خانه » مقالات » جامعه » جرّاحان کابل

جرّاحان کابل

دستیاران جرّاح اطراف مریض حلقه زده هریک نیشتری، انبُری و قیچی ای در دست، چشم در چشمان جراح دوخته بودند. داکتر صبورالله سباوون، جراح ممتاز و برجسته‌ی شفاخانه‌های کابل بود. او از مدرسه عالی مطالعات و تحقیقات اکادمیک جراحی سلول مغزی و مجرای آزادی بیان و تبادل اطلاعات ن.پی.دی. درجه داکتری گرفته بود. داکتر دستور داد اول فرق سر مریض را بشکافید. دستیاران داکتر یکی با قیچی، یکی با انبُر و دیگری با چاقویی که در دست داشتند، افتادند به جان جمجمه‌ی بیمار و در چشم بهم زدنی، استخوان جمجمه را تکه پاره کردند. خون فواره می زد و داکتر بلافاصله شروع کرد با نوک چاقوی جراحی خود به تکان دادن عضلات مغزی و تورق کردن شریان های عصبی مریض. در اینحال، بیمار تکان های خفیفی می خورد و عضلات داخل شکاف جمجمه اش همانند نبضِ آدمِ حلق آویز، تند تند می پریدند. در این زمان، داکتر قهقه‌ای زد و سپس دستور داد: خلاص شد! بروید پایان تر…

 

داکتران سرِ بیمار را به حال خود گذاشته چاقوها، قیچی‌ها و انبُرها را طرف شکم مریض نشانه رفتند. یکی از جراحان دستیار که به تازگی عضو جراحان بدون مرز شده بود، به دیگران پرخاش نمود که به او فرصت بیشتر داده شود. همه با بی میلی پذیرفتند. داکتر جدید –داکترفدا- با انتقاد از دیگران گفت: این روشهای شما دیگر به قرن حجر تعلق دارد. اجازه بدهید. وی سپس، چاقوی خود را به سبکِ پست مدرن وارد شکم بیمار نمود. دراولین ورود چاقوی پست مدرن در داخل شکم بیمار و با خروج آن، مقداری امعاء و احشاء بیرون آمد که فضا را متعفن ساخت. داکتران بناچار منفذ دماغهای خود را با پشت دست پوشاندند. در این هنگام، داکتر فدا، نوک انگشتان خود را درون شکم مریض نموده هردو گرده های وی را بیرون انداخت ولی دستیار دوم داکتر فورا گرده ها را جمع نموده بین خلته پلاستیکی گذاشت. داکترفدا سپس توضیح داد: دانش پست مدرن پزشکی ثابت نموده این دو عضو بالکل منشأ فساد اداری اعضای بدن بوده برای صحت و مدیریت بدن خطرناک هستند. در این هنگام، داکتران دیگر بخصوص داکتر صبورالله سباوون از بابت اِشراف علمی داکترفدا، انگشت حیرت به دندان گرفته در مقابل شکوه و عظمت علمی داکتر جدید کرنش نمودند. داکتر جدید-فدا- سپس ساطوری طلبید. وی گفت به گمانم پاهای مریض بالکل فاسد شده اند و باید قطع شوند. در همین حال، داکتر صبور الله می خواست چیزی بگوید که داکتر جدید، پای راست مریض را از زانو برید…سپس پای چپ…

 

در این هنگام، یکی از دستیاران با نگرانی گفت: داکتر صاحب! امی نفس مریض چره بند آمده؟

 

داکتر صبورالله و داکتر فدا سراسیمه دست بکار شدند. یک لوله کلفت ۵/۲ متری را از حلق بیمار فرو کردند. داکتر صبور مرتب فرو می کرد و می کرد که داکتر فدا دستش را به علامت”بس اس” بالا برد و گفت: داکتر صاحب! فضل خدا راه نفس مریض باز شد. در این هنگام که یک سر لوله پلاستیکی در دست داکتر صبور بود، سر دیگرش از محل شکافتگی شکم بیمار در آمده بود… داکتر فدا گفت: اینمی هوای کابل ایقه آلوده اس. حالی به زودی نفس می کشه…

 

در این زمان، بیمار با جمجمه‌ی دریده، مغز شکافته، شکم پاره، پاهای بریده، غرق درخون روی تخت جراحی بود و خونی که از دماغش آمده بود، زیر ریشِ پرپُشتش لخته زده بود. دیگر تکان نمی خورد.

 

یکی از دستیاران داکتر گفت:

 

  • داکتر صاحب کی جمع کنیم؟ کی بدوزیم؟

 

  • جمع کنیم؟ بدوزیم؟ نی،نی. ما جرّاح استیم بچیم! ما خو طبیب نیستیم. ما چیزی به اسم جمع کَدَن و دوختن نمی فامیم. “هنر ما” پاره کَدَن، دریدن و شکافتن اس، بچیم.

 

حال اگر بپرسید که این جراحان پرتلاش، غیور و ماهر چه کسانی بودند؟ با احساس غرور و بالندگی باید اعلام کرد: اینان، سردبیران، ژورنالیستان و نویسندگان منتقدِ مدرن و پست مدرن افغانستان عزیز باید باشند.

About امین آرمان

امین آرمان، نویسنده، پژوهشگر و مدیرمسؤل شبکه قلم، کابل
منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

تاجیک ها باید جسارت حق طلبی را از هموطنان هزاره و ازبیک بیاموزند!

  بسیاری تاجیک ها به جسارت، اتفاق و توانایی برادران هزاره و ازبیک در میدان …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved