خانه » مقالات » اندیشه » فلسفه و هنر عشق ورزیدن

فلسفه و هنر عشق ورزیدن

کاپیتالیسم عشق راهم بدنام کرده

درغرب اشاره می شود که عشق مهمترین موضوع مورد علاقه بشریت است. تعداد رمانها و فیلم های عشقی بخشی از تولیدات فرهنگی و سرگرم کننده اروپا هستند. گرچه مهمترین شاعران جهان خود را با موضوع عشق سرگرم نمودند، ولی فقط فیلسوفان محدود و غیرمهمی به آن توجه نمودند. در فلسفه غرب عشق به جنس مخالف از زمان افلاطون یک آهنگ سرگرم کننده بوده است. بعضی ها عشق را یک هنر می نامند و سئوال می کنند که انسان، عاشق جنس مخالف می شود یا عاشق شخصیت او، و یا عشق چه رابطه ای با علم زیست شناسی (بیولوگی) دارد، چه مرزی میان عشق و انجام رابطه جنسی وجود دارد؟ آیا عشق یک احساس است، یک احساس بی نظم و هرج ومرج طلب؟ منقدین چپ مدعی هستند که سرمایه داری عشق و مقوله رمانتیک را هم بصورت کالاهای مصرفی درآورده است. تازمانیکه فیلسوفان انسان را از طریق عقل گرایی او تعریف می کردند، عشق یک اتفاق و حادثه یاجنون و هرج ومرج احساسات بحساب می آمد. در ادیان و فلسفه ایده آلیستی، احساسلت نمی بایست ارباب روح انسان می شد. فیلسوفی گفته بود چیزی را که نتوان باکمک عقل ثابت کرد باید درباره آن سکوت نمود.

در رابطه بافلسفه عشق گفته میشود که فلسفه معمولا شاخه ای سنتی و محافظه کارانه از علوم است و پیشداوری و قضاوتهای خاص خود را دارد، گرچه فیلسوفانی مانند نیچه، شلگل، شوپنهاور، کیرکگارد، سارتر، رونالدبارت، فوکو ، و لومن بحث هایی را آغاز کردند، ولی امروزه در دانشگاه استادان از برقراری سمینار درباره عشق خودداری می کنند چون دانشجویان آنان را جدی نمی گیرند و حتی احتمالا بیشتر کتاب درباره منطق صوری نوشته می شود تا درباره عشق، و گویی مسائل علم منطق صوری برای خواننده گان مهمتر است تا بحث و تئوری درباره احساسات عشقی. یاسپارس می گفت که عشق، غیرقابل فهم ترین موضوع است چون بدیهی ترین  و عجیب ترین واقعیت آگاهی مطلق است. در دو قرن اخیر روانشناسان، شیمیدانان، زیست شناسان، و جامعه شناسان نیز خود را با موضوع عشق مشغول کرده اند. عشق شاید مهمترین موضوع و نقطه عطف میان منحنی طبیعت و علوم انسانی باشد. هاینه می گفت هرکس میداند کتک و شکنجه چیست ولی کسی درباره عشق چیزی نمی داند.

شاید اصلا مقوله ای بنام عشق واقعی وجود نداشته باشد و طبق نظر افلاتون و لاروخ، آن جنون خدایان، دیوانگی فیلسوفان، و یا شبح وحشت اخلاقگرایان باشد. عشق همچون هنر و دین، جهانی است که در آن احساسات قوی موجب نظرات رنگین می شوند؛ تصوراتی که نه رایطه ای باتجربیات حسی و نه با عقل و دانش دارند، یعنی جای عشق بیشتر در ادبیات و هنر بوده است تا در منطق و فلسفه. دررابطه با موضوع عشق سئوال می شود که انسان حیوان خردمند است یا نتیجه محصول تاثیرات شیمی، یا موجودی فرهنگی؟ باوجود همه انتظارات و وعده ها، دانشی حتمی و علمی منطقی درباره عشق وجود ندارد. گرچه ویلیلم جیمز، میشل فوکو، اریش فروم، وسایرین نیز خود را با موضوع عشق مشغول کرده اند . سئوال می شود که صفات و خصوصیات عشقی انسان ازکجا ریشه می گیرند، از ارثیه حیوانی او، از دوران پارینه سنگی و یا زمان حال وی ؟ ، ژنهای او چه هدف و برنامه ای را دنبال می کنند؟ عشق اصلا برای روابط عاطفی مرد و زن بوجود نیامده، بلکه کمکی بود برای ادانه نسل بشر. درهرصورت عشق فقط یک احساس نیست. در جهان گلوبال کنونی چرا عشق رمانتیک اینچنین اهمیت پیداکرده، گرچه رمانتیک عشقی نیز مدتهاست که به کالایی مصرفی در بازار عرضه و تقاضا ی نظام سرمایه داری تبدیل شده است ؟

موفق ترین و پرفروش ترین کتاب غرب درباره عشق ” هنرعشق ورزیدن “، اثر اریش فروم بود، که بیش از ۵ میلیون بار در سراسر جهان بفروش رفت. این کتاب را امروزه عرفانی بودیستی بحساب می آورند. رویای نویسنده آن ، آنزمان، مخلوطی یهودی از سوسیالیسم، هومانیسم، و عرفان شرقی بود. او بعد از پایان جنگ جهانی اول و میان سالهای ۱۹۲۰-۱۹۳۰ درجستجوی یک ایده انساندوستانه برای جهان پاشیده از هم سرمایه داری آنزمان بود. مارکس و فروید در آن دوره برای او مهمتر از انتظارات نجات بخش مذهبی بودند. آدرنو او را هیچگاه روشنفکری مهم بحساب نیاورد بلکه فیلسوفی ساده لوح، عام پسند ولی محبوب و پرخواننده. وی می گفت که کاپیتالیسم عقده ای است جزامی و یک نظام تولیدکننده بیماری و فقر. بعد از پایان جنگ جهانی دوم نارضایی او از سرمایه داری باعث شدند که او به حزب سوسیالیست آمریکا به پیوندد. اریش فروم یک یهودی مارکسیست اتریشی بود که با به قدرت رسیدن فاشیسم از کشور خود همچون آدرنو به آمریکا پناهنده شده بود. زمانیکه او کتاب ” هنرعشق ورزیدن ” را نوشت، شدیدا تحت تاثیر “سن بودیسم ” آسیای شرقی بود. بخش مهم کتاب، انتقادی است از افکار و انگیزه های اقتصادی سرمایه داری که انسان را سطحی و ازخودبیگانه می کنند.

دو قرن پیش روسو در کتاب ” درباره نابرابری میان انسانها ” نوشته بود که انسان فرشته است ولی جامعه و تمدن صنعتی او را ضایع کرده اند. روسو را می توان پدر تمام تئوریهای آسیب رسانی نامید. او می گفت که انسان آزاد زیر فشار اجبارهای اجتماعی و اقتصادی قرار می گیرد. از زمان گناه ارثی انسان در مسیحیت، تا روسو، و رمانتیک آلمان، تا زمان نیچه ، فروید، آدرنو، و اریش فروم، انسان متفکر غربی همیشه به بحث و تعریفی برای ضرورت عشق پرداخته بود. اریش فروم مانند آدرنو می گفت که انسان تازمانیکه زیرفشار اقتصاد و اخلاق حاکم باشد، آزاد نیست چون آندو مانع شکوفایی وی می شوند. آدرنو و فروم هیچگاه هم نظر نبودند ولی منبع نظریات هردو مارکسیسم و روانشناسی فروید بود. در دهه ۶۰ قرن گذشته، مارکسیسم و روانشناسی در “تئوری انتقادی” مکتب فرانکفورت باهم متحد شدند. در نظر آنان کاپیتالیسم انسان را معیوب و دفرمه کرده، چون انسانی که از نظر اقتصادی آزاد نباشد، از نظر روانی و احساسی نیز آزاد نخواهد بود. آدرنو می گفت در سرمایه داری انسان نمی تواند یک زندگی درست، صحیح و سعادتمند داشته باشد و با اشاره به نظریه روبنا و زیربنای مارکس می گفت که روابط سرمایه داری، عشق و روابط عاطفی و انسانی را نیز نابود کرده اند.

مبارزان چپ نو دهه ۶۰ قرن گذشته هم خود را انقلابی و هم مددکار اجتماعی بشمار می آوردند. فروم می گفت که مصرف کنندگان داغان و دفرمه شده نظام سرمایه داری را باید درمان کرد، و درحالیکه آدرنو از روانشناسی فروید فاصله گرفت، اریش فروم انتقاد سرمایه داری خود را بصورت نیاز به سلامتی روانی انسان و محیط زیست مطرح نمود. آنها می گفتند که عشق به جهان و انسان در مقابل حرص و طمع به ثروت و دارایی در نظام سرمایه داری مطرح شده چون آدم عاشق دنبال مالکیت نیست بلکه هستی و واقعیت را می پذیرد و نه حرص و طمع گردآوری مال و منال غیرلازم را دارد. اریش فروم تا آخرین نفس به امید یک صلح جهانی و یک سوسیالیسم انسانی کوشش نمود. فمنیست ها نه تنها به تحسین انتقاد او از نظام مردسالار دزدصفت سرمایه داری بلکه به طرفداری او از سلامتی محیط زیست پرداختند. امروزه اشاره می شود که کتاب “هنرعشق ورزیدن” سالها کتاب مقدس جامعه رفاه غرب بود که در جستجوی یک هستی سالم کوشش می نمود.

Nushad@web.de

منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

هایدگر؛ فیلسوف میان دو جنگ

فلسفه هایدگر،فیلسوف آلمانی،پیرامون سئوال درباره معنی وهدف هستی است. درشاهکاراویعنی کتاب “هستی وزمان”درسال ۱۹۲۷،ادعامیشود که …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved