خانه » مقالات » اندیشه » انگلس درفلسفه سوسیالیستی چپ

انگلس درفلسفه سوسیالیستی چپ

انگلس ،- بدون مارکس

مارکسیسم ، “نقل قول گرایی ” نیست

انگلس ،فیلسوف آلمانی،تئوریسین سوسیالیسم،اقتصاددان،ژورنالیست،ورهبرکارگری،خالق آثاری پیرامون سوسیالیسم علمی است.اوازجمله پایه گذاران سوسیالیسم ویکی از تئوریسین های کمونیسم علمی یعنی مارکسیسم بود.وی سوسیالیسم علمی مارکسیستی جدیدرا کمونیسم نامید تاباسوسیالیسم های دیگرمانند: آون،سن سیمون،فوریه،وایتکینگ،مرزبندی داشته باشد.اودرکنارمارکس،عالم،آموزگار، و رهبرپرولتاریای بین المللی بود.

انگلس میگفت که مارکسیسم ضرورتا آته ایستی است.اوخودتحت تاثیرماتریالیسم علوم تجربی زمانش بود.وی خالق فلسفه ماتریالیسم دیالکتیکی (ماده گرایی جدلی) میباشد.اودرغالب آثارش درجستجوی یک دیالکتیک درطبیعت بود وهمجون مارکس، فلسفه دیگران را غیرعینی میدانست،وازآغازتاپایان، عنصر دیالکتیک رابطورکامل درتمام شاخه های علم فلسفه مورداستفاده قرارداد.اگرمارکس پایه گذار ماتریالیسم تاریخی بحساب آید،انگلس بنیادگذارماتریالیسم دیالکتیکی بود.ازوحدت این دوفلسفه سوسیالیسم علمی بوجودآمد.اوخالق تفکری است که یک انقلاب فکری درتئوری جامعه،تاریخ،وفلسفه را موجب شد. وی ازبحث رابطه میان ماده،روح،وفکر، به دوفلسفه ماتریالیستی و ایده آلیستی رسید.او ماتریالیسم تاریخی را به ماتریالیسم دیالکتیکی ارتقاء داد.این دوبعدها جهانبینی غالب کشورهای بلوک شرق سابق شدند.لنین واستالین آنرادرشوروی سابق،ایدئولوژی دولت نمودند.انگلس درزمان خود به رد ماتریالیسم رویزیونیستی سوسیال دمکراتهایی مانند: برنشتاین،کائوتسکی،و فورلندر پرداخت. وی میگفت که فلسفه باید درخدمت عمل حزب کارگری باشد.اوفلسفه را طبقاتی،جانبگرایانه وحزب گرا میدانست .

انگلس دردوران سربازی درسال ۱۸۴۱ باهگلی های جوان دربرلین آشناشد،اوازسال ۱۸۴۴ همکارو همرزم مارکس شد ودرسال ۱۸۴۷ همراه مارکس به چاپ مانیفست کمونیسم پرداخت.وی درنوجوانی یکی از دمکراتهای انقلابی جنبش مردمی درآلمان بود.دوستی وی بامارکس ازسال ۱۸۴۴ آغازشد و ۴۰ سال طول کشید.اگرمارکس خودرابامسائل اقتصادسیاسی مشغول نمود،انگلس به تفکردرباره موضوعات:فلسفی،آنتروپولوگی(انسانشناسی)،تئوری دولت،وعلوم تجربی،پرداخت.آندو ازآغازتاپایان عمردرفلسفه،جانبداروحزبگرا بودند.مارکس درباره انگلس گفته بود که او یک دائرت المعارف حقیقی است،درهرلحظه روزوشب قادربه کاروتفکر وتندنویسی وخلق مفاهیم جدید،او یک شیطان! بود.

ازجمله آثارانگلس : دیالکتیک طبیعت،همکاری درنوشتن مانیفست کمونیسم،فویرباخ وپایان فلسفه کلاسیک آلمان،آغازتشکیل خانواده،مالکیت خصوصی ودولت ، مطالبی درنقداقتصادسیاسی،وضعیت طبقه کارگردرانگلیس،خانواده مقدس،ایدئولوژی آلمانی،اصول کمونیسم،جنگ دهقانی درآلمان، آنتی دورینگ،دوره انتخاباتی قانون اساسی دولت آلمان،انقلاب وضدانقلاب درآلمان،تکامل سوسیالیسم از اوتوپی تاعلم،مشکلات دهقانان فرانسه وآلمان، و تکمیل دوجلدناتمام کتاب سرمایه کارل مارکس .اوخالق ۴جلد مکاتبات با متفکران،مبارزان،وسران جنبش کارگری زمان خود از جمله با : بابل، مهرینگ،آلبرت زورگه،کائوتسکی، و یوسف بلوخ،نیزبود.دراین نامه ها اوجبهه ای علیه چپهای : ساده گرا،مکانیکی،مخالفین آزادی اراده،رویزیونیست،و سوسیال دمکرات ها،بازنمود. درباره کتاب آنتی دورینگ اوبایداشاره کرد که ایگون دورینگ،آنزمان یکی از تئوریسین های سوسیال دمکرات آلمان بود.کتاب “تکامل سوسیالیسم ازاوتوپی تا علم ” او درسال ۱۸۸۰، آنزمان پرترجمه شده کتاب جنبش کارگری جهانی مارکسیستی بود.

انگلس درسال ۱۸۲۰ درشهرک بارمن درغرب آلمان بدنیا آمد ودرسال ۱۸۹۵ درلندن درتبعیددرگذشت. وی دریک خانواده شهروندمرفه رشدنمود.پدرش آنزمان دارای یک کارخانه نساجی درلندن بود.انگس درتمام عمرلکنت زبان داشت. وی درزمان اقامت درانگلیس بین سالهای ۱۸۴۲-۱۸۴۴ باپرولتاریای مبارزآشناگردید.اودرسال ۱۸۴۹ درانقلاب ایالت فالس درغرب آلمان شرکت نمود ودرسال ۱۸۵۰ بدلیل شدت ناآرامیها وخطردستگیری،آلمان راترک نمود.وی درانگلیس با شرایط بد زندگی کارگران اشناشد. بابل،یکی ازرهبران سوسیال دمکرات جنبش کارگری آلمان درباره انگلس گفته بود که وی مانند مارتین لوتر نیاز به جاشنی زندگی یعنی: کتاب،شراب،آواز،وزن داشت.

انگس همیشه تاکیدمیکرد که برای حزب کارگری خطرناک خواهد بود اگر رهبرانش جزمی ودگماتیک فکرکنند ویاوظایف مشخص رابصورت دگم فرموله نمایند،وجایی که مارکسیسم ایدئولوژی دولتی ومتحد علائق قدرت گردد،آن تاحد “نقل قول گرایی” سقوط خواهدکرد.وی اشاره میکرد که چون واقعیات مدام درحال تغییروتحول هستند،تئوری نباید همچون لباس ازپیش دوخته ویا شماتیک گردد، و چون درشاخه های گوناگون علوم نیز مدام تغییروتحول وتکامل پیش می آید،مارکسیسم نیزازاین قاعده مستثنا نیست،یعنی دائم یک پروسه تغیییروتحول وتکامل را طی می نماید. ماتریالیسم دیالکتیک درقرن بیست فلسفه رسمی درکشورهای بلوک شرق سابق شده بود.

انگس همچون فیلسوفان روشنگری مانند هگل و هردر،میگفت که تاریخ حرکتی ترقی خواهانه دارد و این حرکت درجامعه کمونیستی نیزادامه خواهد داشت ونقطه پایان آن زمانی است که انسان ازحیوان به بالاترین نقطه تکامل خود یعنی انسان نوین رسده باشد. انگس درتئوری شناخت ازنظریات قابل شناخت بودن جهان درمقابل هرگونه فلسفه “لاادری” دفاع کرد.اوکوشید تاباچاپ یکی ازآثارش درسال ۱۸۷۱، با کمک تحولات جدید علمی زمان خود،رابطه میان فلسفه وعلوم تجربی را تعیین کند. وی میگفت که قوانین دیالکتیکی نه تنها درجامعه وتاریخ بلکه درطبیعت نیزحاکم هستند.درنظراوماده خالق واقعیت حقیقی وآگاهی انسان است،وتفکر نوعی ماده یابالاترین فرم ماده یعنی انعکاس ماده درآگاهی انسان است. ماده یعنی تمام واقعیات جهان،خصوصیتی دیالکتیکی دارد وبدلیل مادی بودن تفکر،طبیعت،و جامعه، هرسه آنان دررابطه ای عمومی وجهانی باهمدیگر قراردارند.علوم تجربی وفلسفه آنزمان هنوز طبیعت وتفکرراازهم جدا می دیدند و تاثیرکار و فعالیت انسان روی فکررانادیده میگرفتند.انگلس میگفت ازآنزمان که انسان آموخت درطبیعت تغییردهد،فکروی نیز درآن رابطه مجبوربه تغییرشد. زمان ومکان وفضا،فرم های هستی ماده هستند.طبق کشفیات جدید علمی وتجربی انسان توانست بجای سکوی ضرورت،ازسکوی آزادی به پروازدرآید.

انگس آنزمان یکی ازافرادمورداعتماد جنبش کارگری جهانی بود.اوکوشید طبقه کارگر رابا اندیشه کمونیسم علمی متحد سازد.وی با اشاره به وظیفه تاریخی طبقه کارگر،جنبش اجتماعی رامحصول سرمایه داری صنعتی استثمارگرمیدانست.امروزه اشاره میشود که سخنان انگلس غالبا بدورازخشونت انقلابی ودرآرزوی خواسته های قانونی وپارلمانی تفسیرمیشدند.درقرن بیست جهانبینی کارگری انگس پروازی جهانی داشت.درنظراوهرجامعه ای نشان ازروابط لحظه های کار اقتصادی،سیاسی،فرهنگی، وایدئولوژیک دارد.درادبیات وهنر، انگلس یکی از نظریه پردازان رئالیسم سیوسیالیستی بود.اومیگفت که انسان باید ازطریق هنروادبیات برای جامعه بی طبقه کمونیستی آینده آماده شود.بعدها تعداد زیادی از تئوریسین های ادبی وهنرمدرن کشورهای سوسیالیستی سایق متکی به نظرات او شدند.

منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

هایدگر؛ فیلسوف میان دو جنگ

فلسفه هایدگر،فیلسوف آلمانی،پیرامون سئوال درباره معنی وهدف هستی است. درشاهکاراویعنی کتاب “هستی وزمان”درسال ۱۹۲۷،ادعامیشود که …

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved