تازه:
سه شنبه , ۶ عقرب ۱۳۹۹
خانه » مقالات » جامعه » جوانان مهاجرافغانی، خطرها، پیامدها و راهکارها (۲)

جوانان مهاجرافغانی، خطرها، پیامدها و راهکارها (۲)

قسمت دوم

پیامدها:

چنانچه مستحضرید، شب‌گذشته درباره‌ی‌خطراتی که درکمین‌جوانان مهاجر‌ما وجود دارد، صحبت‌شد و به طورکلَی، شش‌خطر‌جدَی مورد بحث قرار‌گرفت.

امشب به یاری‌خدا درباره‌ی پیامدهای این‌خطرات، صحبت خواهم‌کرد و به عنوان مقدمه باید‌عرض‌کنم که در دنیای ما‌دی، هر پدیده‌ای معلول یک‌علت و یا برخواسته از چند عامل می‌باشد که بر اساس قاعده‌ ویا رابطه‌ی علت و معلولی، زمانی که علت، شکل‌گرفت پیامدها و معلول آن به طور‌حتمی‌‌خواهد‌آمد. بنابر‌این، سؤال‌این است که اگر ما شش‌خطر یاد شده را به عنوان شش‌عامل به هم پیوسته درنظر بگیریم، چه پیامدهای برای جامعه‌ی ما دارد که ما در این‌چارچوب مورد بحث و بررسی قرار‌دهیم‌؟ براساس‌آنچه از مطالعات، چشمدید‌ها و گزارشهای که به ما می‌رسد، خطرات یاد دشده، چهارمسأله‌ی عمده را درپی‌داشته‌است:

 

۱ – کمرنگ‌شدن‌عاطفه‌ها، عدم‌اعتماد به نفس و عقده‌ای به بار‌آمدن:

نخستین تأثیر‌روانی‌عوامل یاد شده، عقده‌ای‌شدن، کمرنگی‌عواطف و در برخی موارد، دچار‌شدن با افسردگی، عدم اعتماد به‌نفس‌است. این‌حالت ها در افراد بسیاری، متفاوت و از شدت وضعف برخوردار بوده‌است. بارزترین رفتارعقده آمیزجوانان‌مهاجر و کارگران‌ما درخارج ازکشور، مصرف‌های بی رویه درعالم مهاجرت و بعد از آن در داخل‌منطقه است، هر چند این نکته را نیز نباید‌فراموش‌کرد که برخی از این رفتارها ریشه درگذشته‌ها و در دوران کودکی نیز‌دارد. مثلاً جوانی که سه، چهارسال در ایران، عربستان و… کارمی‌کند، برای جلب توجّه مردم، خود را به آب و آتش می‌زند که یک‌موترگران‌قیمت، ماهواره، خانه‌ی لوکس‌ و…. داشته و یا پرمصرف‌ترین مراسم‌عروسی را برگزارکند، درحالی‌که همین‌جوان می‌تواند در برابر مصارف بی‌مورد، حداقل هزینه‌ی دوسال اقامت در وطن و بودن درکنار زن و بچه‌اش را پس‌انداز کند. اما با اظهار تأسف باید‌گفت که نخستین اثر این‌رفتار‌های نامتعادل این‌است که این‌جوان پس از چند ماه اقامت در وطن دوباره راهی‌خارج ازکشور می‌شود و دوباره همان آش و همان کاسه و همان تحمل‌رنج و خطرهای آوارگی! ازسوی دیگر زن و بچه و خانواده‌ی این‌جوان چه ضربه‌های‌سنگین‌روحی و روانی را درفقدان شوهر و پدر، تحمل‌می‌کنند و این‌دوری، چه عواقب‌روانی و اجتماعی را درپی دارد، خود یک جلسه بحث را می‌طلبد. اما در یک‌کلام بایدگفت که عواقب این مسافرت‌های‌طولانی، روی شخصیت‌فرزندان، چنان است که دیگر هیچگاه قابل‌جبران نیست.

 

نکته‌ی‌دیگری که در این زمینه قابل بحث است این است که هرگونه رفتار انحرافی و نامتعادل درجامعه به همان اندازه که خود، اثرگذار‌است، یک‌سری رفتارهای انحرافی دیگر را نیز تولید‌می‌کند. در بحث‌مورد نظر، اولین اثر‌نامطلوب‌مصارف‌عقده‌آمیز، به وجود‌آمدن روحیه‌ی چشم و همچشمی و رقابت‌های ناسالم‌اقتصادی‌است. «‌فلانی، فلان‌چیز دارد، من‌ندارم، پس باید زمین‌هایم را گِرودهم، سپس به‌خارج از کشور بروم و کارکنم تا از فلانی، عقب نمانم» این‌جوان درحالی‌که از تحلیل‌شرایط‌خود و رقیب‌فرضی‌اش عاجز‌است، خود را زیربار‌قرضهای‌سنگین‌می‌برد که نخستین اثرآن، تن‌دادن به چهار، پنج‌سال مسافرت و کار‌کردن درخارج ازکشور‌است. درخارج ازکشورهم‌عرض‌شد که چه‌خبر‌است. بنده از برخی‌شهرستان ها به خصوص ازشهرهای همجوار‌شیراز و اصفهان، گزارشهای دقیق دارم که در برخی‌ازسنگبری‌ها بعضی ازکارگران شبانه‌روز، هجده ساعت کارمی‌کنند تا در یک‌ماه، شش‌صد‌هزارتومان در بیاورند. می‌دانید‌چه‌طور هجده ساعت کارمی‌کنند؟ برای این‌که بتوانند مقاومت بیاورند – با اجازه‌ی شما – یک مقدار تریاک‌مصرف‌می‌کنند!

 

اکنون بیاییم این‌موضوع را بررسی‌کنیم که پیامد این‌روند‌چیست؟ چه هزینه‌ای را جوانان ما پرداخت‌کرده و درنتیجه، ثمره‌ی دسترنج آنها را کی‌می‌برد؟ مسلَم است که این‌جوانان، به خاطر رقابت‌های‌ناسالم، چشم و همچشمی و… سلامتی و توانایی خود را از دست‌می‌دهند. چرا که به طورقطع، جوانی‌که بیش از چندماه با این‌توجیه که هجده ساعت کار می‌کنم، مواد مصرف‌کند، دیگربسیارسخت است، خود را از شرَ اعتیاد نجات‌دهد. سرانجام، ثمره‌ی این‌کار و این‌هزینه را هم یک ایرانی برده و درعیش‌و‌نوش زندگی‌می‌کند.از سوی‌دیگر، وضعیت نا بسامان‌اقتصادی و امنیتی درکشور، روند مهاجرت را بیشتر‌کرده است که علاوه بر پیامدهای روانی‌یاد شده، جوانان بسیاری را به اختلالات روانی‌دیگر‌چون : عدم اعتمادبه‌نفس، کاهش‌مهر و محبت و سردی‌عاطفه مبتلا‌کرده‌است. به قول «روزنامه افغانستان» یک‌ماه‌پیش یکی از متخصصین‌اعصاب‌ و‌ روان درکابل، مدعی‌شد که شصت درصد‌ افغانها، مبتلا به امراض‌روانی‌اند. (۱) به راستی اگر این‌ادعا حقیقت داشته باشد که به احتمال‌قوی، حقیقت‌دارد، برای کشور و مردم ما یک فاجعه‌‌ی بسیار‌غم‌انگیزاست.

 

 

 

۲ – کم‌رنگ‌شدن باورهای‌دینی:

 

این موضوع، یکی از بارز‌ترین پیامد‌های مهاجرت و آن هم بیشتر در محیط کارگری‌می‌باشد. همه می‌دانیم که جامعه‌ی‌افغانستان، ‌جامعه‌ی سنتی و دین‌مدار است. پایبندی به باورهای دینی و مذهبی از آشکارترین صفات جامعه‌ی ما بوده‌است . لذاست که حرکت‌های خلاف سنتهای‌اجتماعی، همیشه به عنوان هنجار تلقی شده است.

 

برای این که این مطلب را بهتر بتوانم باز نمایم، اجازه دهید که دقایقی از الگوهای تربیت و شکل‌گیری شخصیت اجتماعی‌افراد از سالهای دور تا بیست، سی‌سال پیش افغانستان صحبت‌نمایم. در گذشته، کودکان ما سواد، باورها و اعمال دینی را از مکتب‌خانه‌ها، پدر، مادر و گروهایی‌اجتماعی، دینی یاد‌می‌گرفتند و به شدت به آن آداب و رسوم پایبند بودند. این یادگیری، طوری بود که روز به روز بر‌اطلاعات افراد افزوده می‌گردید که یک جوان پس از تشکیل خانواده، افزودن بر مکتب‌خانه‌ها، اطلاعات‌لازم‌تاریخی، فقهی را از محافل حمله‌خوانی، شاهنامه‌خوانی، پرسش و پاسخ در محافلی چون نوبت‌آخوند – به دست می‌آورد.

 

اما پس‌ از انقلاب که دوره‌ی مهاجرت آغازشد، نوجوانان زیادی، پیش از آن که شخصیت اجتماعی آنها شکل بگیرند، به ‌ایران و پاکستان و کشورهای دیگر‌آمده و سر از محیط‌های‌کارگری در آوردند و بدبختانه این‌که هم اکنون نیز این وضعیت ادامه‌داشته و هر روز شاهد فرار پسران از مکتب‌ها و لیسه‌ها می‌باشیم! اما چنانچه عرض‌شد، فرجام این‌وضعیت، درکنارخطرات شش‌گانه‌ی‌یاده‌شده باعث‌شد که باورهای دینی و عمل به فرایض دینی، چون نماز‌خواندن، روزه‌گرفتن و… کم رنگ شود. امروزه هر روحانی و طلبه‌ای که در اجتماع مهاجرین صحبت می‌کنند، از به‌وجود آمدن این وضعیت ابراز نگرانی‌کرده و یا کارگران را به مورد ملامت قرار می‌هند!

 

اما به نظر این‌جانب، راه‌حل در ملامت کردن ها و سرکوب‌کردن ها نیست. بیاییم ما به جوان‌های جامعه‌ی‌خود، معرفت و آگاهی‌دهیم. عوامل‌بدبختی را به آن ها معرفی‌کنیم. آن وقت، یک‌جوان که با خطرها آشنا شد، خود را در برابر این‌خطرات آماده می‌کند.

 

البته، به وجود‌آمدن پدیده‌ی‌عقل‌گرایی‌نسبی و یا دین‌مداری‌آگاهانه در میان نسل تحصیل‌کرده‌ی مهاجرما، مسأله‌ی‌مبارک است، اما از این‌نکته هم نباید غافل بود که قشر کارگرما که در سنگبری‌ها، کارخانه‌ها و اتاق های بنَایی‌هستند، معمولاً این گونه نیستند؛ طوری که اگر اجتماعات عزاداری دهه ی اول‌محرم را که بر اساس یک‌سنت‌اجتماعی و دینی بر اساس عادت انجام می‌شود، را برداریم، در رابطه با اعمال مذهبی‌فردی، کمرنگی روزه، نماز و… کاملاً مشهود است و این وضعیت، جز پیامد‌خطراتی که عرض‌شد، نمی‌تواندچیز دیگری‌باشد.

 

 

 

۳ – به‌فساد و اعتیادکشیده‌شدن

 

به عنوان مقدمه باید عرض‌کنم که به طورکلی نگاه بدبینانه به‌جامعه‌ی‌کارگری، بی‌انصافی است. اما هدف از طرح این‌بحث، بیشتر جنبه‌ی‌معرفتی و آگاهی بخشی دارد، لذا دقّت و توجّه جوانان در راستای این بحث ها دارای اهمیت فراوان خواهد‌بود. از شواهد و قراین پیداست که تا سالهای اخیر، آمار اعتیاد و فسادهای اخلاقی در جامعه‌ی ما کم بود . اما از چند سال به این‌سو آمار اعتیاد روز به روز حالت صعودی دارد تاجایی که آمار افرادمبتلا به‌ اعتیاد درکشورما، یک‌میلیون نفر گزارش‌شده است. (۲) که متأسفانه بیش از بیست هزارنفرشان از ولایت‌غزنی هستند. (۳) توجه داشته باشید که بنابر اظهارات مسؤلین دولتی، اکثرمعتادان‌گفته‌اند که این اعتیاد را در ایران و پاکستان یادگرفته‌اند. (۴) ازچه‌طریقی و چگونه؟ یکی از راه‌ها همان توجیه‌کاذب‌است که در ۲۴ ساعت باید هجده ساعت‌کار‌کرد. راه دیگر معاشرت با رفقای‌ناباب و صاحب‌کاران ایرانی‌ست که به این بلای اجتماعی‌گرفتار بوده و کارگران‌خویش را وادار به اعتیاد کرده اند.

 

 

 

۴ – سلطه‌ی اقتصادی، روانی و فرهنگی‌کشورهای‌همسایه

 

اگر از واقعیت نگذریم، یکی از پیامدهای درازمدت مهاجرت و مشغول به کارشدن کارگران کشورما در کشورهای همسایه، وابستگی روانی و اقتصادی به این‌کشورها از یک‌سو و سلطه‌ی اقتصادی آنان بر کشورما از سوی دیگر می باشد. ببینید، امروزه چنان وضعیت اسفباری برجامعه‌ی ما حاکم‌شده است که هرخانواده در افغانستان تا یک‌نفر کارگر در ایران، پاکستان ، عربستان و… نداشته‌باشد، ازلحاظ روانی و روحی آرامی‌ندارد. فکرمی‌کند که تنها راه زنده‌ماندن، اعزام یکی از اعضای‌خانواده به خارج از کشور‌است. ازطرف‌دیگر این‌کارگر هم از آن‌جایی که درخارج از کشور در مخارج خود بر مبنای الگوهای کشورمقیم تا حدودی آزادی‌عمل‌داشته، این الگوها را در کشورخود نیز منتقل‌کرده است. اکنون که شیوه‌ی زندگی‌متعادل قدیمی به‌هم‌ریخته، این خانواده مجبور‌است به هرقیمتی که شده، خود را باشرایط‌فعلی‌عیّار بسازد. ‌در تابستان ۱۳۸۴ درجریان انتخابات پارلمانی که در دورترین نقاط ولسوالی مالستان رفتم، دیدم که نوشابه‌های ایرانی بر سفره‌‌های مردم حاضر بود! این‌، یعنی‌چه؟ معنای‌ این‌کارها ـ به عنوان‌مشت، نمونه‌ی خروار- وابستگی‌روانی و فرهنگی ما به دیگران است وگرنه ما می توانیم به جای فرهنگ‌مصرفی، صنعت، تکنولوژی وچیزهای مثبت را به کشورخود انتقال دهیم.

 

اجازه دهید برمبنای گزارشها و آمارهای رسمی‌یی که ارائه‌شده چند قضیه را برایتان تعریف‌کنم بعد، موضوع را تحلیل‌کنیم: «مدیر‌عامل‌اتاق‌تجارت و صنایع افغانستان ، صادرات ایران در سال ۲۰۰۸میلادی به‌ افغانستان را ‪۸۰۰ میلیو‌ن دالر اعلام‌کرد و گفت که در این‌مدت چهارمیلیون دالر کالا نیز به ایران صادر شده است » (.۵) این درحالی است که «ارزش واقعی صادرات غیرنفتی ایران به افغانستان (به صورت مستقیم )بیش از دو برابر رقم‌های موجود است و این میزان در سال جاری به فراتر از یک میلیارد دلارخواهد رسید.

 

عبدالهادی‌فرهنگ، رییس اتحادیه تجار و سرمایه گذاران افغانستان معتقد است : آمارهای رسمی، میزان صادرات ایران به افغانستان به دلیل کم اظهاری تجار برای کاهش پرداخت عوارض، واقعی اعلام نمی‌شود و بر همین اساس نباید مبنای اعلام گزارش‌ها قرار گیرد.» (۶)

 

از سوی دیگر وضعیت ما با پاکستان نیز همین‌گونه‌است. خواهشمندم به چند‌نمونه توجه‌نمایید: «به گفته‌آقای احمدزی، رئیس‌اداره انکشاف صادرات افغانستان ۹۷درصد قالین دستی افغانستان از طریق پاکستان وصرفاّ ۳درصد آن ازطریق اداره انکشاف صادرات افغانستان صادر‌می‌گردد.» (۷) حالا این‌قالین‌ها به نام خود افغانستان صادرمی‌شود یا به نام پاکستان؟ مسؤلین‌مربوط می‌گویند به نام پاکستان، چرا که بیشتری از قالین‌ها در طول مهاجرت سی‌ساله توسط قالین‌بافان مهاجر افغانی در پاکستان بافته‌شده و امروز نیز این روند – حتی در داخل خاک‌افغانستان – ادامه دارد. (۸ ) درآمدی که پاکستان از این‌کار دارد، سالانه ۲۴۰ میلیون دالر می‌باشد. ( ۹)

 

برادران! اکنون بیاییم این مسائیل و آمارها را عینی‌تربحث کنیم. ببینید، درست است‌که درقدم اول دربرابر همه‌ی نکات یادشده که صرفاّ به عنوان نمونه می باشد، دولت و حکومت افغانستان باید پاسخگوباشد. اما در طرف‌دیگر قضیه مردم افغانستان قراردارد که به صورت های مختلف زمینه‌ را برای ورود کالاهای خارجی‌‌ها فراهم می‌کنند. اگر دقت نمایید، بخش‌عظیمی از این یک‌میلیارد دلارصادراتی که ایران به افغانستان داشته و همچنان این صادرات ادامه دارد، توسط شما مردم و کارگران عزیز صورت می‌گیرد. چگونه؟ شما کارگران ارجمند با قبول دوری از خانواده، زحمت فراوان و منت‌کشیدن‌‌ها، تحقیرها و زخم‌زبانها، مقداری پول‌تهیه‌کرده به افغانستان حواله‌می‌کنید. اما اصل ارز و پولِ موجودِ‌شما هیچ‌وقت از ایران خارج‌نمی‌شود؛ زیرا تاجران ایرانی با فروش اجناس‌خود دربازارهای افغانستان، پولهای‌شان را به حواله‌دارهای افغانی تحویل‌داده و این حواله‌دارها درایران، پولهای شما را به آن‌ها پرداخت‌می‌کنند. بنابراین، دولت ایران از روندمهاجرت چندین‌سود کلان را می برد. از یک‌سو با نگهداری نسبتاً قانونی بخشی‌از مهاجرین،‌کارهای‌شاقّه و سنگین‌را توسط آنها انجام‌می‌دهد. و درثانی، با نگهداری بخشی‌از این مهاجرین، روند رفت‌‌وآمد مردم مارا حفظ می‌کند که به قول سایت‌خبرگزاری‌فارس: «قاچاقچیان‌انسان [مهاجران غیرقانونی افغانها] سالیانه ۹۴ میلیون‌دلار درآمدکسب‌ می‌کنند. » (۱۰) خوب، این پول درجیب چه کسی‌می رود؟ درجیب افغانستان یا ایران؟ مسلّم است که درجیب ایران، چرا که قاچاقچیانی که مهاجرین را جابه‌جا می‌کنند ازخود همین ایران‌می‌باشند که مطمئناً با همکاری پولیس این‌کار صورت می‌گیرد. بعد،جالب‌این است که سایت یادشده، درضمن‌ادعایی‌می‌گوید: «درآمد ۵۰۰ میلیارد تومانی افغانستان از مهاجران‌غیرقانونی در ایران» !

 

مهمترازهمه این‌که ایران باقبول مهاجرین افغانی در ایران و برگشت آن‌ها به افغانستان بهترین بازار را برای کالاهای‌خود به دست‌آورده و همچنان درتلاش‌است که آن‌را گسترش‌دهد؛ زیرا مهاجرین از یک‌سو با کالاهای ایرانی طی این همه سال‌اُنس‌گرفته و از سوی دیگر ـ چنانچه عرض‌کردم ـ ما مردم هم به دلیل هویت‌گریزی، وابستگی روانی،‌ اقتصادی و فرهنگی به ایران، بر تدواوم این بحران نقش‌عمده را ایفا‌می کنیم.

 

خلاصه‌ و نتیجه‌ی سخن این‌که شش‌خطر یادشده، پیامدهای‌چهارگانه‌ی مطرح شده را درپی‌داشته و دارد که هم‌اکنون ما درجامعه‌ی‌خود به صورت‌آشکارمشاهده‌ می‌کنیم. به امید روزی‌که همه‌ی ما روی پای خود بایستیم و در وطن‌خود کار وفعالیت‌کرده، محصول‌کشورخود را مصرف کنیم. حالا با توجه به سواد و وضعیت‌کارگری شما عزیزان،‌ چه راهکاری وجود دارد، بایاری‌خداوند درشب‌آینده عرایضی را تقدیم می‌کنم

 

ــــ

 

پاورقی‌ها

 

 

 

http://www.dailyafghanistan.com/archive/1387-8-12/new/in/index.php   ۱-

 

۲- http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8505180298

 

۳ – http://www.ariananet.com/modules.php?name=Artikel&op=view&sid=9898

 

http://dari.irib.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=2292&Itemid=107

 

۴ – http://news.trend.az/index.shtml?show=news&newsid=1285289&lang=FA

 

۵-http://www.killid.com/index.php?option=com_content&task=view&id=96&Itemid=27

 

۶ – http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-8/8708171721101253.htm

 

۷ – http://nawaaye-afghanistan.net/spip.php?article5941

 

۸ – http://nawaaye-afghanistan.net/spip.php?article5941

 

۹ – http://quqnoos.com/index.php?option=com_content&task=view&id=

 

۱۵۰۷&Itemid=73&lang=fars

 

۱۰ – http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8709190257

منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

تاجیک ها باید جسارت حق طلبی را از هموطنان هزاره و ازبیک بیاموزند!

  بسیاری تاجیک ها به جسارت، اتفاق و توانایی برادران هزاره و ازبیک در میدان …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved