تازه:
شنبه , ۸ قوس ۱۳۹۹
خانه » مقالات » اندیشه » گفت وگوی تمدن ها یا برخورد تمدن ها؟

گفت وگوی تمدن ها یا برخورد تمدن ها؟

.

ابرجنگ سالار، جهان را به کدام سو می برد؟

 

جورج دبلیو بوش رییس جمهور پیشین امریکا در ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که از فرط«ترس» و «خشم» کنترل خود را کاملاً از دست داده بود، سخنی را بر زبان راند که معمولاً در شرایط و حالات عادی کتمان می کنند و بر زبان نمی آورند. او ضمیر ناخودآگاه خود را متأثر از آن شرایط سخت و دشوار اینطور روایت کرد: «هرکه با ما نیست علیه ماست…. جنگ ما علیه تروریسم جنگ صلیبی است».

«هرکه با ما نیست علیه ماست» را می توان اینطور تفسیر کرد که از نظر بوش در این نبرد جانب «بی طرف» معنا نداشت. بی طرف در منطق امریکای آسیب دیده، دشمن امریکاست. اما تعبیر «جنگ ما جنگ صلیبی است»،  یادآور سلسله نبردهای تاریخی است که منطقاً جزئی ترین پیوندی هم با یازده سپتامبر ندارد. جنگ صلیبی در واقع رویایی تمام عیار جهان اسلام با تمدن مسیحیت بود و از آن رو که این جنگ ها ماهیت مذهبی داشتند، به همین نام مسمی گردیدند. اکنون نیز هرگاه از تقابل جهان اسلام با جهان مسیحیت سخن به میان می آید، از این تعبیر فراوان بهره می جویند. رییس جمهور امریکا، کشوری که همواره می کوشد خود را سمبول حکومت های عرفی و سکولار در جهان معرفی نماید ناگهان آنچه را در لایه های ضخیم لیبرالیسم، سکولاریسم و دین زدایی در پهنه ی سیاست نهان می کرد، عیان ساخت.

تقریبا دوهفته پیش، فیلمی را در امریکا منتشر کردند. این فیلم هنوزهم در چارسوی جهان نفرت می آفریند و از کشته پشته می سازد که مجله ای در فرانسه کاریکاتوری را بازچاپ می کند که قبلاً بار ها چاپ شده و تاحد ممکن نفرت آفریده است. فرانسویان می گویند اینجا مهد آزادی بیان است. پس جلوگیری از انتشار کاریکاتور پیامبر مسلمانان نقض فاحش آزادی بیان است. درهمین حال، مجله ای را که تصاویر برهنه ی ملکه خانوم بریتانیا را چاپ کرده، می بندند و دروازه اش را برای همیشه تخته می کنند. جنبش ۹۹ درصد را با خشونت و بی اعتنایی قلع و قمع می کنند و صدای شان را با قساوت بسیار خفه می سازند. درآنسوی، سازنده فیلم بیگناهی مسلمانان را به مخفیگاه می برند تا صدای آزادی بیانش همچنان رسا و گیرا بماند.

می گویند ما ملت های متمدنیم زیرا اهل تساهل، تسامح و مداراییم، آزادی بیان و شنیدن صدای مخالف هویت ماست و احترام به حقوق دیگران شاخصهای بومی و فطری مایند. اما سه دقیقه نمی توانند پای سخنان یک مخالف خود بنام احمدی نژاد بنشینند و به او حق آزادی بیان دهند تا در «خانه امن ملت های دنیا» دردهای نهان و ناگفته های کلانش را بیان کند و ملل متمدن و اهل تسامح و تساهل هم بنشینند چند دقیقه ای تساهل و تسامح کنند. از جا برمی خیزند و مانند لوطی های پارلمان افغانستان، «مجمع» و پارلمان دنیا را به خشم بهم می ریزند تا فاتحه «تولرانس غربی» را در بیرون از صحن مجمع ملل متحد قرائت کنند.

مدام به «سنت دموکراسی» افتخار می ورزند. از مردم سالاری، حق انتخاب و حق رأی ابنای بشر در تعیین سرنوشت، سخت و پیوسته سخن می گویند. حکومت های ملی، منتخب و دموکراتیک امریکای مرکزی و لاتین را یکی پی هم با کودتاهای نظامی زنجیره ای به زیر می آورند. بساط دموکراسی الجزائر را برمی چینند و جبهه نجات که انتخابات را برده است، برای همیشه از صحنه سیاست خذف می کنند. در مصر مردم سالاری بلغور می کنند و وقتی اخوانی ها بالا می آیند به همان سرعت به زیر شان می آورند و محمد مرسی، نخستین رییس جمهور منتخب این کشور را محاکمه و به اعدام محکوم می کنند. در عراق حمام خون می سازند و پیوسته القاعده و داعش و النصره تکثیر می کنند. در رسانه های خود پیوسته جار می رنند که برای مبارزه با تروریزم و استقرار دموکراسی آمده ایم. خون صدهزار سوری را فدای به اقتدار رسیدن داعش و جنبش النصره می کنند تا شکم اسرا را شکافته از قلب و کبد شان دلی از عزا در بیاورند. اوکراین را به آتش می کشند و کشوری را که می رفت به سرعت خود را با اروپای غرب برابر سازد، به خاک سیاه نشانند. مدام حقوق بشر بلغور می کنند و از منع تولید و  تکثیر سلاح های کشتارجمعی دم می زنند اما خود هزاران بمب و کلاهک اتومی انبار می کنند و ایرانی ها و کوریایی ها را با بمب ها و کلاهک های اتومی و هیدروژنی خود می ترسانند. حقوق بنیادین بشر، حق حیات، حق آزادی، حق سکونت، حق مالکیت … را سرلوحه‌ی مرام خود ساخته اند. بومیان قاره امریکا، استرالیا و آفریقا را به بردگی گرفته سرزمین های تاریخی و اجدادی شان را با نسل کشی های بیمانند، کوچاندن های اجباری دسته جمعی و فشردن در محوطه های مرگ(reservation) تصرف کرده بر کرانه هایشان کلان شهرهای بس مدرن و متمدن و آسمانخراش های سر به فلک بناکرده اند. برای صلح و امنیت جهانی، کنفرانس پشت کنفرانس، منشور پشت منشور، اعلامیه پشت اعلامیه و میثاق پشت میثاق صادر می کنند. اما هرملتی که در جهان سوم  بدون اذن و اجازه آنان، نفسی به اطمینان و آرامش فرو می برد، خواب آسایش از این ملل متمدن ربوده است. تحریک، تشویق، ترغیب و تمویل آشوب و  ناآرامی اگر پاسخگو نشد، تحریم، سپس قطعنامه و آنگاه «مداخله بشردوستانه!» روی میز است! در سرزمین های غرب آب از آب تکان نمی خورد و همه چیز بر وفق مراد است، در شرق حقوق بشر پیوسته نقض می گردد و کودتا پشت کودتا تا حقوق ، بشر تضمین گردد. کشورهایی را که در مجمع عمومی به نفع بزرگترین ناقض حقوق بشر، اسراییل، رأی ندهند و یا به سود کشوهای مخالف غرب رأی دهند تحریم می کنند. آزادی عقیده و دین را اصلی خدشه ناپذیر می خوانند و آنگهی از آن زهر مار «هلوکاست» دین و مذهبی سخت تر و انعطاف ناپذیر تر از هر دین و مذهبی می سازند. سرکوب و تعقیب شهروندان و سلب آزادی های عمومی آنان به دلیل ابراز عقاید را جرم می شمارند. “روژه گارودی” مرحوم را به دلیل شک در صحت داستان هولکاست رهسپار زندان می کنند تا همانجا دق کند و بمیرد چراکه صرفاً گمان برده هلوکاست و آن کشتار افسانه ای یهودیان ممکن است واقعاً افسانه باشد.

ایران با اسراییل و امریکا خصومت دیرینه دارد اما فرانسه، بریتانیا، کانادا و آلمان و… بیش از آن دو روده درد می شوند و از درد و غصه بخود می پیچند. رسانه های جمعی این کشورها چنان هماهنگ عمل می کنند که گاهی تصور می شود از منبعی واحد فرمان می برند و تغذیه می کنند.

حال، چه چیز مشترکی در غرب وجود دارد که آنان را وامیدارد چنین کنند؟

پاسخ: نه لیبرالیزم، نه کاپیتالیسم و نه زیست دموکراتیک هیچکدام. به نظر می رسد تنها دورنمای یک تمدن مشترک است که آنان را به واکنش‌های مشترک سوق می دهد: تمدن مسیحیت. مسیحیتی که ردای دموکراسی، حقوق بشر، تساهل و آزادی بیان برتن کشیده است، وجه مشترک آنان است . تجربه نشان می دهد تمدن مسیحی با تمدن اسلامی رغبتی برای همزیستی ندارند. پس گفتگوی تمدن ها نظریه ابلهانه ای بیش نیست.

 

 

 

امین آرمان

About امین آرمان

امین آرمان، نویسنده، پژوهشگر و مدیرمسؤل شبکه قلم، کابل
منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

چین، وی چت و اینترنت بومی: گامی به پیش و گامی به پس!

چین از اتکا به فناوری ارتباطات خارجی به توسعه مدل های ابتکاری خود روی می آورد. برنامه ها و نرم افزارهای تولید داخلی جدید چین درحال رشد است. یکی از موفق ترین نرم افزارهای چینی، اپلیکیشن مدرن ویچت(WeChat) است که جهت استفاده در تلفون های هوشمند طراحی شده است. درحال حاضر، وی چت بر موجی سوار است که می تواند چند دهه حرکت به سمت قلمرو وسیعتر دیجیتال را معکوس سازد.

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved