آرمان

امین آرمان، نویسنده، پژوهشگر و مدیرمسؤل شبکه قلم، کابل
منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

تاجیک ها باید جسارت حق طلبی را از هموطنان هزاره و ازبیک بیاموزند!

  بسیاری تاجیک ها به جسارت، اتفاق و توانایی برادران هزاره و ازبیک در میدان …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved