تازه:
شنبه , ۳ عقرب ۱۳۹۹
خانه » مقالات » مهاجرت » پاسخ به مطالب وقیحانهی یک روزنامه ایرانی

پاسخ به مطالب وقیحانهی یک روزنامه ایرانی

«سنگ سفید» و «تله ی سیاه» دو اردوگاهی در ایران هستند که ایرانیها دوست ندارند که درباره آنها صحبت شود چه رسد به اینکه در مورد آنها فیلم ساخته شود. روزنامهی تندور«جمهوری اسلامی» در ایران که از کیسه هاشمی رفسنجانی ارتزاق میکند طی چند سال اخیر و از زمانی که رژیم طالبان یعنی همانهایی که دیپلماتهای ایرانی را در مزار شریف به رگبار بستند، حملات وقیحانهای را نسبت به دولت و مردم افغانستان سازماندهی کرده است. این روزنامه عقدهگشا هنگامی که حامد کرزی به عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد، در سرمقالاتی از اصطلاح«کرزی پیتزافروش» استفاده مینمود. البته استفاده از چنین ادبیات سبکسرانهای در فرهنگ نگارشی این روزنامه بیسابقه نبوده است و رییس جمهور مصر را « مبارک کمپ دیویدی» میخواند. این روزنامه که در داخل ایران میان جناحهای این کشور نیز اختلافافکنی میکند و دائم به این و آن میپرد و پاچهگیری میکند در چند سال اخیر با بزرگ جلوه دادن و حوادث کوچک و زدن اتهامهای جرم و جنایت به مهاجرین افغانی در ایران کوشیده است که بدبینی مردم ایران نسبت به افغانها را افزایش دهد. به یاد داریم که دو سال قبل همین روزنامه به دروغ خبری ر ا در باره تجاوز چند افغانی به یک دختر ایرانی در صفحهی حوادث خود منتشر کرد. چاپ این خبر مردم ساده لوح ایران را که چاپ هر مطلب کذبی را در روزنامهها وحی منزل میپندارند را به خشم آورد و در شهرهایی مانند تهران، قرچک و ورامین عدهای از ارازل و اوباش به جان مرد و زن افغانی افتادند و حوادث بسیار تلخی را به بار آوردند اما فردای آن روز دادستان تهران این خبر را تکذیب کرد و هویت عاملان آن فیلم بلوتوثی را به صراحت ایرانی اعلام کرد. سال گذشته نیز این روزنامه در یک صفحهی کامل انواع و اقسام تهمتها را به مهاجرین افغانی نسبت داد. اما وقیحانهترین اتهامات این روزنامه مربوط به ۱۲/۱۲/۱۳۸۷ است.

نویسنده مقالهی «ساخت فیلم ضد ایرانی در شمال کابل با کمک آمریکا» به بهانهی ساخت فیلمی به نام «سفید سنگ» که عنوان اردوگاهی معروف در تایباد ایران است، مطالب حاکی از کینه و نفرت را به چاپ رسانده است. مطالب بیپایه و اساس چاپ شده میتواند چهره نویسنده آن را در نظر خواننده این گونه مجسم کند که او در حالی که چشمانش به کاسهای از خون تبدیل شده و دهانش تا بناگوش باز و کف کرده و و نیشهایش از آن بیرون آمده به طرف ملت افغانستان در حال عربده کشیدن است. داستانی که فیلم سفید سنگ آن را دنبال میکند، تصویری از حادثهای است که خود این روزنامه از قلم نویسندگان افغانی آن را نقل میکند. حادثهی بسیار تلخی که در سال ۱۳۷۷ در اردوگاه سفید سنگ اتفاق افتاد اما اخبار آن توسط دولت ایران به شدت سانسور شد. اما آنانی که توانسته بودند از مهلکه جان سالم بدر ببرند خبر از قتل عامی هولناک افغانیهای دربند در این اردوگاه بدست قوای مسلح استان خراسان میدادند. صرف نظر از میزان و عمق این فاجعه که اینک در آستانهی تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی است، نویسندهی هتاک روزنامهی جمهوری اسلامی به بهانهی ساخت این فیلم نیشهای زهرآلودی را بر پیکر شخصیت حقوقی مردم افغانستان وارد میکند. جالب اینجاست که او این حادثه هولناک را که در جریان آن بیش از ششصد نفر قتل عام شدند را از ریشه انکار میکند و استدلالهای سستی را پیش میکشد که انسان را به یاد ضربالمثل « چنگ انداختن غریق به هر خار و خس» میاندازد. نویسنده این مقاله که گویا بر ادعهای خودش پوزخند میزند و به همین دلیل از آوردن نامش خودداری کرده است، پیوسته فقر و فلاکت افغانها را به رویشان میکشد، آنان را جنگ طلب میخواند، مهاجران افغانی را قاچاقچی مینامد و آنان را میهمانان ناخونده میخواند که بوی خشخاش میدهند و کشورشان در اشغال آمریکاست. به بخشی از این ادعاهای پوچ توجه کنید:

«ایرانیان سی سال به افغانها کار و مسکن دادند تا از محل بیکار شدن کارگران ایرانی آنها مشغول کار شوند».

« حالا همین مهاجرین که به زور در حال تجربهی دورانی دموکراتیک هستند روزنامه و مجلهای دارند و مجلات و روزنامههایشان به دفعات از رفتار غیر انسانی ایرانیان با مهاجران غیرقانونی شکایت میکنند»

«افغانهایی که وارد اینترنت شدند، در سایتهای فارسی علیه ایران شروع به نوشتن مطالبی کردند و از آن گذشته افغانیها برای پیدا کردن یک پیشینه فرهنگی و تاریخی عجله داشتند شروع کردند به ادعا. یکبار فردوسی را افغانی کردند و بار دیگر افغانستان را ایران غربی و ایران ما را ایران شرقی نامیدند.»

« این همسایه دردسرساز که یران را معبر ترانزیت مواد مخدر به جهان تبدیل کرده ست امروز از رفتار بد ایرانیان شکایت دارد جنگ میکرد و ایران هزینه جنگ آنان را پرداخت میکرد»

«مهاجران افغان مخارج سفر خود را با قاچاق مواد مخدر به کشور تامین میکردند، آنها که گرفتار میشدند سالهای سال در زندانهای ایران میماندند و در زندان جا خوش کردند و خوردند و خوابیدند. آنها هم که میتوانستند مواد مخدر را با خود به ایران وارد کنند به قاچاقچیان کوچکی تبدیل میشدند که کار اصلیشان کارگری ساختمان بود، اما بیزنس آنها مواد مخدر.»

آنچه ملاحظه نمودید بخشی از عربدههای نویسنده روزنامه جمهوری اسلامی است که در قبال تمام مردم نجیب و فهیم اما در در عین حال مظلوم افغانستان سرداده است. او مهاجران افغانی را در ایران میهمان میخواند که سی سال در حال میهمانی خوردن هستند. باید به این مقالهنویس که اگر وجدانی داشته آن را زیر پا گذاشته گفت که اگر آنان سی سال میهمان بودند کدام سفرهی بیمنتی را شما برای آنها گسترانیدید و آیا کسی میمانهایش را به سفید سنگ و تله سیاه انداخته و بر روی آنها از زمین و هو مانور جنگی برگزار میکند؟ کدام میزبان مهمانهایش را در دهات و شهرهای کوچک حبس کرده و با طرحهای مزخرفی پول و دارایی آنان را چپاول میکند؟ کدام میزبان مهمانش را در حد مزدوران جیرهخوار در اختیارکارفرمایان سنگدل قرار میدهد تا از آنان بیگاری بکشند.

او افغانی را جنگ طلب خوانده است و حال آن که بر همه واضح است که ایران در حوادث تلخ سی سال گذشته افغانستان یک پای ثابت ماجرا بوده است. باید به یاد او بیاوریم که هرچند افغانها میانشان جنگیدند اما هیچگاه در برابر قدرت خارجی سر تسلیم فرود نیاوردهاند و حال آنکه شما در برابر کشور کوچکی همانند عراق پس از هشت سال سال جنگ و تحمل صدها هزار کشته و خسارات هنگفت، دستها را به علامت تسلیم بالا بردید و با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به خواستههای صدام حسین گردن نهادید و شما باعث شدید که عراق یک روز را به عنوان روز پیروزی بر مجوسیها در تقویم سالیانهاش به عنوان تعطیل رسمی اعلام کند. در ثانی مگر شما میان خودتان جنگ داخلی نداشتهاید. آیا رضا شاه و پسرش که به اذعان خودتان هزاران تن را کشتند ایرانی نبودند، آیا مجاهدین خلق که میان شما و آنان خونهای بسیاری ریخته شد که عملیات مرصاد تنها یک نمونه از آن است ایرانی نبودند. آیا زمانی که حزب کموله در کردستان سر و گوش پاسداران شما را میبریدند ایرانی نبودند، آیا همین الان گروه جندالله که سربازان شما را گروه گروه اسیر و سپس قتل عام میکنند ایرانی نیستند. پس بدانید که شما ایرانیها هم بینتان خونهای زیادی ریخته شده است. گفتهاید که هزینه جنگ افغانها را ما میپرداختهایم، اگر چنین است هزینهی جنگهای داخلی شما را آمریکا و اروپا پرداخته است که صدها هزار از شما از پیامد جنگهای داخلیتان اکنون به آنجا پناهنده شدهاند.

شما افغانها را زیر سلطه آمریکا خواندهاید و حال آن که همه میدانند که آمریکا از سرزمین خشک و بی محصول افغانستان که نفت و گاز ندارد چیزی را نخواهد برد و در مبارزه با تروریستها که شما آنها را تقویت میکنید به دولت افغانستان کمک میکند، اما به یاد داشته باشید که همین آمریکایی که افغانستان را مستعمره آن میخوانید با غرق کردن چندین ناوچه شما در اروند رود و ساقط کردن هواپیماهای مسافربری تان به شما گوشمالی سختی داد تا دیگر به نفتکشهای کشورهای دیگر در اروند حمله نکنید و هیچگاه هوس نکنید که حقوق بینالملل را زیر پا نهاده و اقدام به گروگانگیری دیپلماتها کنید. همان آمریکایی که رییس جمهورتان برای بوش و سپس اوباما نامه مینویسد اما آنان به آن هیچ اعتنایی نمیکنند. به یاد داشته باشید همین دو سال پیش هنگامی که ملوانان انگلیسی را در یک اقدام احمقانه گروگان گرفتید، تونی بلر نخست وزیر انگلیس به شما ۴۸ ساعت مهلت داد تا ملوانها را آزاد کنید اما شما ۱۸ ساعت پس از اولتیماتوم تونی بلر آنها را آزاد کرده، کت و شلوار به تنشان کردید و رئیسجمهورتان در فرودگاه آنان را بدرقه کرد و آن وقت نام آن را هم رافت اسلامی نهادید و حال آنکه جهانیان دانستند که شما تسلیم زور انگلیس شدید نه رافت اسلامی چرا که در همان سال شما در سراسر ایران به جان مهاجران افغانی افتاده بودید که اغلب آنها مثل شما شیعه بودند و حتی شما به زنان و کودکان که در عرف بینالملل بیدفاع بوده و احترام زیادی دارند رحم نکرده و آنان را از منازلشان بیرون کشیده و به جرم غیرمجاز بودن حوادثی را آفریدید که چهرهتان را در انظار جهانی سیاه کرد.

اگر افغانیها قاچاقچی هستند و بوی خشخاش میدهند میخواهم بپرسم که شما که مدعی فرهنگ و تمدن هستید چرا با طناب افغانیها به چاه میروید و به عنوان بزرگترین مصرف کننده مواد مخدر در جهان شناخته شدهاید. طبق آماری که خودتان ارایه میدهید چهار میلیون معتاد دارید و در همین اندازه هم هستند کسانی که به قول خودتان تفریحی مصرف میکنند. من شک ندارم که نویسنده اباطیل روزنامه جمهوری اسلامی بارها و بارها با استفاده از سوغات افغانیها مزه نشئگی را چشیده و شاید هم این مزخرفات را در حین نشئگیاش نوشته است و در ثانی اگر دولت افغانستان دولت قدرتمندی نبوده شما که مدعی ابرقدرت بودن دارید چرا نمی توانید جلوی قاچاق را بگیرد. مگر غیر از این است که شما هم در این معامله سود کلانی برده و هزاران نفرتان به این شغل شریف مشغولند.

کاغذ را سیاه کرده اید که افغانها مدعی فردوسی و نام کشورشان را ایران غربی نهاده اند. باید در گوش این نویسنده که نادانی و جهالت از افکار او میبارد با فریاد زد که دیگر آن زمان گذشته است که جاهلان به انساب و مردههایشان مباهات میکردند. شخصیتهای بزرگی همانند فردوسی متعلق به ایران نیست بلکه از آن کل جهان است همان گونه که دیگر بزرگان جهان علم و ادب تعلق به تمام بشریت دارند و زدن مهر انحصار بر گور آنان کاری است از سر حماقت و گمراهی. اگر قرار به شمردن شخصیتهای ملی است بدانید که افغانستان آن قدر شخصیت جهانی دارد که نیازی به ادعا کردن در باره شخصیت دیگران ندارد تا جایی که شما نیز در انتساب به آنان خود را با ما شریک کردهاید. همین طور به این نویسندهی بیخرد باید گفت که هیچگاه و هیچ کس از افغانیها نام ایران غربی را بر افغانستان نگذاشتهاند، چرا باید آنها چنین کاری را کنند و حال آنکه نام « ایران» قدمتی فقط یک صد ساله دارد که در زمان قاجاریه شما آن را اختراع کردید. افغانها اگر قرار باشد نام تاریخی بر خود بگذارند چرا از نام خراسان استفاده نکنند که دیرینه هزار و چند ساله دارد که بیایند نام بی ریشه و پیشینهی « ایران» را بر خود بگذارند.

بنابراین به روزنامهای که از صبح تا شب در جلوی دکههای روزنامه فروشی باد کرده و روی دست فروشنده میماند، توصیه میکنیم که بیش از این به مردم زجر کشیده ومظلوم افغانستان که با خون دل مشکلاتشان را بر دوش میکشند نیشتر وارد نکند و ذهنیت مردم ایران را که انسانهای شریف بسیاری هم در بینشان است را نسبت به مهاجرین افغانی که از بد روزگار هزار و یک زخم زبان و قلم را به جان میخرند اما دم بر نمی آورند، بدبین نکند. آنانی که با خون جگر از صبح تا شام برای لقمه نانی تن به بیگاری کارفرمایان میدهند و شبها مظلومانه به کلبههایشان میخزند شایستهی این قبیل تهمتها و افتراها نیستند. اگر شما بر خوان گستردهی نفت و گاز نشستهاید و شکمهایتان را پروار کردهاید بدانید که روزگاری نفت و گاز هم پایان خواهد یافت و این پایانی خواهد بود بر یک قرن مفت خوری .

به یاد داشته باشید که افغانستان از جای خود بر خواهد خواست و مردم زجر کشیده و سخت کوش آن افغانستانی متفاوت خواهند ساخت. همانگونه که سینماگران افغانی از جای خود بر خواستهاند و امروز سفید سنگ را میسازند و فردا تله سیاه را و پس فردا … تا «سیه روی شود آنکه در او غش باشد».

 

 

Comments: 24

  1. دروغ ستیز | ۲ Feb 2010 – 18:21دروغ شاخدار و دمدار دیگر مدیر اتباع خارجی به پای افغانها:
    افغان‌ها سالانه به اندازه بودجه سالانه کشور افغانستان از ایران ارز خارج می‌کنند، به عبارتی اگر یک میلیون افغان غیرمجاز حاضر در مشاغل ایران، حدود ۲۵۰ هزار تومان پس‌انداز کرده و از ایران خارج کند، سالانه دو میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار از ایران خارج شده است، این در حالیست که بودجه افغانستان در سال گذشته دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار بوده است که تفاوت چندانی با هم ندارد.
    این هم منبع این خبر:
    http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1481994
  2. مهاجر بازگشته از هجرت | ۲ Feb 2010 – 05:21می ستایم قلم زیبا و بیان گیرایت را، الحق و الانصاف که چنین است و جز این نیست. پیروز باشید
  3. بی نام از دایکندی | ۱۲ Sep 2009 – 05:14من مدت زیاد در ایران از روی ناچاری بودم. وقت که بزرگتر شدم می خواستم که ایران را ترک کنم و به غرب بروم. ولی ایرانیها دران زمان که جنگ علیه شوری در افغانستان جریان داشت. افغانهارا ایجازه نمی داد که از ایران در کشور هایدیگه برود. یک قانون مسخره داشت که مهاجر از همان مرز که وارد میشه باید برگردد.بهترین دوره پیشرفت و فرار از ایران را از من ایرانیه گرفت و خیلی از خانواده های دیگه هم مثل من بود. کسان که قوچاقی ایران را توانست ترک کند برود ترکیه بعد اروپا ، حالا دارای تابعیت اروپای است ولی افغانیهای که سی سال درایران است هنوز حق شهروندی ایران را نیافته.

    چند سال قبل یک نماینده مجلیس ایران این موضوع را در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد و خیلی شدید از طرف فاشستهای پارلمان ردشد.

    من می خواستم بگم که ما ایرانیها رامثل کف دستما می شناسیم ادمهای است خیلی فاشست. حتی تحصیل کردنگانش فاشست است. ولی نباید تمام ایرانهارا ادمهای بد دانست . مردم خیلی محترم و انسانهای درست اندیش در ایران است ولی انها یا حزب الله نیستند یا که طرفدار نظام تند روی ایران نیستند.

    ولی سیاست دولت ایران همیشه تخریب افغانستان بود. احزاب افغانی در ایران مسلح می شد.تا بین خود جنگ کند.
    همین حالا طالبان در بیرجند و زاهدان اموزش می بیند تا خانواده های افغانی را عذا دار کند.

    اسلحه ایران هر روز در افغانستان کشف میشه. سپاهی قدس ایران باتمام هزینه در حال تخریبات افغانستان هستند.

    ایران هر سال چندین مولای افغانی اجیر را در افغانستان می فرستند که علیه دولت افغانستان سخنرانی کند.

    ولی این ملا های بعضیشان پول خود را می گیرد و کار به کار مردم ندارد.

    ایران تا مرفق دست شان به خون مردم افغانستان آلوده است.

    ایران طرح تقسیم افغانستان را با پاکستان در سال های که طالبان در قدرت بود کشیده بود.

    ایران بین مرد م افغانستان شیعه و سنی و آریا و پشتون و هزاره و ترک درست کرد همین کار را پاکستان هم می کرد.

    ایران از برهالدین حمایت می کرد که آریای و مسعود نژاد است.

    ایران شیعیان در افغانستان پفک نمکی کمک می کرد و برهاالدین را سلاح سقیله تا شیعیان را نابود کند که قدرت نداشت باشد. برای که اگر شیعه در افغانستان صاحب حق بیشه ، سنی های ایران حق شان رامی خواهد. نباید رسم غلط در منطقه بیافته.

    مردم افغانستان با روحیه تفرقه بیانداز ایرانی ها خوب اشناست و دیگر گل ایران را نباید بخورد.

  4. مقتدا حکمران | ۸ May 2009 – 11:50با تشکر از واقعیتی که به قلم اوردی….
    من نیز ان حادثه را با تمام جزئیات میدانم
    به امید انکه روزی خون ان عزیزانمان را از این دولت استبدادی بگیریم …
    درود بر ملت افغان
  5. سعیده سادات | ۲۹ Apr 2009 – 15:05فریباجان قندهاری از مقاله تان بسیار تشکر
    این دردها هیچ وقت از یادمان نخواهد رفت ان شالله روزی جبران نماییم.قلمتان هم همیشه نویسا باد.
  6. پریسا | ۱۵ Apr 2009 – 06:12برای همینه که ما باید در ایران باشیم و شما هم در افغانستان از جان ما چه میخواهید ببینید خودتان چقدر از خودتان را گشته و می کشید و خواهید گشت شما ها خودتان دشمن خودتان هستید مثل انسانهای اولیه افتاده اید به جان هم مخصوصا قربونشون بر پشتونها چقدر متمدن هستند !!!!!!!!!!!!!!خواستید به ایران نروید وقتی همه بیسوادها و دهاتی های شما میروند به ایران میخواستید پست وزارت به انها بدهند در امریکا هم همه کارهائی را که امریکائیها نمی کنند مکزیکی های بیسواد انجام میدهند چون تخصص وقتی نداری باید کارهای سخت و بدنی بکنی در همه جای دنیا هم هست و اگر غیر قانونی هم باشی همه جا ادم هائی هستند که این ادم ها را استخدام میکنندو پول کمتری به انها میدهند اگر انها را به کار نمی گرفتند چون غیر قانون بودند بهتر بود ؟؟؟؟!!! شما افغانها بسیار پر رو هستید و گربه صفت من این را در چند دوست افغانی خودم تجربه کردم که اگر دستت را نا ارنج در عسل بکنی و در دهانشان بگذاری دستت را گاز میگیرند به خدا حقیقت را میگویم در امریکا هم بودند بد بخت و محتاج هم نبودند ولی بسیار بی صفت بودند .من زمانی که در ایران بودم در یک مغازه اهنگری نزدیک خانه ما دو کارگر کار می کردند یک ایرانی یک افغان و شبها هم در مغازه میخوابیدند هر دو جوان یک روز جمعه که روز حقوق گرفتن انها بود و پول گرفته بودند شب هنگام کارگر افغانی برای فقط ۱۰۰ تومان شب ان جوان بینوا را کشت و فرار کرد کسانی که برای ۱۰۰ تومان یک ادم را می کشنند در فرهنگ ایران جائی ندارند من این را هرگز فراموش نمیکنم و برای همین دلم میخواد در ایران حتی یک افغانی هم نباشد ..بعد حرف مفت زیاد نزنید انها که قانونی هستند هم کار خوب دارند هم به مدرسه و دانشگاه میروند میخواستید برای غیر قانونی و قاچاق چیان مواد مخدر در ایران فرش قرمز هم پهن کنند عجب روئی دارید شما ها .خانم فریبا یک مقدار به مردم خودت هم نگاه کن و بعد قلم ریا وتعصب را در دست بگیر در خاتمه یه همه شما افغانها این را میگویم اینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن اینه شکستن خطاست .
  7. ایرانی | ۱۵ Apr 2009 – 00:36خانم فریییییییییبا مگر ارث پدرتان را دست ما مردم ایران سبردی تو که ناراحت شدی به کرزای گفته اند که پیتزافروش بوده خوب حالا توسط ایشان امریکا براتون دمکراسی اورده توسط حضرت والامقام اعلیحضرت کرزای امیدوارم جهت احترامات فائقه به جناب حضرت رئیس جمهورتان راضی شده باشید خوب این جناب چرا شر افغانها را از سر مردم ایران کم نمیکند و همه این تحفه ها را به افغانستان نمی برد ما از دست جنایت های هم وطنان شما در ایران خسته شده ایم چون افراد تحصیل کرده که به ایران نبامده اند یک مشت بیسواد بدوی امده اند و در کشور من جنایت و دزدی میکنند من افغانها را دوست دارم ولی وقتی کسی مثل تو انقدر پر رو است و ارث پدرش را از ما میخواهد من هم اینگونه برای مینویسم بروید به کشور خودتان ما شما ها را نمیخواهیم چون بی چشم و رو هستید اگر ایران این همه افغانی کشته بود چرا دنیا خبرش را نشنید انهم در عصر ستلایت و اینترنت شما ها پر رو و بی چشم روها از ایران بروید بیرون به سرزمین خودتان ارث پدرتان را هم از ما طلب نکنید ما بد هستیم چرا شما مثل زگیل چسبیده اید به ما و کشور ما. سیه رو هم شما ادم خوران طالبانی ملا عمری هستید تا ابد ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!۱۱
  8. رضا | ۲۴ Mar 2009 – 07:53جناب اختر اگر به سایت رسمی رسانی افغانستان این خبر را درج کرده پس زیاد جوش نزن
    ضمنا” آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است شما همین الانش به خودتون رحم نمی کنید وای به روزی که یه وزنه ای تو دنیا بشید خدا شماهارو شناخته که در همین حد نگه تون داشته
    یه کم بلند نظر باشید با تنگ نظری و اتهام به دیگران کاری درست نمیشه
  9. اختر | ۲۳ Mar 2009 – 14:42خیلی هم خوبه!!!
    رضا جان این خبر را از کجا شنیدی؟ من که خودم در مزار شریف هستم چرا این خبر را نشنیدم؟ تازه دولت پوفک کرده احمدی نژاد شما بیست میلیون دلار نه که بیست میلیون ریال هم بی جهت در ورای مرزهای ایران اسلامی خرج نمی کند مگر اینکه قصد مزدورگیری در میان باشد که هست.
    این خبر را حتما از ایرنا یا روزنامه های خود تان شنیدی؟ حتما چون اگر واقعیتی در کار می بود افغانستان هم روزنامه و رسانه و تلویزیون دارد و در دیگر خبرگزاری های دنیا هم از ان گفته می شد. پس این هم از همان حقه بازیها و دروغ بافی های معمول رسانه های جمهوری اسلامی باید باشد برای شیره مالیدن بر سر شماها و اینکه ایران اسلامی به مردم دنیا کمک می کند و جهان را آباد می کند!!! جل الخالق از آبادکردن های شما!
    مااگر ابرقدرت شویم می خواهیم با همه زندگی صلح آمیز داشته باشیم ، شما اگر بشوید همه را نیست و نابود خواهید کرد چون از همه نفرت دارید جز خود تان.
  10. رضا | ۲۰ Mar 2009 – 22:24خوبه !!!!
    همین امروز شنیدم به هزینه مردم ایران بیست میلیون دلار هزینه احداث میدان بزرگ و کتابخانه فروسی در مزار شریف شده تا آنان اینجوری به ما توهین کنند و امنیت مارا در داخل ایران از بین ببرند
  11. خوبه شماها یک ایر قدرت نشدید وگرنه دنیا رو بیچاره می کردید
  12. درجواب رضا:
    برای رفتن به ایران صف بسته اند چون ایران و پاکستان هنوز آنها ذرا آواره می کنند. امروز ایران و پاکستان آنها را با ایجاد جنگهای داخی بین احزاب مزدور خود آواره نمی کنند بلکه آنها را با مسلح کردن و مجهز کردن طالبان آواره می کنند. پس حق دارند پشت دروازه های شما و پاکستان صف بکشند و کسی حق ندارد بگوید چرا صف میکشید زیرا در سرزمین خود شان نمی گذارند یک لحظه هم ارام بمانند. تا نوبت مجاهدین کثیف تمام شد طالبان را ساختید. مقاله دخالتهای ایران در افغانستان را با دقت بخوان و بیاموز که دولت فخیم شما وپاسداران شما به چه مجوز برای طالبان سلاح می فرستند وچرا دولت منتخب افغانستان را رسانه های شما مسخره می کند مگر غیر از این است که دولت دلخواه شما نیست و نمی توانید روی آن اعمال نفوذ کنید؟ شما اولین کسی بودید که نام کشتار و قتل عام مردم افغانستان توسط طالبان را قیام مردم افغانستان نام کردید؟
    و افغانستان را که به اراده و خواست خود و مردم خود می خواست با کمک جهان از زمین برخیزد کشور اشغال شده خواندید. پس شما مرض دارید که این ادبیات سخیف را بکار می بندید؟ جز اینکه مزدوارن شما بحاشیه رفته باشد.

    ۱۳٫ رضا | ۱۱ Mar 2009 – 21:12

    نویسنده محترم متاسفانه کمترین اطلاعات تاریخی ندارند چرا که نام ایران را بی ریشه می داند ایشان اگر کمی مطاله کند شاهنامه را که حکیم توس بارها وبارها از ایران نام برده ویا تاریخ طبری یا ابن خلدون را بخواند این جملات بی ارزش را تکرار نمی کند
    در ثانی خراسان شامل توس و نیشابور و مرو و بخارا بوده نمی دانم از تاریخ تشکیل افغانستان چه مدت گذشته که این کشورها شامل افغانستان می شوند
    کمی مطالعه خود را بلا ببرید در آینده جامعه افغانستان نیز با سواد شده و این گفته خریداری حتی درآنجا نخواهد داشت
    در آخر اینکه اگر ایران تا این حد از نظر شما بد وبی رحم است چرا برای ورود به ایران صف بسته اید

    ۱۲٫ ali | 10 Mar 2009 – 23:08

    سلام به هموطنان دوستداشتنی ام.
    کوتاه بگویم . شما دوست عزیز که عبارت برادر را برای ایرانیها بکار می برید باید بدانید که ایرانی ها از همه ما حتی از نام افغان ها نفرت دارند. پس بیخود ایرانی ها را برادر خطاب نکنید. نفرت ایرانیان را من در طول ۹ سال اقامتم در ایران هر روز و هر لحظه دیدم.

    ۱۱٫ رحمت | ۱۰ Mar 2009 – 04:47

    با تشکر از نویسنده عزیز ودرد مند کشور که با حس منطق وعقل ودرد انسانی بخوبی توانسته است اباطیل این روزنامه را پاسخ بگوید دنیایی سپاس و اروزی موفقیت

    ۱۰٫ محبی | ۸ Mar 2009 – 23:36

    آفرین!
    نام این فیلم را نباید قربانیان ازلی مینامیدند. این فلیم بهترنی عنوانش می توانس «میهمانان ازلی» باشد. به این خاطر که نویسنده مقاله روزنامه جمهوری هم از همین عنوان سی سال میهمان نوازی استفاده کردند.
    آفرین بر خانوم فریبا!
    خوش نوشتید

    ۹٫ محمد حیدری | ۸ Mar 2009 – 21:09

    سلام به مردان آزاد اندیش که افکارش مرز نمیشناسدودیدش از فرش تاعرش را می بیند می خواستم در باره هموطنام که خود یکی از آن مهاجرین بد بخت بی چاره ام چیزی بنویسم اما مشت به نمونه ای خروار می دانم نظریات وگفته های برادر ایرانی ام را که ابراز سخن کردن در باره برادران افغان خود و از ایشان و دوستان که چنین دیدی نسبت به افغانها دارند اظها قدر دانی وتشکری مینمایم وبه امید آنروزی که بجای تحقیر توهین نا سیپاسی از همدیگر باهم برادرو برابر باشیم بدور از شخصیت دو ملت بزرگ ایران وافغان هست که باتحریک افراد ویا رسانه های جاهیل کوتانظر از همدیگر زشت بیگویم محمد یونس حیدری افغان.

    ۸٫ hashmat | 8 Mar 2009 – 15:37

    از «حبیبان خدا» تا «اتباع بیگانه»

    ۱)

    وقتی نامی از یک «افغانی» برده می­شود اولین تصویری که در ذهن شما ایجاد می­گردد چیست؟

    اجازه دهید بحث را با طرح چند سوال آغاز کنم: اگر فلسطین همسایه ایران بود و فلسطینی­های خسته از جنگ، ناگزیر وطن خود را ترک و به ایران فرار می­کردند، آیا باز هم همان رفتاری را با آنها داشتیم که امروز با افغان­های مهاجر داریم؟ آیا باز هم بی­خبر بر «آهن­آباد»های آنها (مانند حلبی­آبادها) هجوم می­آوردیم و با لودر کلبه­های پر از دردشان را خراب می­کردیم؟ آیا باز هم با کمترین دستمزد به کارشان می­گرفتیم و پست­ترین و سنگین­ترین کارها از پاکسازی لوله­های فاضلاب گرفته تا حفاری در زمین­های سنگی را به آنها می­سپردیم؟

    اجازه دهید اندکی وسیع­تر نگاه کنیم. آیا رفتار ما مثلاً با نیروهای کارِ عراقی، ارمنی، تاجیک و حتی عرب (به فرض وقوع ناامنی در سرزمینشان) به همین شکل خواهد بود؟ آیا اگر پلیس ترکیه یا هر کشور دیگری یک ایرانی جویای کار که قصد دارد به صورت غیرقانونی و با جعل مدرک وارد اروپا شود را دستگیر کرده و رفتاری غیرانسانی با او داشته باشد، به غرور ملیّمان بر نمی­خورد؟ آیا هیچگاه به این همسایگان افغانمان که حجم زیاد خبرهای مربوط به اسرائیل و آمریکا و فلسطین هیچگاه فرصت انتشار اندک گزارشی از سرزمین پردردشان را در شبکه­های تلویزیونیمان فراهم نکرده، فکر کرده­ایم؟

    ***

    دقیقاً نتوانستم تاریخ مشخصی را از ورود افغان­ها به عنوان نیروهای کار به ایران پیدا کنم اما با بررسی برخی از منابع متوجه شدم که عمده­ترین دلایل خروج این انسان­های مسلمان از کشورشان که روزی همچون بنده و شما با نام نامی ایران­زمین می­زیستند، دو عامل اصلی است:

    ۱ـ جنگ­ها و ناامنی­های داخلی

    ۲ـ فقدان کار و پایین بودن دستمزد که منجر به گسترش فقر در بین جامعه­ی افاغنه شده است.

    با اندکی همزادپنداری متوجه می­شویم که اگر ما هم به جای آنها بودیم، هیچ بعید نبود راهی را در پیش بگیریم که اکنون دو میلیون افغان مهاجر در ایران و صدها هزار افغان مهاجر در دیگر کشورها در پیش گرفته­اند. یعنی حاضر شویم خانواده و سرزمینمان را رها کنیم و جانمان را کف دستمان بگیریم تا به صورت غیرقانونی از مرز افغانستان و ایران وارد سرزمینی شویم که تاریخ، آنها را ملتی «میهمان­نواز» می­داند و آموزه­های دینیشان بر «حبیب خدا بودنِ میهمان» تأکید کرده است؛ بی­خبر از آنکه جماعت آن سوی مرز ممکن است هیچ خدمات بهداشتی به ما ارائه ندهند و مشکلات بهداشتی خودشان را هم به گردن ما بیاندازند. بی­خبر از آنکه جماعت آن سوی مرز ممکن است طرح و برنامه­ای کاربردی برای اشتغال نداشته باشند و چشمانشان به دیوار کوتاه ما بیفتد و بیکاری جوانانشان را به گردن ما بیاندازند غافل از آنکه ما سخت­ترین کارها را انجام می­دهیم که هیچ کارگر ایرانی حاضر به انجام آن نیست. و حتی بی­خبر از آنکه جمعیت مهاجر دومیلیونی، همچون هر جامعه­ی دیگری به جرائم اجتماعی دست می­زند و همین جرائم ما باعث شود پرونده­های سنگین و متعدد دادگستری خود را در پشت جرائم ما مخفی کنند.

    آنچه امروز بر مهاجران افغانی در سرزمین ایران روا می­شود، تاریخ مهتومی است که از یک سو روایتگر ستم­هایی است که بر افغان­ها وارد شده و آنان را از سرزمین­هایشان رانده و آواره­ی مللی نموده که همچون برده از آنها کار می­کشند و آنگاه وجودشان را مضر می­دانند و از سوی دیگر بیانگر ناتوانی دولت­هایی است که حوزه­ی دیدی کوتاه دارند و با آنکه بر ثروت­های عظیم خدادادی نشسته­اند، اما نه توان مدیریت جوامع خود را دارند و نه قادرند پناهگاه و مأمنی برای آوارگان هم­کیش و هم­آیین و هم­سایه و هم­تاریخ خود باشند.

    واقعاً تفکر غالب ایرانی به جامعه­ی افاغنه چگونه نگاه می­کند؟ آیا ما که منادی دفاع از حقوق مظلومان عالم هستیم بایستی این آوارگان را که از جنگ و بی­خانمانی گریزان شده­اند، اینگونه به کار کشیده و آنگاه با بدترین وضع ممکن به مملکتشان باز گردانیم یا آنکه با مدیریتی صحیح هم از حقوق خودمان دفاع کرده و مانع از خروج سرمایه­ها از کشورمان شویم و هم سقفی برای بی­پناهان باشیم؟

    ***

    شاید بتوان در بررسی رفتار امروز ما ایرانیان با جامعه­ی مسلمان افغانی که از بدِ روزگار سرزمین ایران را انتخاب کرده­اند چنین نتیجه گرفت:

    ـ دیروز ما درب ورود مرزها را بر روی افغان­ها باز کردیم چون به نیروی کار آنها (به خصوص ناگزیر بودنشان در انجام کارهای سنگین با دستمزد اندک) نیاز داشتیم.

    ـ امروز ما درب ورود مرزها را نیمه باز گذاشته­ایم و درب خروج را هم باز کرده­ایم؛ چون از یک­طرف همچنان به نیروی کار آنها (به خصوص ناگزیر بودنشان در انجام کارهای سنگین با دستمزد اندک) نیاز داریم و از طرفی هم در حال حاضر همین مقدار افغانی، نیازمان را تأمین می­کند.

    شاید بتوان نتیجه گرفت: ما ایرانیان قرن بیست و یک، مسلمانانی هستیم که بنا بر مصلحتمان عبارت «حبیب­خدا» را با «اتباع بیگانه» جابجا کرده­ایم تا در پس آن، خودخواهی و به ویژه ناتوانی مدیریتیمان را مخفی کنیم.

    ******

    ۲)

    برادر افغان من!

    تو که روزی سرزمینت با سرزمین من یکی بود!

    دنیای آغشته به سیاهی نفتِ امروز، مرزی میان ما کشیده است که من و هموطنانم را به کاسه­ای از نفت دلخوش کرده و تو و هم­سرزمینی­هایت را به همان کاسه غبطه­وار؛ که اگر نبود این روغنِ همیشه سیاه، بعید نمی­دانم امروز هم من، همچون تو راهی سرزمینی که نمی­دانم به کدامین طریق انسان بودنم را زیر سوال می­برد، رهسپار می­شدم. بعید نمی­دانم من هم اسیر جهل انسان­هایی می­شدم که جز از منظر کالا بر من نمی­نگریستند و جز با ترکه­ی دردآورِ بی­تفاوتی و بدبینی بر پیکرم زخمی نمی­زدند.

    هموطن دیروز من!

    به عنوان یک ایرانی، همچون بسیاری دیگر از هموطنانم، سرزمین پاکت را ارج می­نهم و تا آن روز که دوباره در دشت­ها و کوه­های افغانستانِ آزادت آرام گیری در کنارت می­مانم و از آن پس با تو سرود آبادی سرزمینی را فریاد می­زنم که سال­ها درد کشید و فرزندانش را سخت­کوش و رهایی­خواه آفرید.

    همراه ایرانی تو

    ۷٫ Rafiee | 6 Mar 2009 – 14:53

    درود و سلامهای خود را خدمت دست اندرکاران محترم سایت می فرستم.
    دوستان عزیز دستان شما را فشرده و به شما از بابت نشر مطالب جالب تان تبریک می گویم.
    مقاله خانم فریبا قندهاری مطالعه نمودم و از نا مردی برادران ایرانی ما به حقیقت بهترین گلایه را نموده اند.
    ما برادران ایرانی را احترام می نمایم. ولی احترام کردن به معنی آقا و توهین شدن خود ما و مردم ما نه.
    به هر جهت مقاله خیلی زیبا بود.
    موفق باشید. خدا یار شما

    ۶٫ oliver | 5 Mar 2009 – 10:13
  13. ۴٫ مهاجر دردکشیده | ۵ Mar 2009 – 00:30

    بدوستان که فکر میکنند حساب مردم از دولت جدااست بروند به نظرات زیر مقاله ببینند.
    یک حرف دروغ این مد شده که میگویند ملتها از دولتها جدااست. ملتها اند که دولتها را میسازند اگرملتها بناشند دولتها هم نیستند.
    خواهشا از مدیر سایت میخواهیم نشانی سایت را که دادم لینک کنید.

    Reply:
    دوست عزیز،
    چر اصرار دارید مطلبی را لینک کنیم که قبلا لینک کرده اید؟
    آن مطلب شما قبلا لینک شده است.
    مدیریت

    ۳٫ مهاجر فلک زده | ۴ Mar 2009 – 17:05

    من دو عضو از خانواده خودم در جبهه های جنگ ایران علیه عراق که زمانی اسلامی قلمداد می شد شهید شده وتازیانه ها توهین به افغانهارا در این سی سال همواره با تمام استخوان خوره ام ودر تمام نهادهای ایران فضای توهین به کرامت وانسانیت افغانها نهادینه شده و قوانین بر اساس استعمار واستثمار افغانها شکل گرفته.
    در این سی سال هیچگاه به نام یک افغان حق ثبت شدن یک خط تلفن و وسیله نقلیه وماشین قایل نشده. حق ادامه تحصیل در دانشگاه وحق سواد آموختن حتی بر مدارس خودگردان برای مهاجرین فاقد مدرک قایل نشده.
    در امریکا برای یک سیاه پوست افریقایی تبار حق کاندید شدن و ظرفت برای رییس جمهور شدن وجود دارد ولی در اینجا همه مفاخر تاریخی افغانها ایرانی تلقی شده وهمه مجرمین ایرانی افغان معرفی میشود. روحیه این ملت مرکب از غرور ناشی از نژاد پرستانه دوران شاه وبه اصطلاح خوشان طاغوت است که افراد موجود در جغرافیای فعلی را وارثین جمشید وکوروش و…زرتشت ومولانا میداند واز طرفی این غرور با با اسلام شیعی و وصلت موهوم به اهلبیت پیامبر وتوهم پیروی اسلام ناب آنان را بر علیه همه ملل جهان بر انگیخته و وغربیها را استعمار گر و عربهارا سوسمار خوار و… همه را توهین می کنند وخود را ملت برگزیده می دانند.
    در حالی که بنده ایرانیهای زیادی از خانواده شهدای میشناسم که از نظام موجود قاچاقی فرار کرده وخود را در اروپا به عنوان افغان معرفی می کنند تا شاید بتوانند از اختناق موجود رهایی یابند.
    ما افغانمها چون جهان را به خوبی نمی شناسیم خیلی به راحتی شعارهای فریبنده آنان را خورده وکشور ایران را بهترین کشور می دانیم.
    اگر در این مدت این دو ملیون مهاجر همچون سایر مهجرین به کشوری دیگری میرفتند بعد از تحمل سختی هایش امروزه همه فرزندانشان استاد دانشگاه ورجال اندیشمند ومتخصص بودند نه نمکی، کوره پز، و کارگر حمالی که نصف درامدش را به انواع مختلف به ایران بدهد و هرو روز طرد مرد مرز شود وخانواده هاشان پریشان گردد.

    ۲٫ مهاجر دردکشیده | ۴ Mar 2009 – 15:40

    آقای محترم خاور احتمال دارد که درد افغانی بودن را در ایران حس نکرده درکدام کشور امریکا و اورپا در نازوآرامش بوده ای.
    هرکس که فکر میکند مقاله‌ی روزنامه جمهوری اسلامی فقط نظر سخیفانه‌ی نویسنده‌ی یک روزنامه است ومردم ایران خیلی هم درباره افغانیها فکر خوب میکنند پس بروید نظراتی را درزیر این مقاله دراین سایت که نشانی اش را میدهم بخوانید تا ببینید که این توهین ها تنها نظر یک نویسنده هم نیست؛
    http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=3332

    ۱٫ خاور | ۳ Mar 2009 – 22:54

    دوست عزیز بدنیست شما بدانید که:

    اول:
    ادبیاتی که بکار گرفته اید هیچ فرقی با ادبیات نویسنده فلان روزنامه یا ویبسایت ندارد بلکه بدتر هم کرده اید.

    دوم:
    مخاطب شما آیا نویسنده اجیر یک روزنامه یا ویبسایت است یا مردم ایران؟ شما که سرآخر به مردم تاخته اید.

    سوم:
    مردم ایران بویژه روشنفکران با نویسنده بی سواد آن روزنامه فرق دارند. اغلب اوقات دیده اید که عموم مردم به فراخوانهای مضحک شرم آور دولت خود برعلیه مهاجرین مبنی بر درخواست کمک از مردم در جمع آوری افغانیها، دادن اطلاعات به نیروی انتظامی، خودداری از کمک و همکاری با مهاجرین و… همکاری نمی کنند و همیشه جانب افغانی ها را می گیرند و گرفته اند بغیر از چند قضیه جرم و جنایت که آنهم در اثر سم پاشی و دروغگویی و موج آفرینی همین روزنامه ها و رسانه‌های بی بندوبار دولت جمهوری اسلامی رفتارهای منفی در بعضی مواقع آنهم غالبا از سوی جوانان بی بندوبار و اوباشان شان در اثر تحریک روی داده اما انصاف را از یاد نبریم مردم ایران با مهاجرین رفتار نسبتا خوبی داشته اند اینکه شما مردم را با دولت یکی می کنید کار نادرست است. مردم از همین تبلیغات مسموم حق دارند تأثیر بپذیرند چون به خورد شان داده می شود ولی باز بدانید رفتار شان بدنبوده است. یادتان باشد در بدترین شرایط در سالهای پیش که دولت جمهوری اسلامی بر مهاجرین فشار واردکرده بود، روشنفکران ایران یکدست اعتراض کردند و عده زیادی از ایرانیها به حمایت از مهاجرین افغان در اینترنت پتیشن امضا کردند و اقدامات دولت ایران را محکوم کردند.

    چهارم:

    واقعه قتل عام سفید سنگ در سال ۱۳۷۷ رخ نداده و این تاریخ را اینها اشتباه نوشتند چون در سال ۱۳۷۷ ریاست آقای خاتمی بود و دولت او برعکس، با مهاجرین افغانی برخورد ملایمی می شدت.
    خدمت تان گفته شود که آن حادثه مربوط به دوره ریاست شیخ هاشمی رفسنجانی کوسه همین اسپانسر روزنامه جمهوری اسلامی است که شما از آن به فغان آمده اید.

    پنجم:
    اگر میخواهی شکاف بین ملتها کم شود، و اگر می خواهی نقاط بد و منفی کاهش یابد واگر میخواهی ذهنیت های بد از بین برود نباید از عین روشی استفاده کرد که در صدد نفی آن هستی. بقول معروف اگر بجنگ هیولا می روی پس کوشش کن خود هیولا نشوی!.

    ششم:
    ازنظر این رسانه های جمهوری اسلامی عربها سوسمارخورند و نفت خورند. امریکایی ها آدمکشند. اروپایی ها غارتگرند. پاکستانی ها شلخته اند. مردم آسیای میانه جاهل اند. آفریقایی ها«سیه چرده» اند. ترکها خراند….افغانی ها هم آدم نیستند. ولی بدانید نتیجه این نگرش اینها به مردم دنیا چه شده؟ نتیجه این نگرش این شده که مردم دنیا اینها را آدم شمار نکنند. همین عربها امروز اینها را به حساب نمی آورند بخاطر همین رفتارهای اینچنینی و تحقیرآمیز شان نبست به همه. این تنها در عربستان نیست با ایرانیها رفتار بدی می شود شما از کویت، اردن، لبنان، امارات، مصر و… یک مطالعه اندک داشته باشید
    خوب آیا ما هم باید مثل آنان بکنیم وهرکسی در دنیا سرتکان بدهد را انگ و برچسب بزنیم؟
    نه راه دیگر وجود دارد

    هفتم:
    به نویسنده ایرانی مقاله:
    عزیزم خوب است نوشتن را تمرین می کنی تبریک! گفتی افغانی ها در چند سال اخیر آمدند وارد اینترنت شدند و در سایتهای فارسی علیه ایران می نویسند.
    عزیزم اینها شمه ای از آنچیزهایی است که می نویسند.
    مشکل شما این است خیال می کنید هنوز دیکتاتوری رسانه ای شما برقرار است و بنظرشما اگر آدمی از بدیمنی افغانی آفریده شده باشد، چیزی که حق ندارد این است که از درد ومشکلات خود و دخالت های ویران کننده همسایگان چموش در کشور خود بنویسد.
    فکر می کنید مانند چند دهه هر پروپاگاند در باره یک مشت مهاجر بی زبان و زبان بسته نویشتید تا ابد کسی پیدا نمی شود خلاف آنها بگوید؟
    کور خوانده ای. خدارا شکر و البته آمریکای شیطان بزرگ را شکر! که اینترنت را آورد تا به افغانیها هم امکان داد حرف بزنند و از دردورنج خفته و خاموش خود سخن بگویند تا شما بحیث سخنگوی «مادر قریه های جهان اسلام!» فقط گوینده و ما منحیث بردگان این قریه کبرا فقط شنونده و خواننده شما نباشیم. فکرکنم خیلی ناراحت هستی از اینکه می بینی افغانی ها هم حرف می زنند و می نویسند؟
    چرا اینقدر تنگنظر هستی؟
    جورباشی

منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

یک حادثه و دو حاشیه

حادثه: ساعت یک بامداد پنجشنبه ۳۱ مرداد (اسد) سال جاری ۱۳۸۷ بر اثر واژگون شدن …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved