تازه:
شنبه , ۸ قوس ۱۳۹۹
خانه » مقالات » مسائل بین الملل » مسائل جهانی » از سیاست استعماری تا رسانه استحماری

از سیاست استعماری تا رسانه استحماری

پس از گزارشهای حادثه امشب در مسجد الزهرا، افراد زیادی به تیتر بی بی سی اعتراض کردند و آن را فرقه گرایانه و نفاق افگنانه پنداشتند. این افراد اکثرا در آخر متن اعتراضی و انتقادی خود چنین جملاتی هم اضافه می کنند:” … و از رسانه جهانی و معتبری چون بی بی سی بعید است ….و چنین انتظاری نداریم…”.

این موضوع دو مسئله را در ذهنم تداعی کرد که لازم دیدم اندکی باز کنم:

۱- “سیاست استعماری”(colonialism)، سیاست شفاف و صادقانه ای بود که کشورهای اروپایی و غربی و در راس آنها انگلستان آن را در سده های پیشین نسبت به سائر نقاط جهان دنبال می کرد. بر پایه ی این سیاست، کشورهای اروپایی علنا و صراحتا وارد قلمرو حاکمیت سائر کشورها و سرزمین ها می شدند و با حضور فیزیکی خود بر جغرافیای آنها حکومت می کردند. این نوع حکومت ها، قادر بودند بر قلمرو جغرافیای مستعمرات خود مستولی و حاکم شوند اما هرگز قادر نبودند و قادر نشدند بر قلمرو مغزهای ساکنان مستعمرات خود نیز حکومت کنند. به همین دلیل دیری نپایید که جنبش های ضداستعماری در جهان مستعمرات اوج گرفت و طومار استعمار و استعمارگری را در جهان درهم پیچید.

۲- “سیاست استحماری”( neocolonialism) پدیده جدیدی است که پس از افول سیاست استعماری، به استخدام جهانگشایی و آقایی غرب بر جهان در آمده است. این سیاست بر مبنای ظاهرسازی، تحمیق، موج سازی و در یک کلام “خرسازی” فکری توده های بی خبر عیار شده است. صراحت و شفافیت، دو دشمن سرسخت سیاست استحماری است درحالیکه پایه های سیاست استعماری، بر صراحت و شفافیت بنا شده بود.


سیاست استحماری از لشکرکشی عریان جهت تصاحب سرزمین ها و ساختن مستعمرات در جهان و حکمرانی مستقیم بر جغرافیای سرزمین آنها اجتناب می ورزد. در عوض، به لشکرکشی پنهان در قلمرو ذهن و ضمیر و جغرافیای فکر، فرهنگ و اقتصاد ملت ها و به تحمیق توده های ساکن در مستعمرات و تسخیر و قبضه افسار فکر، ذهن و اندیشه و در یک کلام به استحمار آنها می پردازد.
فرایند خرسازی همان مغزشویی فکری و نفوذ و تصرف در ذهنیات و داده های خامی است که ساکنان مستعمرات را از تمامی جهات بدون هیچ هزینه سنگینی رام، مطیع، مقلد، پیرو و دنباله رو خود سازد.

درحالیکه سیاست استعماری به هزینه های مالی، انسانی و حیثیتی سرسام آوری نیاز داشت اما سیاست استحماری تنها به تعدادی بنگاه تولیدخبر، صنعت تکثیر و پخش “داده” و تزریق اطلاعات نیاز دارد. این سیاست علاوه بر کاهش فوق العاده هزینه های مالی و انسانی، نه تنها هزینه حیثیتی در پی نخواهد داشت بلکه حیثیت و اعتبار دستگاه استحمار را بالا می برد و آن را به منبع فیض و افاضه مبدل می کند و به عنوان” منابع معتبر” ورد زبان خاص و عام می سازد. معصوم پنداری، مقدس سازی و معتبرانگاری منظومه غرب و خروجی های اطلاعاتی آن در متن این گفتمان قرار دارد.

مهمترین ابزار سیاست استحماری غرب، همان “رسانه های معتبر و جهانی” آن است. اول به گوش مستعمره نشینان خود فرو می کنند که منابع معتبر، بی طرف و سقیم، فقط ما هستیم و لاغیر. سپس داده های خام را بطور دلخواه پردازش و به خورد جویندگان اطلاعات می دهند. از این مرحله به بعد، اگر خصمانه ترین موضع گیریهای آن را ببینند، و حتا اعتراض هم بکنند اما نمی توانند باور کنند که یک رسانه “جهانی و معتبر” چرا چنان می کند. اعتراض در این مرحله نشان بلاهت است. معترض به این وضع، اول باید پنبه ای را که در گوشش فرو کرده اند بردارد. بعد، باور کند که هیچ رسانه معتبری در جهان وجود ندارد. در قدم سوم بپذیرد که رسانه های قدرتمند غرب چیزی نیستند جز ابزار مغزشویی و تعمیم سیاست استحماری. مجموع این رسانه های متکثر و متلون، اهداف واحدی را دنبال می کنند و تفرقه اندازی و شعله ورسازی تنش های فرقه ای و مذهبی در این سوی جهان بخشی از سیاست استحماری و گفتمان خرسازی و سلطه فکری و معنوی غرب است.


پس نباید گفت” از رسانه های معتبری چون بی بی سی بعید است منازعات فرقه ای را دامن زند”. باید گفت از این رسانه ها بعید است از اصول و اهداف ذاتی خود دست بکشند و فتنه و نفاق نیاندازند. توقع نفاق نیاندازی از این رسانه ها، خلاف مقتضا و فلسفه وجودی آنهاست. بجای اینکه چنین توقعی ابلهانه و بیهوده از آنها داشت، بهتر است کمی انبارخانه ذهن خود را تکان داد.

 

امین آرمان

About امین آرمان

امین آرمان، نویسنده، پژوهشگر و مدیرمسؤل شبکه قلم، کابل
منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

چرا دشمنان آمریکا از خروجش از افغانستان استقبال نکردند؟

ترامپ نارضایتی خود را از حضور بلندمدت نیروهای آمریکایی در این کشور هرگز پنهان نکرده است. به علاوه، تلاش های فعلی واشنگتن برای دستیابی به یک توافق صلح با طالبان از تمام شدن صبر آمریکا از جنگ مداوم در افغانستان و تمایل به خروج از این کشور حکایت دارد. اما چنین مساله ای همسایگان منطقه ای یعنی پاکستان، ایران، چین و روسیه را مجبور می کند تا گزینه های خود را سبک و سنگین کنند و استراتژی های خود را با در نظر گرفتن شمار اندک نیروهای آمریکایی یا عدم حضور آنها در نظر بگیرند.

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved