تازه:
جمعه , ۹ عقرب ۱۳۹۹
خانه » مقالات » مسائل بین الملل » مسائل جهانی » تاریخچه پیدایش دولت اسرائیل و اوضاع فلسطین

تاریخچه پیدایش دولت اسرائیل و اوضاع فلسطین

۱- تشکیل کشور اسرائیل:

 فلسطین سرزمین مقدس ادیان آسمانی بوده و مورد توجه و منازعه یهودیان، مسلمانان و مسیحیان است. بخاطر فلسطین جنگهای مشهور صلیبی بین مسیحیان و مسلمانان در سال ۱۰۹۵ میلادی در گرفت و سالیان درازی پیروان این دو دین آسمانی بروی هم شمشیر کشیدند. در همین سرزمین است  که حضرت عیسی علیه السلام و خیلی از پیامبران خدا بدنیا آمدند. یهودیان ادعا دارند که در فلسطین و مناطق اطراف آن که شامل مصر، اردن، لبنان و سوریه می شود یهودیان می زیسته اند و در این مناطق یهودیها هزاران سال تاریخ دارند؛ برعکس فلسطینی ها این ادعا رد می کنند. در هر صورت فلسطین سرزمین باستانی و مقدس است و جای تاسف است که چنین مکان مقدسی میدان خشونت، کشتار، ظلم و نفرت شده است.

در تشکیل کشور یهود و برسمیت شناختن دولت اسرائیل و ادامه خشونتها، قدرتهای استعماری جهان نقش اساسی داشته اند.  پس از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۷ قوای انگلیس وارد فلسطین شدند و این منطقه را از کنترل امپراتوری عثمانی خارج ساختند. ناسیونالیستان عرب که نمی خواستند ترکان عثمانی بر آنها حکومت کنند در جنگ جهانی به کمک برتانیا شتافتند و علیه مسلمانان ترک با حمایت بریتانیا جنگیدند. سر انجام امپراتوری اسلامی عثمانی آنوقت اراضی عرب نشین خود را از دست داد و آن مناطق به شمول فلسطین، تحت قلمرو بریتانیا قرار گرفت. در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ کشورهای با قدرت اروپایی مانند بریتانیا، فرانسه و ایتالیا طرح پنهانی تقسیم امپراتوری عثمانی را ریختند و پس از شکست امپراتوری عثمانی ، انگلیس و فرانسه در سال ۱۹۱۶ بر سر تقسیم خاورمیانه با هم به توافق رسیدند که این معاهده بنام معاهده سایکیس- پیکوت ۱۹۱۶ یاد می شود. ۱

کشور و دولت اسرائیل توسط بریتانیا ایجاد شد و این هدیه ای بود به اعراب ناسیونالیست که علیه برادران مسلمان ترک خود و خلیفه مسلمان عثمانی شوریدند و دست دوستی و کمک بسوی بریتانیا دراز کردند. تاریخ حکایت از آن دارد که در دوم نوامبر سال ۱۹۱۷ سکرتر وزارت خارجه بریتانیا آقای جیمز آرتور بالفور۲ طی نامه ای به لورد والتر روتچیل۳ از رهبران سازمان سهیونیستی انگلیس اعلان داشت که دولت انگلیس از ایجاد کشور مستقل یهود در سرزمین فلسطین حمایت می کند و این  اعلامیه در تاریخ بنام “اعلامیه بالفور ۱۹۱۷”  یاد می شود. ۴  سال ۱۹۱۷ همزمان است با اشغال فلسطین توسط قوای بریتانیای کبیر که از مصر وارد آنجا شدند.

در سال ۱۹۲۲ طرح موسوم به کاغذ سفید۵ از سوی دولت انگلیس که مشهور به طرح چرچیل نیز است برای ایجاد کشور یهود در فلسطین اعلان شد . در سال ۱۹۹۲ قانونی در ۲۸ ماده ۶ از سوی دولت بریتانیا در مورد فلسطین وضع شد که ماده چهارم این قانون سازمان سهیونیستی یهودیان را برسمیت شناخته و به آن سازمان در مسایل اقتصادی، اجتماعی و دیگر فعالیتها برای تاسیس کشور ملی یهود در فلسطین قانونیت داده است و بطور کاملا” واضع در این ماده قانون نوشته شده است که این سازمان به یهودیان در تشکیل دولت ملی شان در فلسطین کمک کند. (ماده ۴ قانون دولت بریتانیا برای فلسطین ۱۹۲۲). ماده ۶ همین قانون چنین حکم می کند که اداره حکومت در فلسطین ملزم به تشویق یهودیان برای مهاجرت به فلسطین با همکاری سازمان سهیونیستی یهودیان و ایجاد سهولتهای لازم می باشد. (ماده ۶ قانون دولت بریتانیا برای فلسطین ۱۹۲۲).

در تاریخ فلسطین دیده می شود که به هر مهاجر یهودی پول هنگفتی برای تشویق به مهاجرت شان به فلسطین داده می شده است که رقم آن بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پوند بود. در آن زمان این پول مبلغ قابل توجه برای تشویق یهودیان برای مهاجرت بوده است.

ماده ۷ قانون ۱۹۲۲ بریتانیا برای فلسطین، حکم می دهد که اداره فلسطین باید برای یهودیانی که فلسطین را برای مسکن دایم خود اختیار می کند تابعیت دهد (ماده ۴ قانون دولت بریتانیا برای فلسطین ۱۹۲۲). حقوق و حمایت یهودیان در دیگر مادهای این قانون نیز ذکر شده است، البته در این قانون به حقوق ساکنان غیر یهود در فلسطین نیزاشاره شده است که می توان از داشتن آزادیهای اساسی آنها نام برد.

الزاما” باید گفت که امپراتوری عثمانی با تمام نواقصی که داشت عظمت جهان اسلام بود و اگر این امپراتوری شکست نمی خورد هرگز مسلمانان به این خواری و خفت دچار نمی شدند. قدرتهای اروپایی آرزوی نابودی امپراتوری عثمانی را داشتند که این ارزوی شان در جنگ اول جهانی بر آورده شد. اعراب ملی گرا برای کسب استقلال شان از جنگ اول جهانی استفاده کرده و با حمایت بریتانیا و دیگر کشورهای غربی با سربازان عثمانی جنگیدند و در سقوط امپراتوری عثمانی نقش داشتند. سر انجام اعراب به دام استعمار بریتانیا و فرانسه و ایتالیا افتادند. از سوی دیگر همین بریتانیا که دست اعراب را در جنگ علیه امپراتوری عثمانی گرفته بود، در تشکیل و توسعه و برسمیت شناختن دولت یهود در فلسطین نقش اول و کلیدی را داشت، طوریکه می شود گفت بریتانیا پدر اسرائیل امروزی است. 

 

 

۲- قیامهای ملت فلسطین

 

مهاجرتهای گسترده و روز افزون گروههای یهودی به فلسطین با مقاومت مردم مسلمان فلسطین رو برو شد و اعتراضات گسترده ای ساکنان آن سرزمین را بر انگیخت. این در حالی بود که امپراتوری عثمانی سقوط کرده بود و بجای آن جمهوری دموکراتیک ترکیه تحت رهبری مصطفی کمال “اتاتورک” به سرزمین کوچکی تبدیل شده بود و اکثریت سرزمینهای اسلامی در زیر سلطه کامل کشورهای اروپایی بخصوص بریتانیا قرار داشت و این امپراتوری برای تشکیل دولت یهود در فلسطین عزم راسخ داشت.

در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ اوج انقلاب مردم فلسطین بود که احزاب و گروههای متعدد فلسطینی علیه اشغالگران بریتانیایی و مهاجران یهودی می جنگیدند. در مقابل دولت بریتانیا در فلسطین بین ۶۰۰۰ تا ۱۴۰۰۰ پولیس یهودی را آموزش و تجهیز نمود تا در برابر قیام فلسطینیان در کنار ارتش بریتانیا بجنگند. در طی این سالها بود که هزاران فلسطینی کشته و زخمی شدند و صدها هزار دیگر آواره گردیدند. در این زمان است که تصفیه قومی و قتل عام ملت فلسطین شدت می گیرد که پروسه آن هنوز هم ادامه دارد. قابل یاد آوری است که در کنفرانس جهانی مبارزه با نژاد پرستی در دوربند افریقای جنوبی که در سال ۲۰۰۱ از سوی سازمان ملل متحد برگزار شد، اسرائیل متهم به نقض حقوق بشر و نژاد پرستی شد و نماینده اسرائیل و امریکا کنفرانس را ترک گفتند. این محکومیت جهانی اسرائیل را در انزا قرار می داد و پیام همدردی ملل جهان با ملت فلسطین بود، که متاسفانه با حمایت امریکا از اسرائیل مواجه شد و از طرف دیگر بلافاصله وقوع حوادث ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ رخ داد و این محکومیت به فراموشی سپرده شد. واقعه ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ دقیقا”   ۳ روز بعد از ختم کنفرانس دوربند پیش آمد که حتی خیلی ها ارتباط این دو واقعه را باهم ممکن می دانند. (جهت معلومات بیشتر مراجعه شود به گزارشات کنفرانس دوربند ۲۰۰۱)۸٫

 

۳- تاسیس دولت اسرائیل و جنگ استقلال

سر انجام در سال ۱۹۴۷ پس از تقسیم هند به دو کشور هند و پاکستان، سازمان ملل متحد این راه حل را برای فلسطین نیز موثر دانست و در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه ۱۸۱ تاسیس دو دولت مستقل عرب و یهود را در فلسطین با ۳۳ رای موافق بر ۱۳ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع قانونیت بخشید.۷ طبق این فیصله %۵۶ از اراضی تحت کنترل اداره فلسطینی بریتانیا به یهودیان با جمعیت حدود %۸۰ یهودی تعلق می گرفت. در این قطعنامه بیت المقدس شهر فاصل بین دو دولت عرب و یهود تحت اداره سازمان ملل متحد ذکر شده است. این فیصله در آن زمان از سوی اکثریت یهودیان پذیرفته شد، اما از سوی اکثریت فلسطینیان مسلمان و دولتهای عرب رد شد. کشورهای عربی خواستار ارجاع این موضوع به محکمه بین المللی شدند وتاسیس دولت یهود را نپذیرفتند. اسرائیل دولت مستقل خود را در سال ۱۹۴۷ که شامل اکثریت اراضی فلسطینیان می شد اعلان داشت و با این وجود اعراب جنگ را علیه دولت اسرائیل آغاز نمود و این در حالی بود که بریتانیا توانسته بود همراه با سایر متحدین خود در جنگ جهانی دوم جبهه مخالف خود را شکست دهد که شامل ترکیه نیز می شد. با این وجود بریتانیا که نقش اساسی در ایجاد کشور یهود داشت پس از جنگ جهانی دوم نیز یک ابر قدرت قوی مانند گذشته بود، اما در عوض کشورهای اسلامی یا زیر سلطه غربیها بودند و یا بسیار پراکنده و اوضاع نا بسامان و ضعیف داشتند. جنگ یکساله (۱۹۴۹-۱۹۴۸) اعراب و اسرائیل نه تنها که دولت اسرائیل را سقوط نداد، بلکه حاکمیت ظالمانه آنرا با شکست اعراب بر سراسر فلسطین گسترش داد.۹

دولت بریتانیا نه تنها که در ایجاد کشور ملی یهود در فلسطین نقش یک پدر دلسوز را بازی نمود، بلکه در برسمیت شناختن دولت اسرائیل نیز نقش اساسی داشت، طوریکه پس از ختم جنگ جهانی دوم حزب کارگر بریتانیا برنده انتخابات شد و این حزب از سالها بحث تاسیس دولت یهود را طرح می کرد و پس از پیروزی از ایجاد و برسمیت شناختن دولت اسرائیل حمایت کرد.

       

ماخذ: نقشه از وبسایت ویکی پیدیا (۲۰۰۸) که در آن تاسیس دو دولت عرب و فلسطین را در سال ۱۹۴۷ نشان می دهد. رنگ زرد مناطق دولت عربی و  رنگ نارنجی مناطق دولت یهودی را مشخص می کند.۱۰

 

در سال ۱۹۴۸ که دولت یهود به رهبری دوید بن گوریون تاسیس شد،  آخرین سربازان بریتانیا از فلسطین خارج شدند گویا که دیگر به ماموریتی که داشتند نایل آمدند.  تاسیس دولت اسرائیل در همان آغاز در سال ۱۹۴۷ از سوی دو دولت بزرگ جهان یعنی دولت امریکا بریاست جمهوری هری ترومن و اتحادیه جماهیر شوروی برهبری جوزف استالین برسمیت شناخته شد. (۱۱ ویکی پیدیا ۲۰۰۸). پروسه تحکیم پایه های حکومت اسرائیل همچنان ادامه یافت و نزاع اعراب و فلسطین بطور لاینحل باقی ماند تا اینکه در سال ۱۹۶۷ جنگ مشهور” ۶ روزه اعراب و اسرائیل” ۱۲ با پلان از پیش طرح شده ای قدرتهای ذینفع به وقوع پیوست و در این جنگ اسرائیل موفق شد اراضی بیشتری از اعراب را تحت تصرف خود در آورد و کشورهای عربی را شکست دهد. جنگهای دیگر اعراب و اسرائیل چون جنگ ۱۹۷۴- ۱۹۷۳ و ۱۹۸۲ نیز به پیروزی اعراب منجر نشد.  دولتهای عربی که اغلب امید به حمایت اتحاد جماهیر شوروی داشتند چندان حمایتی از آن اتحادیه ندیدند. آنها بدون توجه به اینکه استالین رهبر شوروی، تاسیس دولت اسرائیل را در سال ۱۹۴۷ برسمیت شناخت و از طرف دیگر حزب کارگری بریتانیا بعنوان یک حزب چپ نقش مهمی در تاسیس دولت اسرائیل بازی کرد و بعد از ختم جنگ جهانی دوم وقتی در انتخابات به پیروزی رسید از تشکیل دولت اسرائیل حمایت کرد. این ساده لوحی اعراب بود که علیه برادران مسلمان خود یعنی بر ضد خلافت اسلامی عثمانی با همکاری بریتانیا جنگیدند و سر انجام بریتانیا این کشورها را مستعمره خود ساخت و فلسطین را به یهودیان بخشید. از جانب دیگر اعراب دست کمک بسوی شوروی دراز کرد و اغلب گروههای مبارز فلسطینی بخاطر نجات فلسطین به گرایشهای چپی و مارکیسستی روی آوردند و در نهایت دیده شد که اتحاد شوروی به جز شعار و فروختن اسلحه خود و تامین منافع ملی اش هیچ کمکی به اعراب و به ویژه به خلق مظلوم فلسطین نکرد. در حقیقت فلسطین نمونه ای خوبی از خیانتها و معامله ها بین شرق و غرب و کشورهای عربی است که هنوز هم بعنوان یک نقطه بحرانی و قابل انفجار نگهداشته شده است. میلیونها فلسطینی در کشورهای دیگر در مهاجرت بسر می برند، اما هر روز یهودیان جدیدی به اسرائیل انتقال داده می شوند و در اراضی فلسطینیان با زور اسلحه در انظار جامعه جامعه جهانی و سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشر اسکان داده میشوند و بر عکس مردم فلسطین نسل کشی می شوند. در هر حال امروزه دولت اسرائیل از قدرت سیاسی، اقتصادی، نطامی قوی بر خور دار است. جایگاه یهودیان در اقتصاد جهانی چشمگیر است. اسرائیل دارای قوای مسلح آزموده و  اسلحه اتمی می باشد و هیچ نظارتی هم بر تسلیحات هسته ای این کشور نیست. اکثر کشورهای قوی جهان جانب اسرائیل است. این کشور دارای نظام دموکراتیک است و با ۱۶۳ کشور جهان روابط دیلماتیک دارد که شامل بعضی کشورهای اسلامی نیز می شود. حتی با چند کشور عربی به شمول مصر و اردن و امارات متحده عربی (امارات متحده عربی تنها روابط اقتصادی دارد) ارتباطات دیپلماتیک دارد. در سازمان ملل، کشورهای قدرتمند چون امریکا قاطعانه از منافع اسرائیل حمایت می کند و تا بحال دهها قطعنامه آن سازمان را با حق “وتو” اش خنثی کرده است. در مقابل کشورهای عربی که دارای اقتصاد غنی اند، اما در قضیه فلسطین باهم متحد نیستند و هر یک در جستجوی منافع کشور خود است. هیچ یک از این کشورها دارای نظام دموکراتیک به مفهمو واقعی اش نیست. بیشتر کشورهای عربی حقوق شهروندان خود را نقض می کنند. کشورهای غربی که از ناحیه بنیادگرایی افراطی و به خطر افتادن منابع انرژی نفت و گاز و امنیت منطقوی و جهانی در کشورهای عربی هراس دارند، حاکمیت استبدادی حکام عرب را علیرغم  نقض حقوق اساسی شهروندانشان قبول دارند و از حکام مستبد عرب حمایت می کنند. حتی در بعضی موارد دیده شده است که کشورهای غربی در سرکوب نهضت هایی که از طریق انتخابات دموکراتیک به پیروزی دست یافتند، اما چون خطر قدرت گرفتن بنیاد گرایی اسلامی در آن بوده است، بطور محرمانه ای دست داشته اند، مانند انتخابات االجزائیر۱۹۹۱، ۱۳ که درآن گروه اسلامی الجزائیر به رهبری عباس مدنی به پیروزی رسید، اما اجازه تشکیل دولت نیافت و سرکوب شد. چنین روشهای در انتخابات پارلمانی بحرین که اکثریت جمعیت شیعی این کشور برنده شدند، اقدامات غیر دموکراتیک برای جلوگیری شان انجام شد. در فلسطین سازمان حماس  از راه انتخابات آزاد و دموکراتیک به پیروزی رسید، اما با آن مخالفت شد تا راه خشونت را در پیش گرفت. غرب در واقعیت امر، خارج از قلمرو خود بطور جدی حامی دموکراسی نبوده است. حتی در رشد نبیاد گرایی افراطی نقش سازنده ای داشته است که بعنوان نمونه  می توان از حمایت سیاسی، اقتصادی وتسلیحاتی غرب از گروههای بنیادگرایی افغانی و پاکستانی نام برد. بر هیچ کسی پوشیده نیست که کشورهای غربی خلاف شعارهای شان از افراط گرایان اسلامی افغانی و پاکستانی و عربی و …، حمایت کردند. حتی در ایجاد گروه طالبان و بقدرت رساندن آنها غربیها تاثیر داشتند و طالبان یک پروژه گذار برای طرحهای کلانتر غرب بود. با سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱، کشورهای غربی اصول دموکراسی را در کنفرانس بن زیر پا گذاشت. آقای کرزی که در کنفرانس بن با کسب ۲ رای در برابر آقای ستار سیرت که ۱۱ رای را برده بود از سوی غربیها ترجیح داده شد و خلاف اصول دموکراسی حق ستار سیرت
پایمال شد و کرزی با ۲ رای به ریاست دولت انتقالی منصوب شد
  و از آن طریق به مراحل طولانی تر راه یافت.

 

 

۴- اختلافات گروههای فلسطینی

در انتخابات پارلمانی ۱۹۹۶ گروه تندرو اسلامی حماس توانست حمایت اکثریت مردم فلسطین را که از ستم اسرائیل به تنگ آمده اند با بدست آوردن ۷۶ کرسی از مجموع ۱۳۲ کرسی برنده انتخابات شود و رقیب خود سازمان الفتح را شکست سختی دهد. گروه الفتح تنها برنده ۴۳ چوکی بود. سازمان حماس که گویا از حمایت سوریه و ایران بر خور دار است حاضر نشده است اسرائیل را برسمیت بشناسد و با اینکه بطور دموکراتیک برنده انتخابات شد، اما مورد حمایت جامعه جهانی خصوصا” ممالک غربی قرار نگرفت. با این وجود دیری نگذشت که دو گروه سر سخت رقیب فلسطینی یعنی سازمان الفتح و حماس بر سر قدرت با هم درگیرشدند و ماهها بروی هم آتش گشودند که سر انجام غزه که پر جمعیت ترین شهر فلسطین است از سال ۲۰۰۷ در کنترل سازمان حماس بیافتد و اداره آن تاکنون در اختیار این گروه است. اسرائیل توانست از ضعفهای این دو گروه قدرتمند استفاده کند و آنها را بجان هم اندازد. لازم به تذکر است که کشورهای حامی گروههای فلسطینی چه کشورهای اسلامی و چه ممالک غیر اسلامی هیچ کمک موثری به حل مشکلات فلسطینیان نکرده اند و اغلب شان در حد شعارحمایت از فلسطین بسنده کرده اند که این امر شامل عربستان سعودی بعنوان مرکز جهان اسلام و دو کشور ایران و سوریه بعنوان متحدین ضد اسرائیل نیز می شود. 

 

 

۵- غزه در آتش و خون

 غزه با مساحت حدود ۴۵۰۰۰ کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود ۴۰۹۰۰۰ نفر (۲۰۰۶) که %۷۵ جمعیت آنرا جوانان زیر ۲۵ سال تشکیل می دهند، پر جمعیت ترین شهر فلسطین است. این شهر دارای قدامت ۵۰۰۰ ساله است و نام خیلی از تاریخ سازان جهان و حکومتهای گذشته را در تاریخ خود به ثبت دارد. از ۱۱ قرن قبل از میلاد مسیح (ع) حکومت داود پیغمبر گرفته تا مصریان، عاشوریان، امپراتوری هخامنشی پارس، اسکندر کبیر، امپراتوری روم، اعراب مسلمان، حکومت فاطمیان شمال افریقا، حکام مملوک ترکتبار، امپراتوری عثمانی، امپراتوری بریتانیای کبیر الی سلطه اسرائیل و واگذاری آن در سال ۲۰۰۳ به اداره خود گردان فلسطین.   درحال حاضر این شهر در کنترل یکی از تندرو ترین گروههای اسلامی فلسطین “حماس” قرار دارد. این گروه هر چندگاهی دست به ماجرای جدیدی می زند و دنیای از مشکلات را برای مردم غزه خلق می کند. در حقیقت رفتار ماجراجویانه ای حماس خدمتی به منافع اسرائیل است تا مردم مظلوم فلسطین. بارها دیده شده است که سازمان حماس با پرتاب چند راکت بسوی شهرکهای یهودی نشین بهانه ای حمله بدست اسرائیل داده و آن دولت که از جانب امریکا و خیلی از کشورهای دیگرغربی حمایت می شود، بطور وحشیانه از هوا و زمین به مناطق فلسطینیان یورش برده و هر بار دست به کشتار بیرحمانه و ویرانی اماکن مسکونی زده است.  در هربار، تلفات سنگین و خرابیها و زیانهای بی شماری به مردم فلسطین وارد شده است، اما این گروه ازین حوادث غمبار درس عبرت نگرفته و در سیاست و فعالیتهای خود تغییری ایجاد نکرده است و مرغش فقط یک پای دارد. در آخرین حمله اسرائیل بر غزه که در پاسخ به حملات راکتی گروه حماس صورت گرفت در مدت ۳ هفته یک فاجعه انسانی بزرگ  به بار آمد. حماس طبق معمول بسوی اسرائیل موشک پرتاب کرد و سیاستمداران اسرائیلی که در انتظار چنین بهانه ای بودند تا در آخرین روزهای دولت رئیس جمهور بوش به قلمرو حماس حمله کنند، ازین فرصت پیش آمده استفاده کرده و بطور وحشیانه مردم بیگناه فلسطین را قتل عام کردند. طبق گزارشات موثق از آغاز حمله اسرائیل در ۲۷ دسمبر ۲۰۰۸ تا ختم آن در ۱۹ حنوری ۲۰۰۹ بیش از ۱۳۰۰ فلسطینی که اغلب آنها غیر نظامیان بودند کشته و ۵۳۰۰ نفر زخمی شدند. در این مدت حدود نیم میلیون فلسطینی از کمبود آب، غذا و برق و خدمات صحی در زیر آتش جنگ رنج بردند. بخش وسیعی شهر بکلی ویران شده است. مخارج بازسازی مناطق فلسطینی در حدود ۵/۱ میلیارد یورو بر آورد شده است. در مقابل از اسرائیل ۱۳ نفر که شامل ۱۰ سرباز و ۳ غیر نظامی است کشته شده و ۵۱۸ نفر زخمی گردیدند. دقیقا” تلفات فلسطینی ها صد برابر اسرائیلی ها بوده است. هر دو جناح درگیر ادعای پیروزی می کنند، اما حقیقت تلخ این است که بازنده اصلی مردم بیچاره فلسطین است، نه گروه حماس و نه اسرائیل. با این وجود آیا رهبری حماس حافظ منافع مردم فلسطین بوده است؟ این در حالیست که سازمان الفتح نیز از یک اداره سالم و دلسوزانه ای بر خور دار نیست و این اداره متهم به فساد و بی کفایتی است. جالب این است که اسرائیل دقیقا” یکروز مانده به انتقال قدرت از رئیس جمهور بوش به آقای اوباما به جنگ پایان داد و از غزه خارج شد. باید دید که با انتقال قدرت به دموکراتها و آغاز کار دولت آقای اوباما چه تغییراتی در سیاست خارجی امریکا و بخصوص در امور خاورمیانه این کشور و منازعه اعراب و اسرائیل نمایان می شود. آیا به رنج و آوارگی میلیونها فلسطینی خاتمه داده خواهد شد؟ با اینکه خیلی ها امید وارند، اما نباید انتظار چندانی داشت، زیرا در ایالات متحده امریکا ۵ بیش از میلیون یهود زندگی می کنند که سرمایه دار ترین شهروندان آن کشور هستند و آنها نقش مهمی را در سیاست امریکا دارند. از طرف دیگر منافع خیلی از کشورها مانند فروش اسلحه به اعراب و دیگر مسایل بغرنج در اوضاع این منطقه ربط دارند که متاسفانه چندان امیدی به حل قضیه فلسطین دیده نمی شود.

 

جدول ذیل آمار تلفات طرفین  را در جنگ غزه نشان می دهد:

 

…….

 

 

 

 

منابع استفاده شده در این مقاله به ترتیب شماره :

(۱) معاهده سایکیس- پیکوت ۱۹۱۶

Sykes-Picot Agreement The

http://avalon.law.yale.edu/20th_century/sykes.asp

(۲) جیمز آرتور بالفور

 Arthur James Balfour

http://en.wikipedia.org/wiki/Arthur_Balfour

(۳) لرد لیونل والتر روتچیل

 Lionel Walter Rothschild

http://en.wikipedia.org/wiki/Walter_Rothschild,_2nd_Baron_Rothschild

(۴) اعلامیه بالفور:

Balfour Declaration of 1917 (dated 2 November 1917

http://avalon.law.yale.edu/20th_century/balfour.asp

(۵) کاغذ سفید دولت انگلیس برای فلسطین یا بعبارتی طرح چرچیل برای فلسطین

The British White Paper of 1922, known as Churchill White Paper

http://www.mideastweb.org/1922wp.htm

 

http://avalon.law.yale.edu/20th_century/brwh1922.asp

 

(۶) قانون بریتانیا در فلسطین ۱۹۲۲

The Palestine Mandate

http://avalon.law.yale.edu/20th_century/palmanda.asp

(۷) منابع قطعنامه ۱۸۱ سازمان ملل متحد در برسمیت شناختن دو کشور مستقل عرب و اسرائیل در فلسطین ۱۹۴۷

UN General Assembly Resolution 181 (Partition Plan) November 29, 1947

http://www.mideastweb.org/unpartition.htm

http://www.yale.edu/lawweb/avalon/un/res181.htm

 

http://en.wikipedia.org/wiki/United_Nations_Partition_Plan_for_Palestine

 

(۸) کنفرانس جهانی دوربند ۲۰۰۱

Durban Conference 2001

http://www.ngo-monitor.org/article.php?id=1026 

http://www.ngo-monitor.org/article/ngo_forum_at_durban_conference

http://en.wikipedia.org/wiki/World_Conference_against_Racism_2001

(۹) جنگ اعراب و اسرائیل (۱۹۴۹-۱۹۴۸) که منجر به تسلط دولت اسرائیل بر اکثر مناطق فلسطین شد.

http://www.onwar.com/aced/data/india/israel1948.htm

(۱۰) نقشه اراضی دو دولت مستقل عرب و یهود در فلسطین طبق فیصله سازمان ملل در سال  ۱۹۴۷

http://en.wikipedia.org/wiki/File:UN_Partition_Plan_For_Palestine_1947.png

(۱۱) برسمیت شناختن دولت اسرائیل از سوی امریکا و شوروی ۱۹۴۷

http://en.wikipedia.org/wiki/History_of_Israel

(۱۲) جنگ ۶ روزه اعراب و اسرائیل

http://www.peacefaq.com/sixdaywar.html

(۱۳) برنده شدن گروه اسلامی بنیادگرای الجزائیر در  انتخابات ۱۹۹۱ و آغاز جنگ داخلی خونین از سال ۱۹۹۲

Looklex: http://lexicorient.com/e.o/algerian_civil_war.htm

Dictionary of Wars, 10; CIA Wolrd Fact Book-Algeria

http://www.onwar.com/aced/chrono/c1900s/yr90/falgeria1992.htm

 

 Wikipedia: http://en.wikipedia.org/wiki/Algerian_Civil_War

 

(۱۴) جدول تلفات طرفین درگیر در جنگ غزه از سایت ویکی نیوز (۲۰۰۹)

Wikinews 2009

http://fi.wikinews.org/wiki/Israelin_hy%C3%B6kk%C3%A4ys_pys%C3%A4htyi_Gazassa

منبع: شبکه قلم
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

این را هم ببینید!

راست های آبدار و دروغ های شاخدار دونالد ترامپ!

دونالد ترامپ در رسانه های غربی به "رئیس جمهوری که زیاد دروغ می گوید"، مشهور شده است. اما به نظر من، ترامپ فقط دروغ زیاد نمی گوید. او راست هم زیاد می گوید و اگر راست گفت، خوب راست می گوید. پنج سال پیش دونالد ترامپ خطاب به اوباما گفت« او پدر داعش است. او داعش را پایه گذاری کرد و...». و اکنون، ترامپ در تازه ترین سخنان خود با صراحت بیشتر می گوید اگر بخواهم ظرف یک هفته به جنگ افغانستان پایان می دهم اما من نمی خواهم... ترامپ تا اینجای سخن خود کاملا راست می گوید. ختم جنگ در افغانستان هرگز در دستور کار امریکایی ها نبود و الان هم نیست و هم نخواهد بود درحالیکه گره آن دقیقا در دست غرب و امریکا بود و هنوز هم هست.

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت می باشد CopyRight 2017- All Rights Reserved