تازه:
جمعه , ۹ عقرب ۱۳۹۹
خانه » مقالات » جامعه » اینان نه شیعه اند نه سنی، حرامی اند!

اینان نه شیعه اند نه سنی، حرامی اند!

سوگواره میرزا اولنگ، زخم جذامی که تکثیرش دامن همه را می گیرد، ، همان طور که همه در وقوعش گناهکاریم.ابن سرزمین دوست داشتنی را در خون غرق خواهد کرد اگر همه بر علیه جهالت و بربریت متحد نشویم.

 

جمعی دگر نمانده که پرپرنمانده است
شانه به شانه مانده ولی سر نمانده است
گوری است از پدر همه را قورت می دهد
خواهر نمانده است و برادر نمانده است
در کشوری که یکسره دل بود در زمین
امروز نیم دال دلاور نمانده است
میهن برای ما همه گوری است از پدر
در آن به غیرخاک مکدر نمانده است
خنجر گرفته ایم به اجساد همدگر
از ما به جز جنازه که دیگر نمانده است
از قصه های رنگی تاربخ دورمان
غیر از دروغ های مکرر نمانده است
در حس انتقام همه گور می شویم
یک مرد در تمامی کشور نمانده است
مردان ما بهانه مردن گرفته اند
زن های ما سلاح به گردن گرفته اند
تیغند و زخم های جگر می برندشان
برده فروش های عرب می خرندشان
گل می دهیم و در عوضش برگ می خریم
حج می رویم و جابزه اش مرگ می خریم
تقویم درد اگرچه به نام هزاره است
میرزا اولنگ زخم جذام هزاره است
هر روز خون اگر چه سرازیر می شود
این زخم سال هاست که تکثیر می شود
زابل، هرات، قندز، بهسود، قندهار
هر روز بر جنازه یک شهر سوگوار
بهتان جرم های چه را باز می دهیم
تاوان جرم های که را باز می دهیم
ناخواسته تولد در جنگ جرم ماست
یا جستجوی دانش و فرهنگ جرم ماست؟
این کرکسان ناکس تقدیری از کجاست؟
این گرگ های تازه کشمیری از کجاست؟
اینان که نیم خورده سگ های شامی اند
اینان نه شیعه اند نه سنی حرامی اند
انسابشان به تیره ناپاک می رسد
رگ هایشان به گردن ضحاک می رسد
اهلی به هیچ قاعده خیر و شر نی اند
جز من قتل مباد که جز من کفر نی اند
باید که دست از بدنشان قلم شود
باید که بند بند تنشان قلم شود
در قطعه قطعه کردنشان جای جوش نیست
افسانه حقوق بشر باردوش نیست
#
ای کشور فروخته! شور و شرت کجاست
ای سرزمین سوخته آهنگرت کجاست؟
تا کی یکی یکی همه مان خاک می شویم
تا کی اسیر طعمه ضحاک می شویم؟
یک یک به گور خویش رثا خوان شکسته ایم
از نیمروز تا به بدخشان شکسته ایم
یک ملتیم و یک تن ما کم نمی شود
سرهای ما بریزد اگر خم نمی شویم
از قندهار تا به مزار ایستاده ایم
کله منار کله منار ایستاده ایم
با هم به کین خویش سفر می کنیم ما
با هم لباس جنگ به بر می کنیم ما
تا این تسلسل غم و کشتار بس شود
تا آخرین نشانه این فتنه پس شود

توضیح
این بیشتر ازشعریک انفجار بغض و اندوه است*
گرگ کشمیری گرگی که قرن قبل پیدا شده بود و فقط هزاره ها را می خورد*

*اینها نه شیعه اند نه سنی حرامی اند..از شعر شاعر مثالی علی یعقوبی شاهد
* امیدوارم این فاجعه ها به فاجعه راواندا با بازگشت جنگ داخلی تبدیل نشود.برای این اتحاد همه ما در چنین شرایط از هر چه مهم ترست.این گرگ این دفعه قصد خوردن همه را دارد.در جنوب یک گروه را در هرات و قطغن بک گروه را در آقچه و فاریاب هم هم یک گروه دیگر را..هزاره ها به طور خاص قربانی می شوند اما تنها نیستند..و درعزاداری هم تنها نباید باشند..حتی در انتقام..همه بابد دوشادوش و حامی نیروهای شجاع امنیتی مابشوند و می شویم

منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

چی نمی توان کرد؟!

  برخی دوستانم مکرر پیام می دهند و می پرسند “چی باید کرد؟”. جوابی ندارم. …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved